علی همایون پور
زندگینامه شهید
دانشجوی شهید علی همایون پور در اول تیر سال ۱۳۴۶ در تهران به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه را در دبیرستان تزکیه در شرایطی گذراند که جزء دانش آموزان متعهد و ممتاز دبیرستان به حساب می آمد و یکی از افرادی بود که فعالانه در خنثی نمودن توطئه منافقین شرکت می نمود و از فعالین بسیج مسجد المهدی بود. این شهید بزرگوار در سال ۶۳ ضمن شرکت در عملیات والفجر ۴ با آن که از محیط درس به خاطر رفتن به جبهه و فعالیت در مسجد دور افتاده بود لیکن با استعداد عجیبی که داشت به راحتی موفق به اخذ دیپلم گردید و در کنکور همان سال در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه امیرکبیر قبول شد. وی در سال ۶۶ در عملیات کربلای چهار و پنج شرکت کرد و از ناحیه شکم (درست زیر قلب) مجروح شد. او همیشه با خلوص و نیت پاک به جبهه می رفت و همواره جبهه را عبادتگاه می دانست و چندی پس از شهادت برادرش محمد و با اتمام امتحانات ترم پائیزه دانشکده در اسفند ماه 66 عازم جبهه گردید. ساعت 10 صبح هفتم فروردین سال 1367، نعره های تانک های دشمن در منطقه عملیاتی شاخ شمیران حکایت از پیشروی و محاصره نیروها را می دهد. یکی از فرماندهان گردان مالک لشکر 27 حضرت رسول اکرم(ص) به علی که آر پی چی زن بود دستور حرکت به جلوتر از سایر نیروها در خط مقدم داد تا مانع از پیشروی تانک ها شود. علی با کتفی مجروح به زمین افتاد و به دور از دسترسی نیروهای همرزم در میانه جنگ پس از تحمل ساعت ها درد به درجه ی رفیع شهادت رسید. به گفته همرزمان وی در آخرین لحظات رزمش با شجاعتی کم نظیر به سوی قلب دشمن هجوم آورد و در این راه نیز عباس وار برای حفظ و تداوم حکومت الله از جان خود گذشت.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه دوم شهید علی همایون پور
وصیت نامه دوم شهید علی همایون پور این وصیت نامه قبلی شهید علی همایون پور می باشد که آن را قبل از شهادت به همرزمش می سپارد که به دست خانواده اش برساند و او فراموش می کند که این کار را انجام دهد و حدود ۲۵ سال این نامه در لای کتابی مخفی مانده بوده که در سال ۹۱، به دست خانواده اش رسیده. نکته جالب این نامه این است که گویا طبق مسائل روز امروز ما نگارش شده و توصیه کرده. بسم الله الرحمن الرحیم بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید همه روح پذیرید بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید کز این خاک برآیید سماوات بگیرید بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید چندین ابر برآیید همه بدو منیرید بحث تکلیف شرح مقدس وصیت نامه را شروع می کنم. درد و دل های زیادی دارم و آن داد از جهل است. وقتی به عموم مردم و اطرافیان خود نگاه می کنم، وقتی می بینم که آن ها اصلا ارزش و مقام والای خود را درک نمی کند و دست به کارهای غیر شأن خود می زنند واقعا دلم می سوزد. اینان با کمی صبر و مقاومت در قبال کارهایی که روزمره انجام می دهد و با کمک خواهی از خدای متعال به آسانی می توانند به آن مقام واقعی خود برسد. وقتی می بینم که در صحبت کردن معمولی برای خنده چقدر گناه کبیره انجام می شود و چقدر دروغ، غیبت و تهمت گفته می شود واقعا دلم می گیرد چون این موضوع یک مسئله معمولی نیست و خیلی مهم است، اصلا هیچ چیزی به این اهمیت وجود ندارد برای این که جدا خسران بزرگی است. این مسئله را به سهل انگاری ننگرید بلکه این موضوع حیاتی است. برای رسیدن به مقصود سه وسیله وجود دارد: اول آن ها خوف است. هنگامی که انسان می خواهد گناه کند به کمک خوف می تواند جلوی گناه خود را بگیرد. خوفی که هنگام گناه، از ترس بدنمان به لرزه بیفتد که اگر این چنین نیستیم، سعی در وجود آن در خودمان بکنیم. دومین چیز رجا است. بعضی از وقت ها که به انسان هایی برمی خورم که از خدای خویش بریده اند خیلی بیش تر دلگیر می شوم. انسانی که زمانی یک مومن به حساب می آمد ولی خوبی و مهربانی و بخشندگی بی حد خداوند را نادیده می گیرد و از اوج مقامات به پائین سقوط می کند، در مورد شخص خودم اگر که این امید در من نبود واقعا که دیوانه می شدم. سومین موضوع عشق است. شاید قوی ترین این سه موضوع ترس باشد ولی زیباترین آن ها عشق است. تک تک ما چقدر عشق به خالق داریم؟ آیا کارهایی که جلوی مردم انجام می دهیم، آن مردمی که هیچ کدام به کمک ما نمی آیند، ارزشی دارد؟ به نظر من حتی اگر به خداوند متعال در آن جهان نیازی نبود ولی به خاطر صفات بسیار عالی خداوند متعال باید عشق ما از هر چیزی بیش تر به خداوند باشد. اگر کمی به خودمان، انسان ها؛ دقت کنیم، عشق درست در انسان ها برای صفات خوب بین آن ها است. مثلا در خانه خوش صحبت است، مهربان است، عصبانی نمی شود و مهمان نواز است، سخاوت مند است، به همه احترام می گذارد. این عشق یک عشق حقیقی است چون در آن صفات خوبی دیده ایم ولی همه این ها یک قطره و یا کمتر از یک قطره، صفات خوب از یک اقیانوس بی انتها است. حالا آیا شایسته است که ما به جای عشق به آن بی نهایت، عشق به یک قطره پیدا کنیم. می دانید که چرا آن عشق را پیدا نکردیم؟! من می دانم چون اصلا در مورد خدا و چگونگی برخورد خداوند متعال با خودمان هیچ فکر نکردیم. اگر کمی دقت کنید آن قدر عاشق می شوید که دیگر سر از تن نشناسید. بعضی از اوقات در مورد مسائلی که شبانه روز برایم اتفاق می افتد می نشینم و فکر می کنم .بعد از مدتی که بررسی می کنم، می بینم که خدای متعال چگونه و به چه روش ظریف و زیبایی مرا به طرف خود کشیده! آن قدر جالب، آن قدر دقیق و پر پیچ و خم که به خداوند می گفتم: خدایا شکرت که این قدر خوب و مهربانی. البته این برای بعضی از اوقات بود، بیش تر آن ها را حتی نمی توانستم برای خودم تحلیل کنم حقی که خدای مهربان داریم. خب برای رسیدن به سعادت و نهایتا به خداوند و در امان بودن از قهر خداوند خیلی چیزها گفته اند که چه کارهایی مستحب است تا انجام دهیم و ثواب های بی اندازه ببریم و یا چگونه جلوی گناهان را بگیریم مثلا توصیه کرده اند که زیاد یاد مرگ باشید و برای خودتان قبری بکنید و خیلی چیزهای دیگر که اگر بخواهم بنویسم توانایی و قدرت آن را ندارم و در کتاب های مختلف موجود است، فقط یک روند و یک خط بسیار شیرینی را جلوی پایتان می گذارم، خود دانید و خدای خود! اولا که از همین حالا تصمیم بگیرید که این چند روز باقی مانده را به فکر اصلاح خود بگذرانید، حتی آن کسی که یقین دارد هفتاد سال عمر می کند که چنین کسی هم وجود ندارد، اول از همه با احترام از خداوند می خواهید که او هدایتتان کند. این را من یقین می دانم که کسی خودش نمی تواند حتی اگر تمام کتاب های اسلامی را بخوانید، حتی اگر به حد نویسندگی کتاب های عرفانی برسید ولی از خداوند استمداد و یاری برای هدایت خود نخواهید، آغوش شیطان برای شما باز است! پس اول از همه در نمازهایتان از خداوند بخواهید که شما را جزء صادقین و مقربین قرار دهد، خب آیا این کافی است؟! و از آن مهم تر آیا ما در این مقام هستیم که مستقیم به خداوند متکی شویم یا خیر؟ اصلا صدای ما از فرط گناه به خداوند نمی رسد و مشخص است که نمی توانیم، پس چه کنیم؟ در این جا کار خیلی ساده می شود، به روشنی روز و به زیبای تمام، آن چیست؟ آن حب اهل بیت و امامان اطهر است! بله، اگر کسی بخواهد بدون امامان معصوم به خداوند برسد از همین حالا به او بگویم که نمی تواند و به آن کسی هم که کمی مایوس شده و در دل او مقداری ناامیدی آمده، بگویم که هیچ جای نگرانی نیست چون ما حسین علیه السلام داریم. کسی که امام حسین علیه السلام دارد که دیگر نسبت به اعمال خود غمگین نمی شود. خیلی خودمان را گم کرده ایم. موقعیت عالی خودمان را نمی بینیم، آخر ما علی علیه السلام داریم! به تمام عالم قسم که اگر عاشق آن ها شوید دیگر هیچ چیزی نمی خواهید چون در این صورت همه چیز دارید. این موضوع خیلی مهم است چون خود من تمام چیزهایی را که به دست آوردم و هر چه کردم از آن ها بوده. خب این حرف من حقیر است و این راه پر بلا و مصیبت. ان شاء الله که همه ما در آن دنیا در بهترین مکان ها همدیگر را ملاقات کنیم. قرآن را سبک نگیرید و هر روزه قرآن را باز کنید و دقیقا به گفته های آن گوش کنید که خواندن قرآن برای من خیلی مفید بود. و اما پدر و مادر خوبم! فقط صبر پیشه کنید که ان شاء الله خدای متعال شما را به مقامات عالی می رساند. شهید که ناراحتی ندارد اگر که من زنده بودم و انسانی بی تفاوت و گنه کاری می شدم باید ناراحت می شدید! ولی شهید که به بهترین درجه رسیده، ان شاء الله که خدا مرا نیر بپذیرد و از من قبول کند. از مادر و مخصوصا پدرم می خواهم که در محرم و عزاداری های امام حسین علیه السلام و ماه رمضان در بیش تر مراسم تا آن جا که توانایی دارند به جای من در مسجد مهدی (عج) شرکت کنند. یک خواسته دیگری نیز دارم و این خواسته از تمام دوستان و فامیل خودم است که حتما به مسئله خمس خود رسیدگی کنند و در اولین وقت نزدیک، آن را حل کنند. و اما برادرانم که از آن ها می خواهم که راه مرا ادامه دهند. جنگ ما برای ایران و برای پیروزی و شکست دشمن نیست بلکه برای رضای خداست. حتی در شهر محکم جلوی ضد انقلاب بایستید و در همین جا به تمام کسانی که غر می زنند بگویم که من در آن دیار جلوی همه آن ها را می گیرم خلاصه به آن سری از موجودات خدا بگویید که مواظب صحبت های خودشان باشند. و از برادرانم دو خواسته دارم. یکی این که برای هیچ کدام از آن ها چیزی نمی بینم به جز مقام والای شهادت و کمتر از آن را برای آن ها خیلی کوچک می دانم، البته این گفته در مورد دوستان خوب خودم نیز صادق است. دوم این که اگر توانستید برای من دو سال نماز و دو ماه روزه قضا بگیرند. و به برادرم اسماعیل بگویید که اگر زمانی توانایی داشت آن پول را به صورت قرض الحسنه به گردش درآورد تا برای هر دوی ما توشه آخرت گردد. در آخر بگویم که راه نزدیک است خیلی هم نزدیک. در هر سنی که هستید راه نزدیک است و موعد رفتن به قبر دارد می رسد، این نزدیکی وقت برای سهل انگاران خیلی سنگین و دشوار است و برای مومنان خیلی خوب و شیرین، پس این وقت کم را غنیمت بشمارید. ان شاء الله که همه ما را خدای متعال ببخشد. به امید دیدار در پیشگاه خداوند مهربان. والسلام. علی همایون پور گر چه میگفت که زارت بکشم میدیدم که نهانش نظری با من دلسوخته بودوصیت نامه اول شهید علی همایون پور
وصیت نامه اول شهید علی همایون پور بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند بخشنده مهربان و به نام او که نهایت رحمت و لطف را برای بندگانش دارد و برای آن ها امر بدی مقرر نمی کند و با سلام به محضر ولی عصر ارواحنالمقدمه الفداء یگانه منجی عالم بشریت و با درود بی پایان خدمت رهبر کبیر انقلاب این درهم شکننده و در هم کوبنده ظالمان، این روح برخاسته از عمق جان مستضعفان جهان و به امید پیروزی رزمندگان اسلام. شاید در این لحظه که این وصیت نامه را مطالعه می کنید جسم خاکی من در زیر خرمن ها خاک مدفون باشد، در این لحظه که مشغول به نوشتن وصیت نامه شده ام هیچ فکر نمی کنم که لیاقت شهادت پیدا کنم اما در این دیار خاکی تنها چیزی که از همه چیز حق تر است مرگ و دل کندن از این دنیا، آدمی می میرد چه درس خوانده باشد و چه درس خوانده نباشد، چه از شیرینی های زندگی استفاده کرده باشد و چه نکرده باشد و خوش به حال آن کسی که کمتر شیرینی و حلاوت دنیا را چشیده است زیرا که: «مراره الدنیا حلاوه الاخره و حلاوه الدنیا مراره الاخره» به هر حال آنان که شهید شدند نیکو معامله ای با خدا کرده و به فیض عظیمی رسیده اند، شهید راحت جان می دهد شاید تنها مسئله مشکل قبر باشد که مهمترین دلیل آن بداخلاقی و بدخلقی است. می گویند که شهیدان تنها گروهی از مردگانند که روحشان هر وقت خواست می توانند از عرش به عالم خاک بیایند و بستگانش را ملاقات کند. می دانم وقتی که لیاقت شهادت را یافتم، مادرم خیلی ناراحت می شود. اگر بگویم مادرم برای من گریه نکن ممکن است از من قبول نکند ولی مادر جان تنها چیزی که روحم را معذب می کند، ناراحتی شماست! اگر گریه برای دوری من می کنید این گریه ندارد چرا که به گفته ی خداوند من دائم در کنار شمایم و اگر به خاطر بخت من گریه می کنید سخت در اشتباهید! به هر صورت از شما می خواهم که مرا اذیت نکنید. به هر صورت ما رفتیم، ما رفتیم تا انتقام پهلوی شکسته حضرت زهرا علیها السلام را بگیریم، ما رفتیم تا انتقام مظلومیت امیرالمومنین علیه السلام را بگیریم، ما رفتیم تا انتقام سر بریده سیدالشهداء علیه السلام را بگیریم، ما رفتیم تا علم ابوالفضل العباس را برافرازیم و شما هم در این راه زینب وار راه ما را ادامه دهید. نکند که خدای نکرده سستی و کاهلی پیشه کنید و خداوند متعال را از خود ناراضی کنید! همیشه دنبال یک چیز باشید و آن رضای خدا باشد. اگر حکم بر این بود که درس بخوانید، درس بخوانید! اگر حکم بر این بود که صد سال در جبهه باشید، صد سال و تا آخر عمر در جبهه باشید! هر کدام از شما چند سال سن دارید؟ به خودتان فکر کنید. آیا زندگی مثل باد نگذشته است؟ آیا این زندگی لذتی هم داشته است؟ آخر موضوع این جاست که این جهان برای زندگی کردن نیست بلکه برای کشت است، بلکه برای امتحان دادن است پس سستی و تنبلی و تردید چرا؟ از خداوند متعال کمک بگیرید و مثل یک میت که دست غسال است بدون هیچ نافرمانی به دستورات نائب امام زمان (عج) گوش کنید که ما هم رفتیم و بدانید که خیلی راه پر پیچ و خم و در نهایت شیرینی بود، سرباز امام زمان بودن آسان نیست من که خود را شایسته این مقام نمی دانم ولی شماها سعی کنید سرباز او باشید. به قرآن بهای زیادی بدهید آن را خوب بخوانید و سعی کنید که سخنانتان را با آیه های قرآن زینت دهید. تنها و تنها راه برای سعادت فقط یکی است و آن محبت و دست به دامن ائمه الاطهار علیهم السلام شدن است! این موضوع خیلی مهم است، این راه را پیشه خود سازید که به شما قول می دهم به نتیجه بسیار خوبی برسید، زیارت ائمه اطهار علیهم السلام را زیاد بخوانید مخصوصا زیارت عاشورا و امین الله و دل به این دیار فانی نبسته و این مختصر جان و تن خود را فدای اسلام کنید. ما از خدا بهترین قضا را خواستیم، او شهادت را نصیب ما کرد. امیدوارم که همیشه راضی به رضای او باشیم! به قول معروف "یکی درد و یکی درمان پسندد، یکی وصل و یکی هجران پسندد، من از درمان و درد و وصل و هجران، پسندم آن چه را جانان پسندند". در پایان از همه حلالیت می طلبم نگوئید که او شهید شد و دیگر احتیاج به دعا ندارد بلکه از شما می خواهم که در دعاهای خود همچنان برای ما طلب مغفرت کنید. امام را دعا کنید. والسلام علیکم و رحمه الله - علی همایون پور
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید