شهید محمود کاشی ها
شهید

محمود کاشی ها

نام پدر: یوسف
دانشگاه: —
مقطع: ------------------
رشته: فیزیک
تولد: تهران
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: 1365/12/10
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید محمود کاشی ها در سال ۱۳۴۲ در خانواد ه ای مذهبی در یکی از محله های جنوب غربی تهران دیده به جهان گشود و به راستی جزء یاران امام بود که در سال ۴۲ فرمودند: یاران من در گهواره هستند. او در سال ۱۳۴۸ در دبستان و راهنمایی "فصیح" شروع به تحصیل کرد و در سال ۱۳۵۶ با توجه به هوش و استعداد بالایش در دبیرستان "خوارزمی" مشغول به تحصیل گردید. او بسیار خوش خلق و گشاده روی و اهل نماز جماعت و نماز شب بود. وی در مسابقات متعدد قرآن و نهج البلاغه شرکت کرده و مقاماتی نیز به دست آورده بود. پس از اتمام سربازی با آن که زمان زیادی به کنکور نمانده بود، ایشان سعی و تلاش خود را نمود تا این که موفق به قبولی در رشته فیزیک دانشگاه تربیت معلم تهران سال ۱۳۶۴ گردید و از دانشجویان خوب گروه خود شد. شهید در ابتدای انقلاب که پانزده سال بیش تر نداشت در راهپیمایی ها شرکت می کرد و شب ها به پاس و گشت شبانه می پرداخت. او‌ پس از دریافت دیپلم در سال ۱۳۶۱ به خدمت مقدس سربازی در سپاه پاسداران در آمد که پس از مدت اندکی با توجه به آن که سرباز بود و رسمی نبود، مسئول گزینش سپاه سردشت گشت و سخنرانی هایی را برای برادران سپاهی انجام می داد که باعث رسمی شدن گروهی از آن ها گردیده بود. در آن زمان چنان در سپاه سردشت فعال گردیده بود که کُردها برای سرش جایزه گذاشته بودند و جالب این که پس از اتمام سربازی اش هنگام تصفیه حساب اکثر همکارانش متعجب مانده بودند که ایشان مگر سرباز بودند چرا که بسیاری از آنان توسط خود ایشان رسمی شده بودند و مسئولینش نیز بسیار به آن تاکید می کردند که با توجه به نیاز مبرم به ایشان رسمی شود و بماند. ایشان مدتی نیز به علت نیاز مردم به صورت بسیجی در آن جا مشغول بودند و می گفتند: من به جبهه به صورت بسیجی خواهم آمد ولی نمی خواهم از ادامه تحصیل عقب بمانم. او در حین درس هم دست از جبهه و‌ جنگ برنمی داشت. در تهران نیز به عنوان نیروی افتخاری کمیته مشغول به فعالیت و پاسداری بود. در سال ۱۳۶۵ همراه با تحصیل مشغول تدریس دروس دینی در مدارس جنوب شهر گردید. در اسفند ماه سال ۱۳۶۵ در حالی که تنها برادر کوچکش در جبهه حضور داشت او نیز به سوی جبهه شتافت و در کنار یکدیگر در عملیات تکمیلی کربلای ۵ در شمال دریاچه ماهی در شلمچه شرکت کردند و او در شب عملیات 65/12/10 در حالی که تیر به ران او اصابت کرد دعوت حق را لبیک گفت و به لقاء ش پیوست. پس از آن که پیکر مطهر او شانزده روز در منطقه عملیاتی بود، سرانجام در تاریخ 65/12/26 پیکر پاکش به تهران آمد و در کنار دیگر همراهانش در قطعه ۵۳ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید محمود کاشی ها
تاریخ: 1365/12/08

وصیت نامه شهید محمود کاشی ها تاریخ : 1365/12/08 به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان. با درود به روان پاک شهیدان اسلام از بدر و حنین تا عاشورا و از عاشورا تا کربلای ایران و از امروز تا حکومت مهدی (عج) و سلام بر امام امت، او‌ که با ندای ملکوتی اش هدف اصلی زندگی را برای ما بازگو می کرد و سلامی دیگر بر رزمندگان جان بر کف اسلام که از دنیایشان که همانند چند روزی بیش نیست، گذشتند و‌ جانشان را در طبق اسلام گذاشتند و آخرتی بس درخشان را برای خود ساختند. شهدا امروز رونده راهی هستند که حسین علیه السلام در کربلا با یارانش رفتند و‌ خونشان هم چون آن بزرگواران زنده کننده اسلام است. هر چه از شهادت و جنگ در راه خدا بگویم کم گفته ام و من که زبانم قاصر است و کوچک تر از آن هستم تا سخنی از شهید و منزلت آن ها بگویم چرا که هر که را که خدا بخواهد می برد و ‌خریدار جانش می شود. عزیزان من! دنیا با تمام زیبایی اش رفتنی است و دل بستن به آن که باعث از یاد رفتن آخرت بشود موجب بدبختی و عذاب اخروی است. چه‌ خوب است انسان در دنیا هر چه می کند و زحمت می کشد هدفش جز خدا چیز دیگری نباشد که در این صورت هم دنیا را دارد هم آخرت را. دنیا داشتن به مال و منال و ... نیست دنیا داشتن به عمل نیک و شایسته است. سخنی با خانواده ام: قبل از هر سخنی می دانم که من نتوانستم زحمات شما را قدر نهم و جبران کنم چرا که زحمات شما آن چنان زیاد است که من شاید قطراتی از آن ‌را جبران کرده باشم ولی اگر خداوند ما را به درگاهش قبول کرد و ‌شهادت نصیب من شد، بدانید که برای آخرتتان ذخیره ای اندوخته اید و ناراحت نباشید.‌ درباره پدر و مادر و‌ مادربزرگ و خواهر و برادر و همسر بزرگوارم، هر چه بخواهم بگویم کم گفته ام چرا که اگر تربیت شما نبود هرگز نمی توانستم بدین راه دست یابم و ‌هم چنین اگر ایمان و ایثار همسرم نبود شاید مثل الان خیالم آسوده نبود و خواهر و برادرم که از من راه را زودتر شناخته اند و کوچک تر از این هستم که نصیحتی بر ایشان کنم و تنها از شما می خواهم هر چه بدی از من دیده اید به بزرگواری خودتان ببخشید و از فامیل و دوستان و آشنایان برایم طلب بخشش کنید. و در پایان ضمن توصیه به ایمان و تقوا و دل نبستن به مال و منال زندگی از شما می خواهم به وصیت من که در زیر نوشته شده عمل کنید تا من راحت باشم: ۱. دو سال نماز برایم بخوانید. ۲. یک سال روزه برایم بگیرید. ۳. از همه فامیل و آشنایان برایم طلب بخشش کنید. به امید پیروزی همه رزمندگان اسلام. 65/12/8 والسلام. محمود کاشی ها

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.