عبداللطیف پناهی
زندگینامه شهید
بسم الله الرحمن الرحیم شهید عبدالطیف پناهی در سال 1343 در خانواده مذهبی در روستای آسپاس از توابع شهرستان اقلید چشم به جهان گشود. وی با پشت سر گذاشتن دوران طفولیت وارد مدرسه ابتدایی روستای خود شد تا کلاس پنجم را با موفقیت پشت سر گذاشت و پس از آن برای ادامه تحصیل به شهر آباده عظیمت نموده و سپس وارد مدرسه راهنمایی آباده گردید و پس از آن وارد دبیرستان در رشته تحصیلی خود موفق به اخذ دیپلم گردید و پس از آن وارد دانشگاه شد و ادامه تحصیل داد وی فردی خوش اخلاق و گشاده رو بود هیچگاه اجازه نمی داد کسی به بزرگترها بی احترامی کند. نماز و روزه اش را ترک نمی کرد در انجام واجبات و ترک محرمات بسیار مقید بود با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و با علاقه خود به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طرف سپاه به جبهه های حق علیه باطل اعزام گردید. با وجود این که ایشان دانشجو رشته کارشناسی بودند درس را رها کرده و به همراه دیگر دوستان به جبهه اعزام گردید بالاخره در تاریخ 1364/11/21 در منطقه عملیاتی اروند کنار بر اثر اثابت ترکش به بدن به درجه رفیع شهادت نائل گردید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید عبداللطیف پناهی
تاریخ: 1364/11/12
وصیت نامه شهید عبداللطیف پناهی تاریخ : 1364/11/12 بسم الله الرحمن الرحیم "وَ مَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ وَدِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ یَصَّدَّقُوا فَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَکُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ وَ إِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ فَدِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلَى أَهْلِهِ وَ تَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ تَوْبَهً مِنَ اللَّهِ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا". هرگز مومنانی که بی هیچ عذری مانند نابینایی و مرض و غیره از کار جهاد باز نشستند یا آن که با مال و جان کوشش کنند در مراتب ایمان یکسانی نخواهند بود خدا مجاهدان فداکار به مال و جان را به بازنشستگان بلندی و برتری بخشید و همه اهل ایمان را وعده نیکوتر (که دخول بهشت است) فرموده و مجاهدان را بر بازنشستگان مرتبه و همه را وعده داد به نیکی و زیادتی داد خدا جهاد کنندگان را بر نشستگان مزد بزرگی است. سپاس حق تعالی را که از اوئیم، در سبیل اوئیم، همه چیزم از اوست، جهادم به خاطر اوست، کشته شدنم در راه اوست و مسیرم به سوی اوست و به سوی او خواهم رفت. خشنودم که الله پروردگارم است و محمد پیامبرم است و علی امام است و قرآن کتابم است و اسلام دینم است و خمینی رهبرم است. حمد و ثنای فراوان آن پروردگاری را که مرا از هیچ به همه چیز رساند و در کالبد جسمانی و خاکی ما از روح الهی خودش دمید و به ما حیات داد و ما را در زمانی قرار داد که حسینیان در مقابل یزیدیان در حال پیکار و مبارزه هستند و آن آرزویی که در دوران بچگی داشتم که آیا زمانی می رسد که من هم در رکاب حسین (علیه السلام) با دشمنان اسلام بجنگم و چون قاسم و علی اکبرها پرپر شوم! آری امروز این آرزوی من برآورده شده است تا در رکاب حسین زمان با کفار و یزیدیان زمان بجنگم و آن گاه چون قاسم و علی اکبر فدای قرآن و اسلام شوم. هان ای مردم مسلمان و شهید پرور! وصیتم را به شما این چنین آغاز می کنیم که ای امت امام تا می توانید خود را در راه خدا برای استقامت و مبارزه کردن آماده کنید و از یاری امام امت و قائم مقام رهبری آیت الله متتظری دست برندارید و گوش به فرمان شان با جان و دل بدهید. مساجد را خالی نکنید چون مسجد سکوی پرتاب گلوله به قلب سیاه دشمنان اسلام است. نماز را آن طور که خداوند خواسته است به جا آورید چون نماز بزرگترین ذکر خدا و ستون دین و معراج مومن است و نماز است که رستگاری می آفریند و تا می توانید با جماعت نماز بخوانید چون دست خداوند با جماعت است. «یَدُ اللهِ مَعَ الجَماعَه». دعاهای کمیل و توسل و ادعیه دیگر را با خضوع و خشوع بخوانید چون دعا سلاح مومن است. « الدعاءُ سِلاحُ المُؤمِنِ وَ عمودُ الدّینِ وَ نُورُ السموات وَ الأَرضِ» و «أشرف أعمالِ اُمَّتی قراءه القرآن». بهترین عبادت خواندن قرآن کریم است و شریف ترین اعمال امت من خواندن قرآن است. رسول گرامی اسلام (ص): از قرآن جدا نشوید که مساوی با ظلمت و بدبختی برای شما است. بنابراین قرآن برای زندگانی آمده است نه برای مردگان، پس ای مردان و زنان مسلمان! اگر زنده بودن واقعی را می خواهید به قرآن توسل بجویید و آن را راهنمای زندگی تان قرار دهید. از تفرقه و جدایی دوری کنید و وحدت یکپارچه خود را حفظ کنید چون پیروزی های ما مدیون همین وحدت و اتحاد و پیروی کردن از امام امت خمینی کبیر، تنها مرجع و رهبر و فرمانده کل قوا بعد از ائمه اطهار سلام الله علیه بوده است. و این آیه شریفه قرآن را چنانچه تاکنون مصداقش باشید که: وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا. جبهه ها را گرم نگهدارید و نگذارید که اجانب و بیگانگان به سرزمین اسلامی تجاوز کنند و آن قدر از خود شجاعت و رشادت و سخاوت و استقامت نشان دهید که هیچ متجاوزگری به خود هرگز اجازه تجاوز را به مرز و بوم اسلامی ندهد. آری من با دیدی و چشمی باز و گوشی شنوا و آگاهی و بینشی مطلوب و بیش از حد توانم راهی را که به سوی نور می رود را انتخاب کرده ام تا حربه ای به دست کوران و کران و گمراهان ندهم و این را دنیا بداند که هیچ عاملی باعث حرکتم به میدان های نور بر علیه ظلمت نشده است به جز عشق حسین (علیه السلام) و شوق شهادت و آرزو شهید شدن در صراط پروردگار شهیدان و نیرویی که با کامپیوترهای مادی قابل درک و لمس و مقایسه نیست، ایمان، اخلاص، تقوا، ایثار و جان فدا بودن در راه خدا. آری آن زمان که تصمیم گرفتم روانه میدان نور و دانشگاه الهی و پیکار با تجاوزگر شدم و اکنون که آماده فرو آوردن آخرین ضربه های کاری بر فرق پوسیده دشمن بعثی هستیم به ولای علی (علیه السلام) سوگند اگر قلبم را از قفسه سینه ام بیرون کشند بر روی قلبم نوشته شده است که عشق حسین (علیه السلام) شهادت می آفریند. « الْمَوْتُ خَیْرٌ مِنْ رُکُوبِ الْعَارِ _ وَالْعَارُ أَوْلَی مِنْ دُخُولِ النَّارِ» و «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه» و « إِنِّیْ لا أَرَیَ الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَهً وَالحَیاهَ مَعَ الظّالِمِینَ إِلّا بَرَما ». آری ایمان به خدا و رسولش آن چنان قلبم را فشار می دهد که فریادش بلند است و از درون سینه ام که ای ستمکاران و ای استعمارگران و ای تجاوزگران، اگر دین پیغمبرم، اسلام راستین جزء با کشتن من و قطعه قطعه شدن من پا برجا می ماند، پس ای رگبارهای مسلسل ها و ای خمپاره ها و ای بمب های شیمیابی مرا در برگیرید چون امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا همین ندا را بلند کرد که: «إن کانَ دین مُحَمَّداً لَمْ یَستَقِم الَّا بِقَتلی فَیاسُیُوف خُذینی». اگر قرار باشد که دین محمد (ص) جز با قتل من پا برجا بماند پس ای شمشیرها مرا در برگیرید. آری من آمده ام تا میراث ائمه اطهار سلام الله علیه شوم چون شهادت ارثی است از ائمه اطهار(علیهم ااسلام) که به ما رسیده است و من با یاری حق تعالی آماده گرفتن این ارث شده ام که اگر شایستگی اش را داشته باشم نصیبم گردد. اما ای پروردگارم، ای معبودم، ای معشوقم، ای دلدارم، ای درمان کننده دردهایم و ای سعادتمند کننده ام! اکنون دست کوچکم را به درگاهت بلند کرده ام و از تو می خواهم که دعایم را به درجه استجابت برسانی چون ما در روایت شنیده ایم که اگر می خواهید دعایتان به استجابت برسد خداوند را یه مرتبه سوگند دهید و دعایتان را سه بار بگویید و اگر می خواهید فاتحه ای را که برای کسی می فرستید بهتر آن کند بعد از درود و سلام بر محمد (ص) و آلش و بعد از حمد سه مرتبه قل هوالله احد را بخواند و {...} عبداللطیف پناهی ۱۲/۱۱/۱۳۶۴ مقر آموزشی شهید دست بالا
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید