جمشید کریمی سیمکانی
زندگینامه شهید
زندگینامه ثبت نشده است.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید جمشید کریمی سیمکانی
تاریخ: 1365/11/10
وصیت نامه شهید جمشید کریمی سیمکانی تاریخ : 1365/11/10 "بسم الله الرحمن الرحیم" اللهم صل علی محمد وال محمد... «یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ/ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ/ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ کَثِیرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّهَ وَلَا یُنْفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ»)قرآن کریم) با سلام به پیشگاه حضرت بقیه الله الاعظم صاحب اصلی این مملکت و انتظار فرج حضرتش که انتظار قدرت اسلام که عزت مسلمین و ذلت منافقین وکفار است و با دعای خاضعانه به درگاه ربوبی برای سلامت و طول عمر توام با عزت و موفقیت نایب برحقش یعنی آیت الله العظمی الامام خمینی که با دم مسیحایی خویش ملت مظلوم و مستضعف ایران را به امتی شهید پرور و مشتاق شهادت و قهرمان و بیدار و آگاه مبدل ساخت که شهرت بسیجیان از جان گذشته اش و اخلاص پاسداران شهادت طلبش جهان کور وکر مادی جهان شرق وغرب را پرکرده و به این کوردلان فهمانده که چراغی را که ایزد برفروزد هرآنکس پف کند ریشه اش بسوزد و با طلب پیروزی نهایی رزمندگان اسلام در تمامی جبهه های حق علیه باطل و آزادی کربلای معلی- قدس شریف و حرمین شریفین درمکه و مدینه و عزت مسلمین جهان در پرتو وحدت آن ها پیرامون ولایت فقیه که حبل الله المتین خداوندی است این جانب مهدی کریمی فرزند شهید محمدصادق که برای ادای تکلیف وکسب پیروزی با شهادت در راه خدا با آگاهی کامل از عواقب چنین تصمیمی به ندای رهبر کبیر انقلاب سلاله پاک حضرت زهرا(س) وحسین زمانه که مومنین او را برهمه چیز خود ترجیح داده و اوامر او را فرامین حضرت حجه بن الحسن العسکری(عج) می دانند عازم جبهه شده ام تا چون قطره ای در اقیانوس پاک مقلدین امام خود را تطهیر کرده و حیات جاودانه یابم انشاءالله هر چند امت شریف و بزرگ ایران بر اثر رهبری های پیامبر گونه امام و رهبر خود به حدی از رشد رسیده اند که همچون اصحاب اباعبدالله(ع) از طرف امامشان می بینند که ملت الهی شده مفتخر گشته اند و انشاالله به واسطه ادامه همین راهی که در پیش گرفته اند اراده الهی حکومت مستضعفین بر زمین را تحقق خواهند بخشید و زمینه ظهور مولایشان را آماده خواهند کرد و در این راه هرکس زحمتشان بدارد عرض خود را خواهد برد لکن منباب تذکر چند نکته را عرض خواهم کرد و آن اینکه مردم حتی با پیروزی بر حزب بعث و آزادی سرزمین مظلوم عراق کارها را تمام شده نپندارند و هم چنان از دل و جان گوش به فرمان مطاع امام امت باشند چون قدس در انتظار رهایی و ملت های مستضعف روی کره ارض منتظر آزادی می باشند و دلشان می خواهد که درهوای جمهوری اسلامی تنفس کنند هرچند تاکنون {...} ضعیف شیطان بزرگ را به خودشان برگردانده اید و منافقین و لیبرال ها و دیگر گروه های وابسته یا ضعیف النفس چون نهضت آزادی-جبهه ملی- امت و دموکرات و کومله و حتی آن هایی که در لباس مقدس روحانیت چون شریعت مدارها-سیدمهدی هاشمی ها- احمدکاشانی ها سعی می کردند تیشه بر ریشه انقلاب بزنند، همه را رسوای عام و خاص کرده و به مکافات عملشان رسانده اید اما همه این ها که به لطف خدا و به برکت وجود مقدس امام انجام پذیرفته نباید ما را از آینده غافل و به خود مشغول نماید. هنوز هم منتظر افشای ماهیت پلید دیگرانی باشید که خداوند ستار عیوبشان را از دید دیگران محفوظ داشته و به فرمایش قرآن مجید مهلت شان داده است. هنوز بسیارند افرادی که در مسئولیت های مختلف از حقوق این مردم همیشه در صحنه ارتزاق می کنند ولی برای خوش خدمتی به اربابانشان به این امت شریف و مظلوم خیانت کرده و از پشت خنجر می زنند البته خود می دانید که سکوت مردم دال بر ناآگاهی آن ها نیست بلکه دلیلی است بر تعبد این مردم نسبت به امام عزیز و نظام مقدس جمهوری اسلامی که خونبهای خیلی از عزیزانشان است مردم با تمام وجود باندبازی ها در ادارات و حکومت رابطه به جای ضابطه را می بینند ولی فرمایش امام را در نظر دارند که جنگ در راس همه امور است لذا چه بسا در بعضی از جاها آن را توجیه هم می کنند تا بهانه ای به اندک افراد ضدانقلاب ندهند ولی ما که رفتیم شما که مانده اید به هوش باشید تا کی باید جوانان عزیز همه چیز خود را در طبق اخلاص گذاشته و در جبهه های دفاع از حقیقت و دیانت و ارزش های والای مکتب بکوشند و عده ای جوان هرزه با لباس های ناجور در خیابان ها پرسه بزنند و سر هر کوچه و خیابان همه این ارزش ها را لگدمال کرده و قلوب آحاد ملت شریف را جریحه دارنمایند، تا کی باید شاهد بی تفاوت بی حجابی یا بدحجابی در سطح شهرها مخصوصاً شیراز باشید؛ شهری که از حلقوم بزرگوارترین شهیدش ندای ملکوتی من اطاع الخمینی فقد اطاع الله برمی خاست. اکنون به عنوان شهری در ردیف مهاباد و پایگاه عزالدین کثیف و قاسملوی خبیث درآمده است شما را به خدا بیایید به جای متکی شدن بر درایت و عقل خویش به خدای قادر متعال اتکال پیدا کنید و دست از اختلاف ها و منیت ها بردارید مگر شما نیستید که به همه مردم موعظه می کنید که تقوا را رعایت کنید و می گویید که در صورت رعایت تقوا خدا قلب های مومنین را مطیع شما می کند پس چرا خودتان از این داروی شفابخش استفاده نمی کنید؟ گیرم که تا آخر عمرتان این زنده بادها و این آفرین ها را برای خود حفظ کنید بعد چی؟ آیا شما به معاد و حساب و کتاب ایمان دارید یا نه؟ می دانم که حتماً ایمان دارید ولی بعضی مسائل شخصی و شیطانی باعث این تنازعات است به جای اینکه بخواهید بچه های حزب الهی را که به فرمایش امام ذخیره های انقلاب هستند و هر موقع لازم شود خود را فدای انقلاب خواهند کرد بکوبید بیایید از این نیروهای صالح و مخلص و جان برکف استفاده کنید و تقوا را معیار برتری اشخاص قرار دهید نه وابستگی به جناح و باند خودی که این با ارزش های اسلامی سازگاری ندارد هر چند از طرف بعضی روحانیون توجیه شود. بیایید به وضع دادگاه های عمومی برسید. ملت شجاع و صبور و قهرمان ایران از اوضاع این ها خبر دارند ولی به خاطر حفظ نظام ارزشمند جمهوری اسلامی و ندادن بهانه به دست کسانی که قلب هایشان مریض است و دنبال جنجال می گردند تحمل می کنند. ای مسئولین محترم و دلسوز و امین که در راس قوه قضاییه قرار دارید و می دانید که جای خالی شهید مظلوم را به عهده شما گذاشته اند بیش از این به دادگاه های عمومی و دادگستری استان فارس مخصوصاً شهرستان مرودشت و آباده که اینجانب تا حدی از آن اطلاع دارم برسید. نیاید روزی که شهدا جلوی بعضی مسئولین را بگیرند و بگویند ما حرف خودمان را زدیم ولی این ها به آن وقعی ننهادند(اهمیت ندادند) البته قلب حقیر مطمئن است که با وجود حضرت امام هیچ گونه نگرانی نیست ولی همه مردم و مخصوصاً روستاییانی که یک عمر شاهد پارتی بازی ها و اعمال نفوذ خوانین از خدا بی خبر در این محاکم بوده اند وقتی ببینند که همان گردانندگان سابق امروز هم در مسند قدرت و قضا نشسته اند و همان رویه را به اسم اسلام انجام می دهند دلشان می شکند، مگرشما از زبان اماممان نشنیدید که فرمود«شما هم دل این ملت را نشکنید» دادگاه آباده چنان بر مردم بیچاره منطقه ظلم می کرد و دل بسیاری از شهدا من جمله پدر بزرگوارم که ظلم ستیزی را برایم به ارث گذاشت از دست آن دادگاه خون بود و من هم تا روزی که راهی جبهه ها شدم وضع را کما فی السابق یافتم. کمی از منطقه بگویم، خدا می داند که این اختلافات که در بعضی دهات و مناطق است که به صلاح دنیایتان است نه به صلاح آخرتتان خدا را ناظر بر اعمال و نیات خویش بدانید هر چند که بتوانید با توجیهات گوناگون به افکار فاسیونالیستی و ملی گرایی خود رنگ مذهبی و خیرخواهانه بدهید ولی خودتان که می دانید چه می کنید ولی گره اصلی را اینجانب در مفهومی بدتر از این می دانم و آن جریان خطوط غیرخط امام است آن هایی که تنها سند مسلمانی را قبض پرداخت مبلغی خمس می دانند و بس و حتی فکر نمی کنند و یا لازم نمی دانند که کمی تفکر کنند که این به اصطلاح خمس حق کدام صغیر و بیوه زن هست و تنها سند مالکیت شرعی را اسناد مجعول و ساخته و پرداخته دادگاه ها وادارات ثبت و محافر طاغوتی می شمارند و بس، آن هایی که قلوب مردم فقیر و مستضعف از آن ها دلیگر است و هر چند شعار در خط انقلاب دهند کسی باور نمی کند. از خدا می خواهم تا این خطوط کم رنگ با خون شهدای عزیز بی رنگ شده و مردم شریف کل منطقه بر محور ارزش های والای اسلامی و بنابر مصلحت کل منطقه متحد شوند. هرگز فراموش نمی کنم آن روز زمستانی را که گروهی همراه شیخ عباس فرخی به روستایمان آمدند و کشاورزان زحمتکش را از کار بیکار نموده و در سنگر مسجد به محاکمه کشاندند نمی دانم رویشان هم شد در مراسم تشییع جنازه و مراسم ختم شهید آقا میرزا قاسمی که پیکر نحیفش نشانه ظلمی بود که بر وی رفته بود شرکت کنند یا نه! الحمدالله مردم ما بیدارند و حساب این گونه افراد را از حساب روحانیت شیعه و علمای بلاد جدا می کنند در همین جا لازم می دانم از کلیه همشهریانم که بر اثر وسوسه های یک خناس بعضی شایعات را قبول کرده بودند و نسبت به این حقیر سوء ظن پیدا کرده بودند حلالیت بطلبم و مجدداً به آن ها عرض کنم خدا می داند و برای خودتان هم ثابت شد که بنده همواره خدمت گزار شما بودم و به این خدمتگزاری افتخار هم می کردم و می کنم و هم اکنون هم دعاگوی شما هستم، در پایان چند کلمه ای هم با خانواده ام عرضی دارم اول اینکه همه اقوام وخویشان-دوستان و نزدیکان به بزرگواری خویش مرا ببخشند. خواهرانم که نتوانستم لااقل بعد از پدرشان برایشان برادر خوبی باشم حلال کنند. فرزندانم را به دست با کفایت همسر صبور-مهربان، وفادار و فداکارم می سپارم و می خواهم که به آن ها حقیقت را بگوید، از انقلاب و جنگ برایشان تعریف کند از اینکه قبل از انقلاب در چه وضعی بودند و این که چرا پدرش شهادت را بر زندگی شیرین کنار زن و فرزند ترجیح داد تا انشاءالله از هم اکنون با فرهنگ غنی و ظلم ستیز اسلام آشنا شده و انشاءالله در تداوم خط پدر و جدشان در اطاعت از امام و حمایت از قرآن و اسلام بکوشند. در وصیت نامه ای که به دست همسرم سپرده ام بعضی مطالب را گفته ام که ممکن است الان یادم نباشد، آن چه آنجا نوشته ام بر حجت خود باقی است و این وصیت نامه تکمیل کننده آن می باشد مگر مواردی که در هر دو ذکرشده و با هم تناقض داشته باشند که ملاک در این گونه موارد این وصیت نامه است. مثلا در آن جا بخاطر حفظ مراتب کوچکی نسبت به پدرم خواسته بودم که پایین پای پدرم دفنم کنند چنان چه از نظر نظم گلزار شهدا اشکال ایجاد کند مرا پشت سر پدرم دفن کنید تا سنگ گورم هم بیان کننده این باشد که راهت را ادامه خواهم داد ای شهید وچنان چه بعد از تدفین جسدم در پایین پای آن بزرگوار این وصیت نامه رسید لازم به تغییر دادن محل نیست. به همسرم هم عرض می کنم هرچند دلم می خواهد که سنت های غلط حاکم بر جامعه مثلاً اینکه هرکس شوهرش را از دست داد نباید شوهر کند شکسته شود ولی چون من غیر از توکسی ندارم که بچه هایم را به او بسپارم آن ها را ترک مکن که البته می شود بین این دو را جمع نیز کرد .تو را به تقوا و رعایت حجاب کامل تا آخرین لحظه عمرت و به نماز و عبادت و توکل به خدا و دست به دامان شدن حضرت زهرا(س) سفارش می کنم. سلام مرا خدمت پدرت-مادرت-برادران و خواهرانت و نور چشمانم مرتضی، صادق، مصطفی راضیه و مرضیه برسانید، انشاءالله آن ها را اسلامی و مکتبی تربیت کنی. در هر امری که به مشورت نیاز داشتی با برادرم حاج حمید آقا که او را امین-مدیر و مدبر می دانم مشورت نما و صورت بدهکاری هایم به وی داده ام، ایشان مجاز است تا یک سوم دارایی مرا برای ادای دین هایم مصرف کند. حدود دو سال نماز و روزه بدهکارم و مقداری که مدتش برایم مشخص نیست از مرحوم پدرم به عهده ام مانده است ایشان از حضرت امام استفتاء نماید و فرمایش حضرت امام هرچه بود عمل نماید و در صورت امر امام برایمان اجیر بگیرید. از کلیه دوستانم مخصوصاً حمیدآقا-ابراهیم-سیدعزیز و دیگر برادران عزیز حلالیت می طلبم. از جناب حجه الاسلام سیدعلی محمد دستغیب جناب حجه الاسلام آقای حسینی امام جمعه محترم قادرآباد نیز حلالیت می طلبم و دوست دارم حتی الامکان یکی از این دو بزرگوار بر جسدم نماز بخوانند و چنان چه برایشان ایجاد زحمت کند برادرم حمیدآقا این زحمت رابکشد و اگر او هم نتوانست از مقلدین حضرت امام این مهم را انجام دهند.در پایان با دعا برای سلامتی حضرت امام و نجات کلیه مستضعفین جهان و جهانی شدن حکومت عدل الهی وصیت نامه ام را به پایان رسانده و جداً می خواهم که هرکس آرزوی جهاد در دلش نیست و هر کس از خوانین و ضدانقلاب ها حمایت می کند در مراسم حاضر نشود. البته اگر کسی با این اوصاف در جلسات و مراسم من شرکت کرد او ر انهی نکنید شاید توجه و تنبه پیدا کرده باشد و من اگر پیام خونم همین باشد از خداوند کمال تشکر و امتنان را دارم که اگر زندگیم به اسلام و مسلمین خدمتی نکرد مرگم باعث تحولی ولو در یک نفر شد. از کلیه برادران و دوستانم مخصوصاً حاج حمید آقا-ابراهیم-مختار-سیدعزیز-جان میرزا-حبیب صباحی(علی صفائی)و نجفی و دیگر عزیزانی که اگر بخواهم ذکرشان کنم به طول می انجامد حلالیت طلبیده و همگی را به خدا می سپارم . خدایا اگر مفقود شدم خانواده ام را با توسل به حضرت زهرا(س) و اگر اسیر شدم آن ها را با توسل به موسی بن جعفر(ع) و اگر شهید شدم آن ها را بات وسل به حضرت سیدالشهدا(ع) صبور و مقاوم قرار بده تا بتوانند ارزش خانواده شهید بودن را حفظ کنند. «اللهم ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و الخضی بالصالحین» خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار. کریمی-جمعه 1365/11/10
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید