شهید ابوالفضل شیرکوند
شهید

ابوالفضل شیرکوند

نام پدر: محمدعلی
دانشگاه: مرکز تربیت معلم
مقطع: —
رشته: —
تولد: ورامین
تاریخ تولد: 1345/04/29
تاریخ شهادت: 1366/10/26
محل شهادت: ماووت عراق — ماووت، عراق
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

زندگینامه ثبت نشده است.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید ابوالفضل شیرکوند
تاریخ: 1366/08/04

وصیت نامه شهید ابوالفضل شیرکوند تاریخ : 1366/08/04 به نام خداوند بخشنده مهربان «اَللَّهُمَّ لَا تَدَع لی ذَنباً اِلَّا غَفَرتَهُ» «خدایا هیچ گناهی که جز آن را بیامرزی برای من مگذار» «قسمتی از تعقیب نماز ظهر» سخنم را با نام خدایی آغاز می کنم که جانم در دست اوست به نام آن کسی که تمام وجودم اوست زندگی کردنم برای اوست، هستی ام برای اوست، رفتنم برای اوست. به نام آن کسی که معبودم اوست، محبوبم اوست دیوانه و حیران اویم همچون پروانه ای که بر گرد شمع می چرخد و در او فانی می شود احساسش می کنم با تمام اعضا و جوارحم با ذره ذره وجودم دوست می دارم به سویش پرواز کنم اما پر و بالم بسته است لیکن آزادی از این قفس را نزدیک می بینم. خدایا چه زیبا و شکوهمند است از همه بریدن به خاطر دیدار تو – هجرت نمودن فقط به خاطر تو، جهاد کردن به خاطر تو، کشتن و کشته شدن به خاطر وجود تو. خدایا چه آرام بخش است لحظه های رفتن به سوی جبهه برای پایداری دین تو. خدایا چه لذت بخش است موقعی که همه آماده می شوند برای یورش بر قلب دشمن دین تو. خدایا از تو می خواهم که اگر قرار است این بنده ی رو سیاه را به سوی خود بطلبی پس چه بهتر که در راه دین تو و در خدمت دین تو جانم را فدا کنم. سلام علیکم خدمت پدر و مادر برادران و خواهران عزیزم : پس از تقدیم عرض سلام خدمت شما عزیزان امیدوارم که حال همگی شما خوب و در زندگی پیروز و موفق باشید. پدر، مادر، برادر و خواهر الان وقت آن رسیده که به عنوان فرزندی حقیر در پیشگاه وجود شما عزیزان سرم را پایین گرفته و با خود بگویم چرا من نتوانستم در طول مدت عمرم فرزندی در خدمت شما باشم چرا نتوانستم سخنان پدرانه و مادرانه شما که از قلب پاکتان بر می خیزید را با دل جان پذیرا باشم و در گوشه گوشه های قلبم جای دهم و آن را در کارهایم و در زندگیم سرلوحه قرار دهم اما آن چه که گفتنی است باید گفت و به عنوان فرزند و برادری حقیر چند تذکر را خدمت شما می گویم و امیدوارم که به آنان عمل کنید. پدرم اگر من لیاقت شهید شدن را داشتم و خداوند بزرگ نظر لطفی به این بنده گناهکار خود کرد و مرا به سوی خودش برد مزار مرا هر کجایی که خودت صلاح دیدی قرار بده – امیدوارم صبر و حوصله داشته باشید و کشته شدن من را برای خودتان مصیبت قرار ندهید بلکه یک مصلحتی از طرف خداوند متعال بدانید – مقدار موجودی من را در بانک در هر راهی که خودت صلاح دانستی خرج کن. پدرم ای کوه استقامت در برابر سختی ها، ای کسی که هر سختی برایت با صبر و حوصله ای که داری راحتی به بار می آورد ای کسی که در برابر هر رنجی مقاومت داری چه کنم وضعیت کشور و اسلام عزیز اقتضاء می کرد به جبهه بیایم اما می دانم فردی مثمر ثمر نیستم اما به عنوان وظیفه بر خود واجب می بینم به جبهه می روم تا دین خود را [به] امام به عنوان یاری کوچک به امت به عنوان فردی از یک جامعه بزرگ و به شهیدان به عنوان یار و یاور آنان که سلاح به زمین افتاده ی آنان را برگیرم و تا خون در بدن دارم بر دشمن حمله برم و آن قدر با آنان مبارزه کنم یا کشته شوم یا بکشم. چند سخنی با مادر عزیزم: ای عزیزتر از جانم ای کسی که با تحمل سختی فراوان وظیفه مادرانه خود را به نحو عالی در برابر من انجام دادی، ای کسی که هر موقعی می خواستم به جبهه بروم در دل برایم دعا می کردی چه کنم اگر من و امثال من به جبهه نرویم پس چه کسی می خواهد به جبهه بروم [برود] و سلاح به زمین افتاده شهیدان را بردارد؟ مادرم اصلا فکر هم نکن دوست دارم آن قدر خوشحال باشی که در روحیه ی برادرانم اثر نگذارد. مادرم امیدوارم آن چنان برادرانم را تربیت کنی و تحویل جامعه دهی که بتوانند برای اسلام و قرآن و کشورشان فردی مفید باشند. مادرم حتما سعی کن نمازهایت را به موقع بخوانی و برای پیروزی اسلام و رزمندگان ایران زمین دعا کنی. مادرم همیشه به فقیران کمک کن چون همین کارهاست که در آخرت به درد انسان می خورد. مادرم سعی کن هر وقتی که خواستی برای من گریه کنی به یاد حسین شهید گریه کنی سلام علیکم خدمت خواهران عزیزم: خواهران عزیزم امیدوارم که سلام برادر حقیر خود را پذیرا باشید. خواهران عزیزم به عنوان وصیت و سفارشی به شما بگویم که خود الگوی یک زن مسلمان هستید اما از باب تذکر چند جمله ای را عرض می کنم. خواهران عزیزم در هر روز قرآن بخوانید و به گفته های آن عمل کنید. خواهر کبری دوست دارم دو فرزند خود را آقا مصطفی و آقا محسن را آن چنان تربیت کنی و تحویل جامعه دهی که بتوانند برای اسلام و کشور فردی مفید باشند و به محرومان خدمت کنند. خواهرم سکینه شما هم سعی کنید مریم و اعظم خانم و علی آقا را آن طور که شایسته است تربیت کنی و تحویل جامعه دهی که جامعه ی فردای ما به این عزیزان احتیاج دارد. خواهران عزیزم امیدوارم با بزرگی خودتان این حقیر را عفو کنید تا در پیشگاه ایزد متعال رو سفید باشم ان شاءالله. سلام علیکم خدمت برادران عزیزم: پس از تقدیم عرض سلام خدمت شما امیدوارم که حالتان خوب باشد و همیشه پیروز و موفق باشید و بتوانید فردی مثمر ثمر برای جامعه باشید و باری را از دوش مردمان جامعه بردارید. برادران عزیزم خداوند بزرگ را شاهد می گیرم هنگامی که می خواستم به جبهه بروم آن قدر ناراحت آینده شما بودم که سرنوشت شما به کجا می انجامد. برادران عزیزم امیر و صالح به حرف های برادر بزرگ تر خود برادر ولی گوش دهید و سعی کنید دوست های خوب برای خود انتخاب کنید – همیشه سعی کنید به نماز جماعت بروید و دوستان دیگر خود را به خواندن نماز جماعت تشویق کنید – سعی کنید قرآن را یاد بگیرید و به دیگران بیاموزید – سعی کنید همسایگان را اذیت نکنید و اگر کاری دارند برای آن ها انجام دهید – حتما سعی کنید درس خود را بخوانید و به سطح هایی راه پیدا کنید تا بتوانید گوشه ای از چرخ این انقلاب را گرفته بچرخانید. همیشه دست محرومان را گرفته و مظلوم پرور باشید نه ظالم پرور. دیگر حرفی ندارم توفیق و پیروزی شما را از خداوند بزرگ خواستارم. پدر و مادر عزیزم حتما از همسایگان و فامیل ها برای من طلب مغفرت کنید و از آن [ها] برای من طلب حلالیت کنید. کسی که شما را فراموش نمی کند ابوالفضل شیرکوند 66/8/4 و من الله التوفیق سخنی با امت حزب الله و همیشه در صحنه سعی کنید در هر حال و در همه کارهایتان امام را الگو قرار داده و به سخنان پیامبر گونه اش عمل کنید. روحانیت پیرو خط امام را تنها نگذارید و همیشه و در هر حال از آنان پیروی کنید. خانواده های شهدا را دلداری داده و نگذارید افرادی دل این خانواده ها را به درد بیاورند. مسجدها را خالی نگذارید چون دشمنان اسلام از نماز جماعت شماها می ترسند سعی کنید به افراد مستمند کمک کنید و تا خون در بدن دارید از اسلام حمایت کنید و جنگ با صدامیان و آمریکای جنایتکار را ادامه دهید تا پیروزی نهائی در همه کارهایتان بر خداوند بزرگ توکل کنید. خدایا تمامی جهان را در مقابل امت حزب الله خوار و ذلیل گردان خدایا دین مبین اسلام را به کمک امت حزب الله ایران در سرتا سر جهان الگو قرار ده خدایا استعمارگران شرقی و غربی را هر چه زودتر ذلیل و در مقابل امت حزب الله نابود کن.

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.