شهید مسعود هدایت جعفرآبادی
شهید

مسعود هدایت جعفرآبادی

نام پدر: عیدمحمد
دانشگاه: صنعت نفت آبادان
مقطع: کارشناسی
رشته: شیمی
تولد: تهران
تاریخ تولد: 1340/11/28
تاریخ شهادت: 1363/12/22
محل شهادت: شرق دجله — شرق دجله
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید مسعود هدایت در بیست و هشتم بهمن سال1340در تهران به دنیا آمد. از کودکی علاقه فراوانی به فراگیری قرآن داشت و در کنار تحصیل خواندن قرآن را نیز فراگرفت. با اوج گیری انقلاب اسلامی در راهپیمائی ها حضوری فعال داشت. پس از اخذ دیپلم به سربازی اعزام شد و در جبهه مجروح گردید. پس از اتمام سربازی وارد دانشکده نفت آبادان در رشته شیمی شد. شهید هدایت در تاریخ 22 اسفند ماه 1363در منطقه عملیاتی شرق دجله به شهادت رسید.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید مسعود هدایت جعفرآبادی

وصیت نامه شهید مسعود هدایت جعفرآبادی بنام او آغاز می کنم تا شاید خوف از دلم برآید. در این دنیای وانفسا که نفس کشیدن در آن دشوار است، با این خون ریزی هایی که ابر قدرت ها و شیاطین بوجود می آورند و با دیدن زجرها و شکنجه هایی که مردم مظلوم و مسلمان در اقصی نقاط جهان وخانواده هائی که بر اثر ستمی که بر ان ها وارد می شود، شالوده زندگی شان بر باد می رود، اشک یتیمانی که در اثر بی سرپرستی دلشان پرخون است و لحظه خوشی در زندگی خود ندارند، و در حالی که مسلمانان زجر کشیده در فلسطین و لبنان و افغانستان و دیگر جاها در زیر چکمه ظلم و ستم ایادی شیطان دست وپا می زنند با وجود این دنیای بی ارزش، نشستن در گوشه ای و در فکر خود بودن گناه بزرگی است. ذره ذره وجودم و قطره خونم به خاطر این ها به خروش می آید و تاب دیدین این صحنه ها را ندارم. خدایا مرا بطلب و به پیش خود ببر و بگذار همچون شمعی در محفل یتیمان و زجر دیدگان بسوزم و خون ناقابل من فرش زیرین آن ها باشد، خدایا محمد(ص) پیامبر عظیم الشأن تو که کتاب وحی آورد جز این نگفت که ای انسان ها خودتان را درست کنید و به ارزش های والای اخلاقی برسید ولی زبان موعظه و پند الهی او در گوش آدمیان نرفت و پیروان او را تک تک از بین بردند و امامان را شهید ساختند و زبان گویای آنان را که با منافع بی ارزش دنیوی آنان درگیر بود خاموش ساختند. بارالها حسین شهید شد، این انسان ها به خود نیامدند. او که (ثار) تو بود نتوانست به اینان بفهماند که زندگی در کنار ویرانه های دیگران لذتی ندارد، در دیدن ظلم و نشستن در کنار آن و عیش و نوش بی فایده است. دیگر این زندگی با این اوصاف که برگزیدگان و اولیاء تو بجز امام غایبمان را از بین بردند فایده ای ندارد، خدایا این گناهکار را که عمری در گناه غرق بود به شهادت نائل گردان تا شاید خون بی ارزشم کفاره گناهانم باشد، برایم قابل درک نیست که چرا انسان ها این وقایع وحوداث را در پیرامون خود می بینند ولی باز عکس العملی نشان نمی دهند. در جامعه ای که خون پاک ترین جوانان آن سنگ فرش خیابان هایشان شده چرا مردم در بی خبری هستند مگر احساس ندارند، مگر نمی بینند که بعضی از فرزندان شهیدان پدران خود را هرگز ندیده اند و پدران در غم عزیزان از دست رفته خود کمر خم کرده اند. رهبرم ای بیدار کننده انسانیت از تو می خواهم که برایم طلب عفوکنی و در نزد الله شفاعتم را نزد او از جد بزرگوارت رسول الله بگیری دارم می سوزم و وجودم آنی را حتی ندارد، می دانم که اگر تو را ای خدای مهربانم که اگر تو را بدرستی درک کنم، از شدت اشتیاق منفجر خواهم شد و در این قفس تنگ دنیا لحظه ای نخواهم ماند، می خواهم بروم. پدرم ای تو که لحظه ای برای آسودگی من آرام نبودی، می خواهم برای این که نتوانستم آرزویت را برآورده کنم مراببخشی، از دور دست مهربانت را می بوسم، مادر، تو ای پناه درماندگی و راهساز زندگیم، دوستت دارم و بر دست پر مهر تو نیز عاجزانه بوسه می زنم. خواهران و برادارنم امیدوارم مرا ببخشید. مسعود هدایت جعفرآبادی

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.