شهید محمدعلی زرین کفش
شهید

محمدعلی زرین کفش

نام پدر: اصغر
دانشگاه: دانشگاه شیراز
مقطع: کارشناسی
رشته: مهندسی کامپیوتر
تولد: شیراز
تاریخ تولد: 1345/05/03
تاریخ شهادت: 1366/01/18
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 8
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم شهید علی زرین کفش در سال 1345 در خانواده ای مرفه در شهر شیراز چشم به جهان گشودند. پدر و مادرشان اصغر زرین کفش و رباب ارزاقی نام داشتند. ایشان فرزند آخر و هفتم خانواده بود. پدر شهید زرگر بودند. شهید پس از سپری کردند دوران ابتدایی و راهنمایی وارد دبیرستان شهید شرافتیان شدند و با معدلی بالا در رشته ریاضی موفق به اخذ دیپلم گشتند که پس از آن با رتبه ای عالی در رشته کامپیوتر در دانشگاه شیراز پذیرفته شدند. ایشان در همان دوران دانشجویی از طریق بسیج محله مسجد امیرالمؤمنین در خیابان سپاه شیراز به جبهه اعزام گشتند که در مدت حضورشان در جبهه دو بار از ناحیه دست و پا مجروح گشتند تا آن که در تاریخ 1366/01/19 در عملیات کربلای 8 در شلمچه به شهادت رسیدند . پیکر مطهرشان در گلزار شهدای دالرحمه شیراز به خاک سپرده شد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید محمدعلی زرین کفش

وصیت نامه شهید محمدعلی زرین کفش بسم الله الرحمن الرحیم «وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ» با سلام و درود و عرض ارادت خدمت آقا امام زمان که همان او امید تمامی شیعیان جهان و یارو مددکار و دست گیرنده رزمندگان در تمام عملیات ها و خواسته والای همه ی ارادتمندان دیدن روی پر مهر ایشان است. و با سلام و درود به نائب برحقش امام خمینی که همانا او روح زندگی به ما داد و طرز چگونه زیستن را به ما آموخت و همانا او کسی است که قلب من برای او می تپد و بایستی قلب همگی ما برای او بتپد و در اینجا فقط این را می گویم که من امام را دوست می دارم و هرگز دست از یاری او نمی کشم و بالاترین خوشحالی من این است که ببینم امام به خاطر کارهای ما خوشحال می باشد و لبخند زیبا و ملیحی را بر لب دارد . و با سلام و درود خدمت سربازان امام زمان و آنانی که تمام هستی خود را در راه والای دفاع و پیشبرد اسلام در کف اخلاص نهاده اند و از تمام تعلقات دنیوی و خوشی های زودگذر دنیا چشم خود را خلاص کرده اند و به تمامی زیورهای فریبنده این دنیا و خوشی های زودگذر آن پشت کرده اند . خدمت خانواده عزیزم سلام عرض می کنم و همواره آرزوی سلامتی و موفقیت شما را دارم و همیشه خواست من از درگاه باری تعالی این بوده و هست که همواره شما سعادت دنیا و آخرت را دریابید و از متقین و اولیاء باشید زیرا انسان به این دنیا نیامده است مگر برای عبادت و به درجه اولیاءالله رسیدن و اگر کسی به مقامی کمتر از این راضی شود همانا که ضرر کرده است و همواره در خسران بوده است و من وقتی که به این فکر فرو می روم ، می بینم که عمری در خسران بوده ام ، اما خداوند بسیار کریم است . در این لحظه که این جملات را می نویسم ، هیچ فکر نمی کنم که لیاقت والای شهادت را داشته باشم ، چون هرچه فکر می کنم می بینم آن کوله باری را که بایستی از توشه راه پر شود ، همه اش از گناه پر شده است و عمری در معصیت خدا به سر برده ام . اما آیه شریفه « لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا ...» مرا امیدوار کرده است ، اما با تمامی این حرفها اگر لیاقت شهادت را یافتم و به معشوق خود رسیدم . این وصیت را موقعی می خوانید که خاک ها این جسم بی ارزش مرا در بر گرفته است و در این لحظه من نمی توانم به شما بگویم که برایم گریه کنید یا نکنید . اما این را می گویم که همواره در فکر آقا اباعبدالله الحسین (ع) باشید و مصیبت های ایشان را مد نظر داشته باشید ، چون هیچ مصیبتی بالاتر از آقا اباعبدالله الحسین (ع) نیست و از این به بعد خوشحال باشید که اقل کم گوشه ای بسیار کوچک از درد آقا اباعبدالله الحسین (ع) را حس می کنید ، هر چند که من نه علی اکبرم و نه خاک پای ایشان گردم و بالاخره همیشه صبر را پیشه کنید زیرا خداوند با صابرین است و آنان را دوست می دارد و همواره زینب را الگوی مقاومت و صبر برای خود انتخاب کنید و زینب وار عمل کنید . مادر عزیزم و از جان بهترم ، در اینجا نمی دانم چگونه و با چه زبانی از شما حلالیت طلبم . زیرا شما مادری بسیار بسیار خوب و همچنین تربیت کننده ای بسیار خوب و عالی و الگوی خوب برای من بوده اید و همواره باعث افتخار و سربلندی من بوده اید و امیدوارم از این به بعد هم از صابرین خوب باشید و باز باعث سربلندی هر چه بیشتر من نزد آقا اباعبدالله الحسین (ع) باشید و با این صبر زیبای خود مشت محکمی به دهان مستکبرین بزنید و در اینجا این را می گویم که در این مدت زندگی سعی کردم فرزند خوبی برای شما باشم اما با تمام اینها همیشه باعث رنج و زحمت شما بوده ام و بعضی از اوقات نیز با کارهای خود شما را رنجیده خاطر می ساختم ، ولی مادر، همواره شما را دوست می داشتم و دارم و امیدوارم که مرا حلال کنید و مرا همواره دعا کنید و در صورت زود رسیدن این وصیت نامه، مخصوصا این دعا را برایم بکنید که در شبهای اول قبر که بسیار شب های سختی می باشد ، حسین به فریادم رسد و مرا از آن رنج ها برهاند . چند کلمه ای هم با برادران و خواهرانم ،که نزد من عزیز و گرامی هستند، دارم و آن اینکه آنان نیز برای رضای خدا صبر را پیشه کنند و همواره از درگاه خداوند طلب مغفرت برای خود و این حقیر کنند ، چون این دعاها و این راز و نیازها و این صبرها هستند که کارسازند و روشنگر راه در این دنیا و فروزنده نور در عالم قبر و باعث سربلندی در سرای آخرت و سبب شفاعت بزرگان است . و در اینجا باز توصیه به صبر می کنم و همچنین توصیه به تقوی می کنم ، چون آقا و مولایم علی (ع) این را به ما آموخته است و این را بدانید که تقوی و صبر جامه ی زیبا و ارزشمندی است برای مؤمن و این را بگویم که راحتی من در صبر کردن شما و ناراحتی و رنج و سرافکندگی من در مقابل آقا اباعبدالله الحسین (ع) در بی صبری شماست و دوباره باز می گویم که اَعمال حضرت زینب را پیش روی خود داشته باشید و همواره این موضوع مهم را در نظر بگیرید که حضرت زینب و اهل بیت امام حسین (ع) بودند که با اَعمال خود ، خون امام حسین (ع) را به ثمر رسانیدند و پیام خون شهداء را به تمامی انسان ها دادند و همواره در همان حالت اسارت مهمترین مسئله برای آنها حجاب و دوری از چشم نامحرمان بود و همواره محجوب بوده اند و در اینجا ای خواهرانم و ای کسانی که وظیفه سنگین مادری را بر دوش دارید، شما را توصیه می کنم همواره از محجوبین باشید که خدا با عفت تان {شما}را دوست دارد. و همین که الگوی خوبی برای فرزندان تان باشید و امیدوارم که بتوانید فرزندان صالح و شایسته ای را تحویل این جامعه بدهید که این زیباترین ثمره عمر یک انسان است و همواره خود و فرزندانتان را مانوس به قرآن و مقید به پیروی و اطاعت از آن سازید . و ای برادران عزیزم و ای کسانی که وظیفه بزرگ پدری را بر دوش دارید همواره خود را در خط اسلام و انقلاب اسلامی قرار دهید که این رستگاری بزرگی است و همچنین سعی کنید که بهترین تربیت کننده برای فرزندانتان باشید و بالاخره از همه شماها می خواهم که مرا حلال کنید و همواره برایم دعا کنید و در اینجا چند زحمتی می خواهم به شما بدهم : درتیر ماه روزه برایم بگیرید ، سه ماه نماز قضای احتیاط و چهارده هزار صلوات برایم بفرستید و دیگر اینکه مقداری پول بدهکارم اما صاحبان آنها را نمی شناسم و در اینجا از شما می خواهم هزار تومان از پولی را که دارم به کمیته امداد امام و بقیه را سه قسمت کنید. یک قسمت آنرا به بخش فرهنگی مسجد و گروه مقاومت و یک قسمت دیگر را به حساب کمک به جبهه و یا کمک به بازسازی بریزید و بقیه را به کسانی که می دانید ، بدهید. و اما بعد از اینها، ای برداران و ای خواهران و دوستان عزیزم سعی کنید که در خط امام باشید و از تفرقه ها و خط بازیها بپرهیزید تا موجب ناراحتی امام نگردید و این را بدانید که ناراحتی امام ، ناراحتی امام زمان (عج) است و خشنودی امام ، خشنودی امام زمان (عج) است . پس سعی کنید امام زمان را خشنود و خوشحال سازید که این فیض بسیار بسیار عظمایی است . و همیشه دعاهایتان و خواهشتان از خدا این باشد که از مؤمنین و و مجاهدین واقعی باشید و بالاخره در راه او که از همه کس بهتر است ، به درجه رفیع شهادت برسید و همواره از خواستن مرگ در بستر بپرهیزید و تمام وجود و هستی خود را در راه حق تعالی در کف اخلاص بگذارید ، زیرا که امام حسین (ع) در روز عاشورا چنین کرد و مظهر عاشقی و فداکاری شد و دیگر امامان هیچکدام با مرگ طبیعی از دنیا نرفتند و حتی حضرت زهرا (س) نیز از کثرت دردهای وارد بر ایشان به شهادت رسیدند . والسلام محمد علی زرین کفش

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.