حمیدرضا مدنی قمصری
زندگینامه شهید
شهید حمیدرضا مدنی در سال 1342 در تهران متولد شد. او در خانوادهای کاملا مذهبی پرورش یافت. پس از طی کردن کودکی خود به مدرسه رفت و دوران تحصیل را با موفقیت پشت سر گذارد. او از هوش و ذکاوت بالایی برخوردار بود. در دوران نوجوانی فعالیت زیادی را در مسجد انجام میداد و عضو فعال بسیج هم بود. وقتی که جنگ شروع شد. ایشان ازدواج کرده بودند و صاحب یک فرزند هم بودند. در حین این که مسئولیت خانواده را به عهده داشت، تصمیم گرفت برای دفاع از ناموس و میهن اسلامی راهی جبهههای جنگ شود و از اوایل جنگ تا زمانی که چندین بار مجروح شد در جبههها خدمت میکرد. او در سال 1362 شیمیایی شد. حدود 6 سال تمام را در بستر بیماری به سر برد. تا این که در سال 1371 در بیمارستان به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه دوم شهید حمیدرضا مدنی قمصری
تاریخ: 1371/07/01
وصیت نامه دوم شهید حمیدرضا مدنی قمصری تاریخ : 1371/07/01 بسم الله الرحمن الرحیم به نام خدایی که جانم از اوست و هستیم داد و به رسول خدا)ص) درود و سلام و شهادت میدهم و پیامبر بر حق الهی است و به ائمه اطهار و معصومین شهادت میدهم که نائبین بر حق و فرستادگان و راه گشایان دین محمد(ص) برای ما بودهاند. «أَشْهَدُ أن لا إِلَه إِلاّ الله و أَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله و أَشْهَدُ أنَّ علی ولی الله.» خونین پر و بالیم خدایا بپذیر هر چند شکسته بالیم، بپذیر سر در قدم تو باختن چیزی نیست این هدیه کوچکی است از ما بپذیر با سلام و درود به روح مطهر امام(ره) و تمامی خدمت گزاران به اسلام و مسلمین. سخنی چند به عنوان وصیت نامه مینویسم. باشد که مورد قبول بارگاه احدیت قرار گیرد. در این موقعیت که اسلام عزیز مورد هجوم عناصر بیگانه قرار گرفته است و همه چیز ضد اسلام ناب محمدی(ص) است بر من و شما برادر و خواهر گرامی واجب است که از مظلومیت اسلاممان دفاع کنیم و نگذاریم که پرچم سرخ شده به خون شهیدان و جانبازانمان که به رهبری امام رضوان الله تعالی علیه برافراشته شده است بر زمین خورد که دیگر هیچ نخواهیم داشت و شاید مسئول و مدیون نیز باشیم که در این امر کوتاهی کرده باشیم. پس ای امت حزب الله روی سخنم با شماست، هدف اصلی زنده نگاه داشتن اسلام ناب محمدی(ص) است و باید مواظب باشیم با تمام کمبود ها و گرانی هایی که می بینیم و ملموس است خدای ناخواسته ایمانمان را از دست بدهیم و چیزی بگوییم که باعث خوشحالی دشمنانمان گردد. حال که قلم در دست گرفتهام و وصیت نامه می نویسم دردهای زیادی را تحمل کردهام و خدا گواه است همیشه خدا را شکر کرده ام و از او کمک خواستهام و ذکرم «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» بوده است ولی حالا از خوف خودش میترسم و در این نوشتن عذر بسیار از درگاهش می خواهم و نمی دانم این دردها و سختیها برای او بودهاست یا خیر، فقط در این اثنا خواهشمندم ای امت حزب الله برایم طلب مغفرت بفرمائید و هر کسی که توانست برایم نماز شب اول قبر و در سر خاکم اگر لیاقتی داشتم 7 مرتبه سوره قدر را بخواند که عجیب محتاج به آنم. برگه ای از زیارت عاشورا را حتما در قبرم قرار دهید چون منتظر رفتن به کربلا بودهام ولی سعادت در بیداری را نداشتهام ولی خدا را شکر می نمایم که 5 مرتبه در خواب به پابوس قبر آقا اباعبدالله رفتهام و باز هم منظر دیدارش هستم. در پایان از تمامی عزیزان که اینجانب را میشناختهاند عذر خواهی مینمایم و حلالیت میطلبم و اگر بدی از اینجانب چه در مراکز آموزشی و چه در جاهای دیگر که با من آشنا بودهاند داشته حقیر را عفو بفرمایید چون طاقت عذاب آخرت را ندارم. خوب دوستانم اگر حق الناسی از شما بر گردن من است حلال کنید و در صورتی که مادی است آن را از زندگیم کم کرده و وصول نمایید. دیگر چیزی ندارم که بگویم مگر قطعه شعری در خصوص جانباز: زخم ما پهلو به خنجر میدهد شیشه ما سنگ را پر میدهد نا امیدی اول امید ماست نخل ما چون خشک شد بر میدهد. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته وصیتنامه اینجانب حمیدرضا مدنی قمصری به تاریخ 1371/7/1 الهی العفووصیت نامه اول شهید حمیدرضا مدنی قمصری
تاریخ: 1363/09/30
وصیت نامه اول شهید حمیدرضا مدنی قمصری تاریخ : 1363/09/30 بسمه تعالی خدمت پدر عزیزم سلام عرض میکنم: پدر جان چند خواهش از شما دارم 1. مبلغ 5 هزار تومان به آقا رضا ثقفی بدهکارم که آن را می توانید از حقوق خودم پرداخت نمایید. 2. مبلغ 5 هزار تومان نیز به برادر عزیزم امید بدهکارم، آن را هم هر گونه که صلاح می دانید عمل کنید. سخنی با همسر، مادر و خواهرانم دارم، حجابتان مشت محکمی بر دهان ضد انقلاب است و قوت دادن به دین اسلام، امیدوارم حجابتان را کاملا حفظ کنید. همسرم فرزندمان را زینب گونه تربیت ساز تا بتواند برای دنیای اسلام مثمر ثمر باشد. امیدوارم پدر و مادر و برادر و خواهرانم و همچنین همسرم مرا ببخشند. اگر بدی از من دیدهاند به خوبی خودشان مرا عفو نمایند. به امید پیروزی رزمندگان اسلام ان شاءالله همه شما را در بهشت جاوید ملاقات خواهم نمود. ان شاءالله والسلام علی من التبع الهدی 30/ 9/ 1363 این متن جهت اطلاع پدرم میباشد.
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید