شهید سید شجاع الدین رضوی سروستانی
شهید

سید شجاع الدین رضوی سروستانی

نام پدر: سید معزالدین
دانشگاه: دانشگاه شیراز
مقطع: کارشناسی
رشته: الکترونیک
تولد: شیراز
تاریخ تولد: 1332/07/12
تاریخ شهادت: 1359/10/18
محل شهادت: اهواز — اهواز
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم شهید سید شجاع الدین رضوی سروستانی در تاریخ 1332/07/12 در خانواده ای نظامی و با سواد در شیراز دیده به جهان گشود. نام پدر سید معزالدین و مادر ایشان ضیاء بود. ایشان به عنوان فرزند اول خانواده دوران کودکی را در شیراز گذرانده و با فرا رسیدن دوران کسب علم و دانش در 7 سالگی راهی مدرسه شد. ایشان دوران ابتدائی را در مدرسه ی سعدی واقع در محله شیشه گری و همچنین راهنمایی و دبیرستان را در مدرسه شیشه گری و دبیرستان رازی واقع در رودکی شیراز سپری کردند. ار آنجا که طبعی خروشان داشتند، موفق به اخذ مدرک دیپلم شدند سپس راهی خدمت سربازی شدند. ایشان 3 سال قبل از انقلاب راهی آمریکا جهت ادامه تحصیل شدند که با ورود حضرت امام ( ره ) به کشور فرانسه ایشان هم راهی فرانسه شدند. سپس در 12 بهمن 1357 با ورود امام به ایران ایشان هم وارد ایران شدند، از آنجا که شهید رضوی جزء افراد سرآمد و کارآمد کشور بودند، از قضات مسئولین بالا دستور تشکیل سپاه مازندران را گرفتند و سپس خود هم وارد سپاه خدمت شدند. تا اینکه جنگ سر گرفت و ایشان تحت عنوان پاسدار سپاه راهی جبهه های جنگ در اهواز شدند که در آخرین اعزام شهریور 59 بود راهی جنگ شدند و بالاخره در اسفند ماه 59 بر اثر انفجار نارنجک در مرحله ی آموزشی شربت شیرین شهادت را نوشیدند.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید سید شجاع الدین رضوی سروستانی

وصیت نامه شهید سید شجاع الدین رضوی سروستانی بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم پدر عزیز، مادر دلسوز، دوستان گرامی... عزیزانم مرا شهید ننامید که شهید شاهد است، شاهد لزوما عادل و عادل به کسی می گویند که هر چیز را در جای اصلی و حقیقی خود قرار دهد. و من قلبم، این خانه کوچک گران قیمت را نه گران که ارزان، نه به نور الله که به وجود کثیف و شوم شیطان سپردم و این بی­عدالتی محض است بنابراین من عادل نیستم لذا شاهد هم نمی توانم باشم و شهید هم نیز. آری مرا شهید نگویید که دیگران گمان نبرند که شهیدان مثل من قلبی سیاه از ظلمت گناه دارند من راه یافته نبودم که به دنبال راه می گشتم به همین خاطر هرگز نتواستم آنچه امام عزیز از امت توقع داشت همان باشم و عاملش قلب سیاهم بود که اجازه نمی داد او را نیک بشناسم. از شما تقاضا دارم در مجالس ترحیم حضرت صاحب زمان را به نایب عزیزش قسم دهید که پیش خدا شفیع من شود تا مورد عفوم قرار دهد. شما عزیزان را هم سفارش می کنم که در وجود امام عزیز دقت بیشتری کنید، راهش را با شناخت طی نمایید و حرفش را با تمام وجود بپذیرید و از دل و جان به آن عمل کنید. والسلام «در تشییع جنازه من فقط بگوئید ما همه سرباز توئیم خمینی»

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.