شهید اسفندیار حیدری علمدارلو
شهید

اسفندیار حیدری علمدارلو

نام پدر: کرمعلی
دانشگاه: مرکز تربیت معلم شهید بهشتی اقلید
مقطع: ------------------
رشته: آموزش ابتدایی
تولد: کازرون
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: —
محل شهادت: —
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم شهید اسفندیار حیدری علمدارلو فرزند کرمعلی از ایل شش بلوکی طایفه علمدارلو تیره حسن حسینی در اسفند ماه 1345 در خانواده ای مستضعف و با ایمان در محله ای سردسیری به نام چشمه رشید از توابع شهرستان آباده به دنیا آمد و در میان طبیعت جاندار و کوه های سرسبز واستوار بالیدن گرفت و صلابت و استقامت را ازکوه های سرافراز آموخت. دوران ابتدائی را در مدارس عشایری به پایان رساند و دوران راهنمائی و متوسطه را در شهرستان کازرون با اخذ دیپلم علوم تجربی در سال 1365 با موفقیت پشت سر گذاشت. دوران راهنمائی ومتوسطه این شهید مصادف با پیروزی انقلاب دبیرستان شهید بستان پور کازرون از کارهای روزمره ایشان بود و با سر پرستی انجمن اسلامی با تبلیغات اسلامی و نشر جزوات و کتاب های مذهبی به مبارزه با منافقین وافشای چهره کریه آنان پرداخت. شهید علاقه عجیبی به برگزاری مراسم عزای شهیدان کربلا داشت و دوستان و هم سنگران او نوحه های جانسوز او را هیچ وقت از یاد نمی برند. با گذشت ایام بر ایمان راسخ او افزوده گشته و اعتقاد او به رهبری انقلاب استوار تر می گشت جالب اینجاست که با وجود تأمین هزینه تحصیلی او باز طرف خانواده برای آمادگی برای مسئولیت های خطیر آینده روزهای جمعه کارگری می کرد و با پول آن کتاب و نوارهای مذهبی تهیه و در اختیار دیگران قرار می داد. شهید حیدری علاقه وافری به برگزاری دعای کمیل و قرائت قرآن و دعای فرج و دعای توسل واستغفار داشت و با اقتدا به امام امت اکثر شب ها حتی شب هایی که در محل بود وقتی که همه را درخواب می دید. علی وار از بستر گرم برخاسته و سر به کوه و بیابان می گذاشت و در کنجی خلوت به راز ونیاز با معبود مشغول می شد. تا سزاوار رسیدن به مقام محمود باشد صدای ناله ها و استغاثه های او هنوز در گوش ماست که باوجود سن کمش از کثرت گناه برخود می لرزید ومی گفت "الهی العفو ،الهی العفو" و با وجود این همه گرفتاری و شب زنده داری ها وشرکت درنماز جمعه وجماعات و بسیج و انجمن اسلامی هیچ گاه از درس غافل نبود و درتمام سال های تحصیل با نمرات عالی قبول می شد. احترام به پدر و مادر و تنها خواهر و برادرش صراحت لهجه اخلاص وصداقت بیان جذاب پشت کار فوق العاده و لبخند ملیحی که همشه چه هنگام شادی وچه هنگام ناراحتی برلب داشت او را انسانی لایق و برگزیده کرده بود و به خاطر همین خصوصیات افراد طایفه از خرد وکلان زن و مرد محبت او را در دل داشتند واکنون به خاطر او درسوگ و ماتم ابدی نشستند چون می دانند راست قامتی را از دست داده اند که گذشت ایام به هیچ وجه نمی تواند جای خالی او را پرکند، گرچه شهدا به فرمایش شهیدمظلوم بهشتی افتخارات ما هستند شهید حیدر ی در تاریخ 1361/11/09 از طریق بسیج کازرون به جبهه های نور علیه ظلمت شتافت و در تیپ امام سجاد 19فجر درس عاشقی و جانبازی و ایثار را از آنها آموخت و به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید اسفندیار حیدری علمدارلو
تاریخ: 1365/09/29

وصیت نامه شهید اسفندیار حیدری علمدارلو تاریخ : 1365/09/29 بسم الله الرحمن الرحیم " اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ ثُمَّ رَزَقَکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ ". خدای آن خدایی ست که خلق می کند و روزی می دهد سپس می میراند و بعد از آن زنده می کند (قرآن کریم). با نام خدای متعال، یاری دهنده یاری جویان و نصرت دهنده فتح کنندگان. درود و سلام بر منجیان عالم بشریت از آدم تا خاتم (ص). درود بر خمینی کبیر بت شکن قرن و سلام بر رزمندگان اسلام، منادیان شب، شیران روز، تکبیر گویان خطّه نور و توحید. هدف این همه انسان ها رسیدن به قرب پروردگار و شهادت در راه او است. هدف تمام بسیجی ها و ...، آزادی انسان های دربند از جور و ستم کافران است. انسان هایی که در گوشه وکنار جهان منتظر رسیدن بسیجیان دلاور ما هستند. به هر صورت همه ی جهان و همه ی انسان های روی کره زمین باید بدانند که خمینی (امام) نوری است که پرتواش تمام جهان را می گیرد و تا تمام ظلمات را روشن نکند، تا ظهور حجت حق مهدی موعود و در کنار آن امام پابرجا خواهد ماند و خاموشی از برای این نور وجود ندارد. هدف منِ حقیر گنهکار برای آمدن به جبهه تبعیت از خداوند و پیغمبر و امامان و خمینی است که همه ی آن ها جهاد را رکنی از ارکان اسلام دانسته اند. اما پدر من! امیدوارم به سلامت برگردم و اگر برنگشتم مرا حلال نما. التماس دعا دارم. تو صبورترین فرد خانواده هستی. سعی کن مادر و خواهرم را دلداری دهی. اما مادر من! من اکنون به یاد تو زنده ام و سختی های زندگی را به خاطر تو تحمل می کنم. و اما تقاضایم: باید در مرگ من مفتخر گردی که امانت الهی را به دست صاحب اصلی سپرده ای. صبور باش و دشمنان اسلام را با صبر و استقامت خود به ماتم بنشان چون هدف اسلام است و ارزش من در آن است که در راه خداوند خدمت کنم و اگر سعادت داشته باشم در راه او کشته گردم اگر چنین مقامی حاصل گشت، شکر خداوند را کن و گریه نکن تا دشمنان اسلام مایوس گردند. و اما برادر من! فعلا جنگ است و عزت و شرف ما در گِرو همین جنگ است و شما خواهرانم با پوشش اسلامی و حجاب مشت محکمی بر دشمنان اسلام بزنید. در پایان از همه می خواهم که مرا مورد عفو و بخشش قرار دهند. ۲۹/۰۹/۱۳۶۵ اسفندیار حیدری علمدارلو

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.