شهید ابوالفتح (امیر) گل عباسی
شهید

ابوالفتح (امیر) گل عباسی

نام پدر: غلامرضا
دانشگاه: مرکز تربیت معلم سمنان
مقطع: کاردانی
رشته: ریاضی
تولد: ورامین
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: —
محل شهادت: بیمارستان تهران — بیمارستان تهران
عملیات: درگیری با ساواک
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید امیر گل عباسی فرزند غلامرضا در سال 1339 در محله مذهبی امامزاده شاه حسین ورامین دیده به جهان گشود. از همان دوران کودکی بطور منظم در جلسات و هیئات مذهبی شرکت می نمود و از افراد فعّال در بین نوجوانان و جوانان هیئت شاه حسین بود که بعد از طی مدارس ابتدایی و راهنمایی که با نمرات و رتبه های خوب قبول می شد پا به دبیرستان گذارد و همزمان با کسب علم نسبت به معارف الهی و مسائل مذهبی و اعتقادی نیز فعال بود و در سال های آخر دبیرستان که مصادف با انقلاب بود در مراسم و مناسبات انقلابی فعالیت داشت و در سال 1357 بعد از کسب دیپلم در رشته ریاضی تربیت معلم سمنان قبول شده، لکن به علت شدت فعالیت های انقلابی به ورامین بازگشت و در جمع دوستان مذهبی خود در راهپیمائی ها و تظاهرات و فعالیت های مخفیانه شرکت فعال داشت که در یکی از همین فعالیت های مذهبی که علیه مسئولین دبیرستان (رضا پهلوی آن زمان) شهید مصطفی خمینی فعلی بود که نامبردگان در تعطیلی راهپیمائی ها معرفی افراد فعال مدرسه رضا پهلوی به ساواک وقت در طی یک آتش سوزی به بیمارستان منتقل شد، به علت عدم رسیدگی لازم بعد از طی چند روز در آبان 57 به طور ناجوانمردانه به شهادت رسید. از خصوصیات اخلاقی و بارز شهید اخلاق و برخورد خوب با دوستان و خانواده و خواندن نماز دعا بطور منظم و احترام به بزرگترها بخصوص پدر و مادر و کمک به آنان می باشد که همین صفات نامبرده را در بین دوستان کاملاً متمایز از دیگران می ساخت.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید ابوالفتح گل عباسی
تاریخ: 1357/04/17

وصیت نامه شهید ابوالفتح گل عباسی تاریخ : 1357/04/17 بسم الله الرحمن الرحیم اینجانب ابوالفتح گل عباسی فرزند غلامرضا شهادت می دهم به توحید کلمه و کلمه توحید به وحدانیت الله او که همه چیز ساخته اوست و خودش ساخته کسی نیست همان که بازگشت بسوی اوست به نبوت پیامبران از آدم تا خاتم و به یوم الحساب. با درود فراوان بر حضرت محمد و ائمه معصومین و با درود بر خمینی کبیر و با درود و سلام به ارواح طیبه شهدای انقلاب اسلامی ایران. بار خدایا ترا شکر می گویم که توفیق جهاد در راه خودت را به این بنده حقیر و گنه کار عطا کردی و سپاس می گویم ترا که بعد از چندین ماه جهاد مرا بسوی خود خواندی و شربت شهادت را به این بنده رو سیاه خود نشاندی خدایا ترا شکر می گویم که مرا با این همه گناه و عصیان در پیش پدر و مادرم رو سفید کردی. پروردگارا هر چند من در راه تو کشته شدم ولی بار گناهانم بسیار سنگین است و عاجزانه از تو تقاضا دارم که بر من حقیر رحم کنی و شب اول قبر را بر من آسان گردانی. پدر و مادر عزیزم از اینکه مرا با زحمت بسیار بزرگ کرده و به قربانگاه حق فرستادید بر خود ببالید که در پیشگاه خداوند مقمامی بس بسیار بزرگ دارید. در پایان به امام خمینی می گویم ای که وجودم از تو زنده شد تا آخرین لحظه بر پیمان خود استوار ماندم. ابوالفتح گل عباسی 57/4/17

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.