محمدصادق اکبرزاده
زندگینامه شهید
شهید محمد صادق مورخ 1339/08/10 در شهرستان فسا متولد شد. دوران تحصیلات خود راتا اخذ مدرک دیپلم سپری کرد. به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد. مدتی به عنوان پاسدار رسمی مشغول بود و به علت مدیریت و استعداد هائی که داشت فرماندهی سپاه ناحیه فسا را به عهده گرفت باهمین سمت به سوی جبهه ها شتافت تا اینکه د رتاریخ 67/03/04 مفقود گردید .
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمدصادق اکبرزاده
وصیت نامه شهید محمدصادق اکبرزاده بسم الله الرحمن الرحیم سخنى با خانواده ام پدر و مادرم خواهران و برادرانم . امیدورام که بعد از من مانند زینب صبور باشید و بر سختى ها و مشکلات را تحمل کنید اگر چه در مدتى که در خدمت شما بودم نتوانستم به شما خدمتى کنم باید مرا ببخشید پدر و مادر عزیزم شما در طول عمر برایم درس بودید و مدد من شما بودید که صحیح پرورش یافتم ولى در مقابل این همه خوبى هاى شما نتوانستم به شما خدمت کنم که باید مرا ببخشید و عفو نمایید و از شما تقاضا دارم که بعد از من با فرزندانم و همسرم همین طور که تاکنون خوب رفتار کردید و بسیار زحمت آنها را کشیدید حالا هم که من دراین دنیا نیستم با آنها خوب رفتار نمایید و براى آنها مرشد و راهنماى خوبى باشید و تربیت آنها را با کمک همسرم به عهده بگیرید و تصمیم در مورد همسرم با خود شما باشد هر طور که صلاح دیدید صلاح من هم مى باشد و طورى رفتار بشود که خود او هم ناراحت نشود چون در طول مدت ازدواجمان با او من همسر خوبى براى او نبودم ولى او همسر خوبى براى من بود و بسیار زحمت و رنج تحمل کرد امیدوارم که مرا ببخشد و فرزندانم کریم و حسین را طورى تربیت بکند که درآینده براى جامعه مفید باشد در صورتى که جنگ نبود به دانشگاه برود و بتواند مقامات عالى رادر علم و دانش لبیک گفته و خوب تربیت شوند که زیر بار ظلم و زور هیچ ستمگرى نروند مرد باشند و مردانه زندگى کنند و هیچ گاه به آنها ترس یاد ندهید و آنها را ترسو بار نیاورید و در صورتى که فرزند سومم پسر بود نام او را صادق و اگر دختر بود انتخاب اسم او با همسرم باشد . به برادران و خواهرانم . امیدوارم که بعد از من مطیع احکام اسلام و پدر و مادرباشید و همچون زینب ستم کشیده کربلا صبر کنید و در همه احوال صبور باشید و اگر ناراحتى از من دیدید امیدوارم که مرا عفو کنید و با مطیع اسلام و امام بودندین خدا را نسبت به اسلام و مسلمین ادا کنید . و به درس خود ادامه دهید که بتوانید براى جامعه اسلامى و خانواده خود مفید باشید و همیشه با مردم مهربان و خوشرو باشید و امیدوارم که با فرزندان برادر خوش رفتار باشید و طورى با آنها رفتار کنید که احساس بکنند که در کودکى یتیم شده اند چون من آنها را و شما را خیلى دوست داشتم . خداوند همیشه و در همه حال یارو یاورتان باشد اگر کسى ادعا طلب از من کرد بپردازید من به یاد ندارم . و همه زندگیم به فرزندان و همسرم مى بخشم امیدوارم شما هم ببخشید . کوچک همه شما صادق . سخنى با همسرم . به همسرم به همسر داغ دیده و ستم کشیده ام به همسرى که در همه حال و در همه موقعیت ها یارو یاورم بودى ولى در مقابل این همه خوبى هاى تو نتوانستم برایت کارى کنم و زحمت هایتان را جبران کنم . امیدوارم که مرا حلال کنى و مرا ببخشى و هر دو فرزند کریم و حسین را طورى تربیت کنى که در اجتماع سرافراز و سربلند باشید و با عث افتخار این خانواده باشد و فرزند سوم اگر پسر بود نام او را صادق و اگر دختر بود انتخاب را با خودت گذاشته ام که هر چه دوست داشتى نام او را بگذارى و اگر شهید شدم در روزهاى اول یا سال اول طورى با آنها رفتار کن که احساس نکند پدرشان شهید شده وحتى کم کم فهمیده شدند آنها را با کمک پدرو مادرم و برادرانم خودت و خودم آنها را افرادى نترس با تقوا و شجاع و درس خوان تربیت کن و طورى رفتار کن که کینه استعمارگران در قلبشان باشد و کینه ظالمان در دل شان و هیچ گاه مهمان سفره نامردان نشوند و به آنها بگویید که پدرت در راه اسلام و براى رهایى مسلمین از دست ستمگران و استعمارگران به شهادت رسید و در صورتى که به مسئولیتى و مقامى رسیدند با مردم خوش رفتار و خوش برخورد باشند. خلاصه الان که دارم وصیت برایت مى نویسم عقده اى دلم را گرفته هم فقط به خاطر دوست داشتن تو و فرزندانم مى باشد که آن به خاطر پاکدامنى و صداقت و رنجى که به خاطر من کشیدى مى باشد که مرا حلال کنى و از دور دست شماها را مى بوسم . همسرت صادق .
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید