محمدرضا جعفری اصل
زندگینامه شهید
بسم الله الرحمن الرحیم شهید جعفر در سال 1343 در خانواده ای مستضعف و مذهبی به دنیا آمد و با تولدش روشنی و صفای خاصی به خانه محقرشان بخشید. چون در آن زمان یعنی در زمان تولدش پدرش در سفر مشهد بود هنگامی که بازگشت او را رضا نامیدند. او را رضا نامیدند چون خدا و خلق خدا از او راضی بودند. شهید جعفر از همان اوان کودکی خواندن نماز را یاد گرفت و به مسجد می رفت. رضا در سال 1349 به مدرسه رفت وچون از هوش و استعداد خوبی برخوردار بود. کلاس ها را یک به یک پشت سر گذاشت ودر تمام کلاس ها شاگر اول بود بطوری که تمام معلمانش توصیه او را به پدر و مادرش کردند تا بتواند به تحصیلات عالی برسد. شهید جعفری از سال چهارم دبستان تابستان ها به هر نحو که بود کار می کرد و خرج کتاب و دفتر و قلم خود را تامین می کرد واز سال پنجم دبستان بود که نمازش در سال سوم راهنمائی که بود راهپیمائی ها بطور دائم و فعالانه شرکت می کرد نمازش را همیشه بوقت خود و به جماعت می خواند. پس از اتمام دوره راهنمائی دوره دبیرستان را در دبیرستان امیر کبیر شروع کرد. ودر سال 1360 در ماه مبارک رمضان برای اولین بار به مدت 5/4 ماه به جبهه اعزام شد و پس از بازگشت از جبهه سال چهارم دبیرستان را نیز با موفقیت کامل به پایان رسانید.در سال چهارم دبیرستان که بود در مساجد پایگاه های مقاومت تاسیس شد و او هم همیشه با شرکت فعالانه خود در پایگاه مسجد الزهرا رضایت خدای خود را نسبت به خود جلب کرد ودر آن زمان بود که به اوج عرف معبود خویش نائل آمده است هر شب با وضو می خوابید و پیش از خواب سوره مبارکه واقعه را می خواند. شهید جعفری نیمه دل شب از خواب بیدار می شد و با خدای خوی شروع به راز و نیاز می کرد و نماز شب می خواند. پس از پایان سال چهارم دبیرستان دوباره به مدت سه ماه به جبهه اعزام شد.وپس از بازگشت از جبهه در کنکور تربیت معلم قبول شده بود و به کرمان رفت. شهید جعفر در سال 1362 برای سومین بار به مدت 3 ماهبه کردستان رفت ودر کردستان در چند عملیات ضربتی شرکت داشت. وپس از پایان ماموریت 3 ماه به مشهد مقدس رفت. او در همان سال 1362 در روز1361/10/01 برای چهارمین بار به جبهه اعزام شد ودر عملیات بدر شرکت داشت پس از عملیات بدر که در لشکر 19 فجر خدمت میکرد حکم انتقالی دریافت کرد و به گردان همیشه پیروز فجر پیوست و جمعا حدود 6 ماه در جبهه به خدمت مشغول بود.پس از بازگشت از جبهه به کرمان رفت تا دنباله درس تربیت معلم خود را به اتمام رساند پس از اتمام درس خود در سال تحصیلی 64-65 در دبستان شهید قاسمی روستای شوریجه سروستان مشغول تدریس شد ضمنا دروس ادبیات مدرسه راهنمائی هم بر عهده داشت. تمام دانش آموزان او در آن سال با موفقیت قبول شدند و تمام دانش آموزان خواندن نماز با ترجمه کامل یاد گرفته بودند. شهید جعفری برای پنجمین بار در 1365/07/10 دوباره به جبهه اعزام شد ودر گردان فجر مشغول خدمت شد.کارهایش را خودش انجام می داد. رفت و روب و شستن ظرف هایش را خودش انجام می داد. تقسیم غذا خودش انجام می داد. او در عملیات کربلای 4 شرکت کرد در آنجا که دید 32 تن از فرزندان پاک و عارف به شهادت رسیدند.دیگر قصد بازگشت به خانه را نداشت و بعد از عملیات 8 روز به مرخصی آمد. همه اش می گفت: باید انتقام خون این عزیان را بگیریم. هنگامی که به او می گفتند: فعلا به جبهه نرو او می گفت: باید تمام خانواده ها مثل هم شوند مگر خون ما رنگین تر از خون بقیه عزیزان است. او در مرحله اول کربلای 5 شرکت کرد و سالم بازگشت و در مرحله دوم عملیات کربلای 5 شرکت کرد او با دائی خود دوش به دوش مردانه جنگیدند ودر شب 1365/10/29 مانند علی اکبر به شهادت رسیدند.خصوصیات اخلاقی شهید: اکثر کارها را خودش انجام می داد چه در خانه و چه در جای دیگر. همیشه خوش رو بود و با خنده روئی حرف می زد.نمازش را همیشه به وقت وبه جماعت می خواند. اکثر مواقع با وضوبود. هر شب قبل از خواب وضو می گرفت و سوره واقعه می خواند. نماز شب برای او یک نماز عادی به شمار می آمد. بر جای آوردن صله رحم خیلی تاکید می کرد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمدرضا جعفری اصل
تاریخ: 1363/05/25
وصیت نامه شهید محمدرضا جعفری اصل تاریخ : 1363/05/25 با سپاس و درود فراوان به خداوند رحمان که به رحمتش همهی پدیدهها را آفرید و پرورش و روزی داد و درود بی پایان به فرستادگانش بهویژه آخرین آنان، که با آوردن قرآن، هدایتش را برای مؤمنان به کمال رسانید و سلام فراوان به اولیای بزرگـش و امیرالمؤمنین علی(ع) و یازده فرزند معصوم و بزرگوار او که با ولایتشان دین اسلام و نعمت خداوند کامل گـردیده به ویژه حضرت ولی عصر(عج) کـه با غیبت کبرایش آزمایـش الهـی را برای همگان فراهم ساخت، هر چند دلباختگانش را در حسرت فراقش اندوهناک ساخته ولی به برکت اشتیاق، شیفتگانش را به درجات عالی رهنمون گشته است و تأییدات الهی به رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی مدظله العالی باد که به راستی نایب برحقّ امام زمان(عج) و رهبری نمونه است و رحمت و رضوان بی پایان خداوند به شهدای همیشه شاهد. وصیتنامهی خود را آغاز می کنم بسمه تعالی «لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنینَ إِذ بَعَثَ فیهِم رَسولًا مِن أَنفُسِهِم یَتلو عَلَیهِم آیاتِهِ وَیُزَکّیهِم وَیُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَالحِکمَهَ وَإِن کانوا مِن قَبلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ» ضلال قرآن کریم: « خداوند بر مؤمنان منت گـذارد (نعمت بزرگی بخشید) هنگامی که در میان آنها پیامبری از جنس خودشـان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند و کتاب حکمت به آنها بیاموزد اگرچه پیش از آن در گمراهی آشکار بودند.» در این آیه سخن از بزرگترین نعمت الهی، یعنی بعثت پیامبر اسلام(ص) به میان آمده است؛ در حقیقت پاسخی است به سؤالاتی که در ذهن بعضی از تازه مسلمانها بعد از جنگ احد خطور می کرد که چرا، این همه گرفتار مشکلات و مصایب شویم قرآن به آنها می گوید. اگر در این راه متحمّل خسارتهایی شده اید، فراموش نکنید که خداوند بزرگترین نعمت را در اختیار شما گذاشته و پیامبری مبعوث کرده که شما را تربیت می کند، از گمراهی های آشکار باز می دارد. هر اندازه برای حفظ این نعمت بزرگ تلاش کنید و هر بهایی بپردازید باز هم ناچیز است. منظورم این است که بگویم تاریخ اسلام دوباره تکرار شده است و همان وقایع که در صدر اسلام برای پیغمبر و اطرافیانش رخ داده در این زمان برای مسلمانان نیز به وقوع پیوسته است. آری تاریخ اسلام دوباره تکرار شده است، جنگ بین اسلام و کفر برپا شده است، بزرگترین نعمت که در صدر اسلام بعثت پیامبر (ص) بود، هم اکنون هم وجود امام بزرگوار و عزیزمان این نایب برحق امام زمان(عج) خمینی بت شکن است که خداوند بر ما منّت گذارده و او را راهنمای ما قرار داده تا از گمراهی و ضلالت به صراط مستقیم پی ببریم. از آنجایی که دستورات قرآن در هر زمان تازه و روشنگر است که می فرماید: اگر در این راه (جنگ) متحمّل خسارتهایی شدید، فراموش نکنید که خداوند بزرگترین نعمت را در اختیار شما قرار داده. و در همین جا توصیهام به خانوادهی معظم شهدا و خانوادهی خودم است که، اگر شما خیال می کنید که فرزندانتان را از دست دادهاید طبق این آیهی شریفه نباید فراموش کنید که خدا به شما نعمت بزرگی (وجود امام) داده که برای حفظ این نعمت بزرگ اگر هر بهایی بپردازیم حتی جان یک به یک ملت ایران، باز هم ناچیز است و هیچ وقت نباید این فکر را در سر خودمان بگذرانیم که کشته شدن و جان خود را در این راه از دست دادن به طور کلی نابود شدن است. خدا در قرآن می فرماید: «وَ لا تَحْسَبَنَّ اْلَذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اْللَّهِ اَمْواتَاً بَلْ اَحْیاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرزَقُونَ» هرگز گمان مبر، که آنها که در راه خدا کشته شدهاند مردگانند بلکه آنها زندهاند و نزد پروردگارشان روزی می خورند. که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که خداوند به ارواح شهیدان اُحد خطاب کرد و از آنها پرسید که چه آرزویی دارید؟ آنها گفتند پروردگارا ما بالاتر از این چه آرزویی داشته باشیم که غرق نعمتهای جاویدان توایم و در سایهی عرش تو مسکن داریم، تنها تقاضای ما این است که بار دیگر به جهان برگردیم و مجدداً در راه تو شهید شویم، که در این باره خداوند فرمود: فرمانِ تخلّف ناپذیر من این است که کسی دوباره به جهان باز نگردد و شهدا عرض کردند حال که چنین است تقاضای ما این است که به بازمانـدگان ما حال ما را بگـویید و از وضع ما به آنها بشارت دهی که هیچگونه نگران نباشند. باز توصیه به خانوادهی عزیز شهدا این است که هیچ نگران و ناراحت نباشند. که طبق این روایات و احادیث عزیزان شما به آرزوی همیشگی و دیرینهی خود رسیدهاند و همانطوری که نقل شده چه آرزویی بالاتر از اینکه در نعمتهای فراوان خداوند بهرهمند هستند و در سایهی عرش خدا مسکن گزیدهاند. آری، کسی که پیرو قرآن و اسلام گردید باید چنین باشد همانطور که در قرآن می فرماید: «فَلْیُقاتِلْ فِی سَبِیلِ اْللَّهِ اْلَّذِینَ یَشْرُونَ اْلحَیاهَ ْالُدنْیَا بِاْلاخِرَهِ وَ مَنْ یُقاتِلْ فَی سَبِیلِ اْللَّهِ فَیُقْتَلْ اَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُوْتَیهَ اَجْراً عَظِیما »ً آنها که زندگی دنیا را به آخرت فروختهاند باید در راه خدا پیکار کنند و آن کس که در راه خدا پیکار کند و کشته شود یا پیروز گردد پاداش بزرگی به او خواهیم داد. در این آیه افراد با ایمان، دعوت به جهاد کردن در راه خدا شدهاند وخداوند در ابتدای همین آیه می فرماید: آنهایی باید در راه خدا پیکار کنند که آمادهاند زندگی پست جهان ماده را با زندگی ابدی و جاویدان سرای دیگر مبادله کنند. آنها که حیـات مادی را بـالاتر از اهـداف مقـدّس الهـی و انسـانی می دانند، هیچگـاه مجاهدان خوبی نخـواهند بود. سـرنوشت کسانی که در راه خدا جهاد می کنند کاملاً روشن است که یا شهید می شوند یا پیروز که در هر دو صورت خداوند به آنان پاداش بزرگی خواهد داد. و در جای دیگری از قرآن می فرماید: «خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خریداری می کند و در برابر این متاع بهشت را به آنها می دهد که در این قسمت از آیـه خداوند خود را خریدار و مؤمنان را فروشندهی جانها و اموال و بهشت را بهای این معامله قرار داده است. خوشا بهحال آنان که خود را فروشنده و طرف معامله با را خدا قرار دهند. وصیتی چند با پدر و مادر مهربانم، پدر و مادر عزیزم اگرچه این حقیر نتوانستم فرزند خوبی برای شما باشم و نتوانستم ذرّهای از زحماتتان را جبران کنم و گاه گاهی باعث ناراحتی شما می شدم مرا ببخشید و از خدا برایم طلب مغفرت کنید، برادران و خواهران مهربانم، اگر آزار و اذیّتی از من به شما رسید به مهربانی و بزرگواری خودتان مرا ببخشید و از تمامی اقوام و همسایگان و دوستان از تمامی هممحلیهایم خواهش می کنم که اگر ناراحتی از من دیدهاند ببخشند. مادر مهربانم، خانوادهی عزیزم اگر من شهید شدم نمی گویم در مصیبت من گریه نکنید، اگر خواستید گریه کنید به یاد علی اکبر امام حسین(ع) و به یاد کودکان شیرخوار که در شهرهای مرزی در زیر آواربه دست صدام بعثی به شهادت می رسند گریه کنید و وصیت دیگرم به شما این است که صبر و استقامت داشته باشید و هیچ ناراحتی به خود راه ندهید و خدای را شکرگزار باشید که این توفیق به شما داده است که جزء خانوادهی شهید به حساب می آیید و صبر کنید که خداوند با صابرین است. دعا به جان امام فراموش نکنید. والسلام محمدرضا جعفری اصل 63/05/25
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید