شهید مسعود طاهری
شهید

مسعود طاهری

نام پدر: محمدحسن
دانشگاه: صنعتی شریف
مقطع: کارشناسی
رشته: برق الکترونیک
تولد: کازرون
تاریخ تولد: 1347/01/16
تاریخ شهادت: 1365/10/04
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

مسعود طاهری فرزند دکتر محمدحسن طاهری در تاریخ 17 فروردین ماه 1347 مصادف با هفتم محرم دیده به جهان گشود. از همان ابتدا با مطالعه استعدادهای خود را به منصه ی ظهور گذاشت. او بسیار حساس بود که اوقات خود را بیهوده تلف نکند. وی سطوح تحصیلی خود را با رتبه های بالایی پشت سر می گذاشت. علم را بطور عمیقی مطالعه می کرد و اغلب در بعضی از مسائل دست به تحقیقات و ابتکارایی می زد. در کنار تمامی این مسائل به فکر انقلاب و اهداف اسلام و رهبر بود و سعی او بر ادامه راه امام ملموس بود. در نماز های جمعه و فعالیت های فرهنگی و سیاسی در مدرسه و مسجد و فعالیت های دیگر در پایگاه مقاومت پیشتاز بود. در جمع خانواده علاقه شدیدی به خدمت به پدر و مادر داشت. او پس از اخذ دیپلم و شرکت در کنکور سراسری سال 65-66 با رتبه اول راهی دانشکده صنعتی شریف در رشته برق و الکترونیک شد اما از آنجا که علاقه شدیدی به رفتن به جبهه داشت با فرصتی که یافت این خواسته را عملی ساخت. فضای پاک و منور جبهه به سرعت در روان مستعد او رشد کرد و او را به کمال رساند تا آنجا که در عملیات کربلای 4 در سمت آر.پی.چی زن گردان امام حسن لشکر 19 فجر در شب عملیات در تاریخ 65/10/04 در جبهه شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل شد و این کالبد زمینی را رها ساخت و پرواز کنان به خلوتگاه آسمانی عشق رهسپار گشت.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید مسعود طاهری
تاریخ: 1365/09/30

وصیت نامه شهید مسعود طاهری تاریخ : 1365/09/30 بسم ا لله الرحمن الرحیم « وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ » به نام خداوند بخشاینده مهربان به نام او که نهایت رحمت ولطف رابراى بندگانش دارد و براى بندگانش امرى بد مقررنمى کند باسلام خدمت ولى عصر ارواحنا له الفدا با سلام خدمت او یگانه منجى عالم بشریت وسلام خدمت سرلشکر سپاه‌اسلام وبا درود بى پایان خدمت رهبرکبیر انقلاب این درهم شکننده ودرهم کوبنده ظالمان این روح برخاسته ازعمق جا ن مستضعفین جهان و به امید پیروزى نهایى رزمندگان اسلام. شاید دراین لحظه که این وصیت نامه را مطالعه مى کنید جسم خاکى من در زیرخروارها خاک مدفون باشد دراین لحظه که مشغول نوشتن وصیت شدم هیچ فکر نمى کردم که لیاقت شهادت را پیدا کنم اما دراین دیار خاکى تنها چیزى که ازهمه چیز حق تراست مرگ و دل کندن از این دنیا و شاید چیزى که قبول آن براى فرزندان آدم ابوالبشر سخت تر ازهمه چیز است همین واقعیت مرگ. آدم مى میرد چه درس خوانده باشد وچه نخوانده باشد چه از شیرینی هاى زندگى استفاده کرده ‌باشد وچه نکرده باشد وخوش بحال آن کسانى که کمتر شیرینى وحلاوت دنیا را چشیده اند که « مَرَارَهُ الدُّنْیَا حَلَاوَهُ الْآخِرَهِ وَ حَلَاوَهُ الدُّنْیَا مَرَارَهُ الْآخِرَهِ. » حال آنان که شهید شدند نیکو معامله اى با خدا کرده اند و به فیض عظمى رسیده اند. شهید راحت جان مى دهند شاید تنها مسئله اى که مشکل شهید است مسئله فشار قبراست که بزرگترین دلیل آن بداخلاقى و بدخلقى است حال نمى دانم چه کنم درخانه گاهى اوقات برخوردم بد بوده است، فشارشب اول مرگ را چگونه تحمل کنم (الله اعلم ) مى گویند که شهیدان تنها گروهى ازمردگانند که روحش هروقت خواست مى تواند ازعرش به عالم خاک بیاید وبستگانش را ملاقات کند مى دانم وقتى که لیاقت شهادت رایافتم مادرم خیلى ناراحت مى شود اگربگویم مادربراى من گریه نکن شاید ازمن قبول نکند ولى مادرجان تنها چیز ى که روحم را معذب مى کند ناراحتى شما ست، اگر گریه براى دورى من مى کنید که این جاى گریه ندارد چرا که به گفته خداوند من دایم درکنار شما یم واگر بخاطر بخت بد من گریه مى کنید سخت دراشتباهید. به هرصورت ازهمگى شما مى خواهم که مرا اذیت نکنید جاى بسى خوشبختى است که همگى حرف مرا مى فهمید ولى نمى دانم مشکل سارا را چطور حل مى کنید وجواب اورا چطور خواهید داد امیدوارم که خداوند خودش همه کارهارا درست کند به هرصورت ما رفتیم تا انتقام پهلوى شکسته حضرت زهرا (س) را بگیریم ما رفتیم تا انتقام سربریده سیدالشهداء را بگیریم ما رفتیم تا علم ابوالفضل العباس را برافرازیم وشما هم دراین راه زینب وار راه ما را ادامه دهید. دست ازامام برندارید و او را تنها نگذارید به هرصورت قدراین زمانه را بدانید وخدا را بارها و بارها شکر کنید که دراین دوره هستید و ذلت ابرقدرت ها وقدرت وشوکت اسلام و کشوراسلامى رامى بینید. سرباز امام زمان بودن آسان نیست من که خود را شایسته این مقام نمى دانم ولى شما ها سعى کنید سرباز او باشید، سعى کنید قافله شب را بپا دارید وزیارت عاشورا وزیارت جامعه کبیره را بخوانید اینها مختصرى ازشرایط سربازى اوست ودل به این دیار فانى نبنیدید واین مختصر جان تن خاکى خود را فداى اسلام کنید. یکى دردویکى درمان پسندد یکى وصل ویکى هجران پسندد من ازدرمان ودرد ووصل وهجران پسندم آن‌چه را جانان پسندد توفیق پیدانشد که دردانشگاه تحصیل کنیم وبتوانیم خدمات شایسته اى را به این مرزوبوم بنماییم باشد تا آن‌ها که این راه نرفته ما را ادامه دادند بروند ودین مارا نیز ادا کنند. از تمام این تفسیرات که بگذریم حقیرچیزى ندارم که بخواهم به کسى ببخشم یا نبخشم تنها مبلغ 1500 تومان بدهکارم ولى آدرس آن‌ها را نمى دانم از پدربزرگوارم که عمرى درتربیت ما کوشیده است و وسایل آسایش ما را همواره فراهم کرده است مى خواهم تا این مبلغ را به حساب کمیته امداد امام واریز کنید. درپایان ازهمه حلالیت مى طلبم امیدوارم که در دعاهاى خود هم چنان براى ما طلب مغفرت کنید وسعى کنید که به هم خوبى کنید و مشکلى و ناراحتى براى هم ایجاد نکنید امام را دعا کنید. درپایان سوره مبارکه عصر براى یادآورى تمام مطالب ذکر مى کنم التماس دعا. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْر إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» حقیر مسعود طاهرى 65/09/30

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.