حمیدرضا شب بوئی
زندگینامه شهید
بسم الله الرحمن الرحیم شهید حمید رضا شب بوی فرزند نصر الله در یکم بهمن ماه سال 1345 در شهرستان فسا در خانواده ای عاشق و شیفته ی اهل بیت دیده به جهان گشود. او تحت تربیت و سرپرستی پدر و مادری مهربان و فداکار پرورش یافت. 6 ساله بود که وارد مدرسه شد و دوره ی ابتدائی را با موفقیت به پایان رسانید. او دوره ی راهنمایی را با علاقه ی زیادی که به تحصیل داشت پشت سر گذاشت و برای ادامه ی تحصیل وارد دبیرستان شد و موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. بعد از آن در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کرده و موفق شد تا در رشته ی مهندسی مکانیک در دانشگاه صنعتی اصفهان ادامه تحصیل دهد. سال اول دانشگاه را مرخصی گرفت و از طریق بسیج راهی جبهه شد و سال دوم شروع به تحصیل کرد. یک ترم پشت سر گذاشته بود که دوباره به جبهه رفت. مدت یک سال و نیم در سنگرهای نور جنگید و سر سختانه به خودسازی پرداخت. او برای آخرین بار در بیست و پنجم آذر ماه سال 1365 به جبهه اعزام شد و در چهارم دی ماه سال 1365 در عملیات کربلای 4 در منطقه ی شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاک و مطهرش در چهاردهم دی ماه سال 1365 در گلزار شهدای فسا به خاک سپرده شد. خصوصیات اخلاقی شهید: شهید حمید رضا شب بوی فردی فعال در مسائل اسلامی و انقلابی بود. نمازهایش را به وقت و در مسجد به جای می آورد. مرتب به خانواده های شهداء سرکشی می کرد. برای فرزندان شهداء هدایائی می خرید و به آن ها می داد. نماز شب را برپا می داشت. در مدرسه جزء انجمن اسلامی بود و از نظر ظاهری فردی ساده و بی آلایش بود. او هدفش الله و سرانجام به لقاءالله پیوست .
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید حمیدرضا شب بوئی
تاریخ: 1365/05/19
وصیت نامه شهید حمیدرضا شب بوئی تاریخ : 1365/05/19 بسم الله الرحمن الرحیم چند جمله اى که تقریر شده و اکنون نزد شماست تنها مربوط به خانواده مى باشد. چیزى بعنوان وصیت نامه ننوشته ام و این را براى شما عزیزان نوشته ام چرا که از صمیم قلب دل تنگ شما هستم و آنچه نوشته ام از خود من نمى باشد و اینها سخنان معصومین و قرآن کریم مى باشند و از شما خواهشمندم که این نامه را به خواندن تنها اکتفا نکنید و مقدارى بر روى مطالب تعمق کنید و با روال زندگى خویش مقایسه کنید و هم و غمتان مواخذه آن سراى عقبى باشد. خدا را سپاس که مرا در خانواده اى مسلمان حیات بخشید و این بزرگترین نعمت و ترحم به این بنده ضعیفش مى باشد و باز او را سپاس که مرگ مرا این چنین قرار داد. با همت شما و یارى خدا با نور قرآن آشنایى یافتم که این خود زمینه اى شد براى حرکت و رشدم. و خدا را شکر مى کنم که در این مسیر مرا به خود واگذار نکرد و تا پایان راه هدایتم نمود و مرا با ایمان از دنیا برد. و این چیزى است که زیادى از انسان ها براى آن تلاش مى کنند و سرانجام عده اى از ایشان با تمام زحماتى که کشیده اند به این مرتبه واحد نرسیده و از دنیا هجرت مى کنند. پس مسلم است که اگر کسى با ایمان از این دنیا برود جاى آن دارد که نزدیکانش این هجرت را ارج نهند و از این بابت شادمان و خرسند باشند. اگر فرزندتان این چنین پس از زحمات بیست ساله از کنارتان مى رود به مقصدش بنگرید و دورى و فراقش را تحمل کنید اما خدا را از این جهت شکر کنید که هم فرزندتان را سعادت بخشیده و هم از این طریق شما در زمره انصار حسین (ع) قرار داده که براى اسلام از فرزندتان گذشتید و این مایه خوشبختى است و بیاد آن روزى باشید که عده اى و گروهى سرافکنده و پشیمانند و آن روز نه مال و نه فرزند برایشان کارساز نیست و خطى در برندارد و آن روز است که تنها قلب سلیم قلبى که مطیع به فرمان خدا بوده قلبى که از مصائب شکایت نداشته بلکه رضایت داشته و آن قلبى که در برابر هرچه بر آن رسیده هیچگاه چرا نگفته آن قلب است که باعث سربلندى و سعادتمندى است. «وَلا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ * یَوْمَ لَا یَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ». روزى را بیاد آورید که هیچ کس بار کسى را بدوش نخواهد گرفت پس به حال خود بیندیشید و دل سوزى کنید. سعى کنید در مسائل عبادى زحمت زیادترى بکشید. به نماز اهمیت فراوان دهید. چه لذت بخش است که در وقت نماز در آن لحظه اذان خانه خالى باشد و همگى در خانه خدا میهمان باشند. علاقه خود را به مسجد زیاد کنید و این علاقمندى از طریق دوستان خوب و هم مسجدى هاى باصفا پیدا مى شود. پس دوستان خود را زیاد کنید چه شما پدر و مادر با آن شرایط و چه شما خواهر محترم. مسئله دوم اخلاق است و این اخلاق اسلامى است که «مُدَارَاهُ الناسِ نِصْفُ الإیمانِ وَ الرِفْقُ بهم نِصْفُ العَیْش». مدارا با مردم نصف ایمان است و رفاقت و خوش اخلاقى با ایشان نصف زندگى. پس در این کانون گرم خانوادگى رعایت اخلاق و برخوردهاى سازنده را زیاد کنید و زیاد بر یکدیگر احترام گذارید و در مسائل از یکدیگر عفو کنید و درگذرید. دیگر تذکر است چنان که داریم «ذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ». پس اگر کسى خلافى را مرتکب مى شود یا گناهى مخصوصا گناهان زبانى موظفید که تذکر دهید و اگر همه به یکدیگر تذکر دهند کم کم سخنان خوب جاى بدها را پر مى کنند و این موفقیت دوم است. سعى کنید لااقل روزى سه آیه از قرآن مجید را با معنى بخوانید و این استمرار و همیشگى بودن باعث پیشرفت هاى بعدى خواهد شد. زیرا فرداى قیامت پیامبر اکرم (ص) شکایت مى کند و مى گویند که عده اى از این امت من قرآن را مهجور و تنها گذاشتند. لذا واجب است که ما قرآن را تنها نگذاریم و سخنان خدا را بشنویم تا دلمان روشن شود به نور ایمان. اگر هیچ دعایى را نخوانید حتما دعاى کمیل را قرائت کنید و به معانى آیه توجه کامل کنید. زیرا این دعاى شریف سرتاسر توجه و انابه است و چه کسى نیازمندتر از ما که از عصیان گران درگاهیم و تا خود را پاک نکنیم نباید از این دنیا برویم و از طرفى نمى دانیم که مرگ مان کى مى باشد چه بسا فرداى دیگر زنده باشیم. پس فرصت را از دست ندهید و مقدارى از وابستگى به مسائل روزمره زندگى خود را آزاد کنید و روز رستاخیز را در خاطره زنده کنید و شب اول قبر تاریکى آن سوالات آن شب الله اکبر از آن شب. خدایا اگر تو ما را نبخشى و اگر تو در آن شب از ما درنگذرى ما چه جواب بدهیم فراموش تان نشود که مرگ ناگهانى مى رسد. «وَ ما یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَهَ قَرِیبٌ» و شما درک نمى کنید که شاید قیامت نزدیک باشد. من چند بار براى پدر و مادرم دعا کردم و دعا مى کنم که موفق به زیارت خانه خدا شوند و امیدوارم که مسئله شما حل شود. اما باز هم مى گویم به خمس و زکاه اهمیت بدهید و الله اگر امروز در راه خدا انفاق کردید فردا توشه اى دارید. و الا دستتان خالى مى ماند. از خدا مى خواهم که شما را یارى کند ان شاءالله. از تک تک شما طلب عفو مى کنم. مخصوصا پدر و مادرم. و بدانید که من منتظر تک تک شماها هستم و برایتان از خداوند طلب آمرزش مى نمایم. قدر این ایام زندگانى را در عبادات خالصانه و انابه به درگاه خدا بدانید. اکنون که مى توانید تلاش کنید که فردا دیگر دیر است. به خدا فردا دیر است بهوش باشید. والسلام 65/05/19 حمیدرضا شب بوئى.
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید