مراد کریمی
زندگینامه شهید
شهید مراد کریمی در هفتم مهرماه سال 1342 در خانوده ای فقیر و مستضعف در روستای خوش مکان سپیدان دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدائی را با موفقیت پشت سر نهاد پس از آن عازم شیراز شد و دوران راهنمائی و دبیرستان را با نمرات ممتاز و معدل عالی پشت سر نهاد. ایشان در دوران دبیرستان جزء بهترین شاگردان نمونه هم از نظر اخلاق و رفتار و هم از نظر درس در دبیرستان عشایری شیراز در زمره ممتازین قرار گرفت. او در تربیت معلم شهید مرتضی مطهری آب باریک شیراز در رشته زبان انگلیسی ادامه داد. پس از مدتی راهی جبهه های جنگ شد و حال و هوائی دیگر در سر داشت. برخورد ایشان با سالمندان و کودکان خیلی خوب بود. ایشان چندین بار در جبهه های حق علیه باطل شرکت داشتند. در جبهه های جزیره مجنون و آبادان بعنوان یک بسیجی بی ریا و خالص حضور داشت تا اینکه در پانزدهم خردادماه 1364 در منطقه اروند رود آبادان به دیار معبود شتافت و به آرزوی دیرینه خود رسید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید مراد کریمی
وصیت نامه شهید مراد کریمی بسم الله الرحمن الرحیم و بسم الله القاسم الجبارین. فرزند حسنقلى کریمى. سپیدان (اردکان). «فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِکَ وَلَوْ یَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَکِنْ لِیَبْلُوَ بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ وَالَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ»(سوره محمد(ص) آیه 4) «اى مومنان چون با کافران روبرو شوید، آن ها را گردن زنید تا از خون ریزى زیاد دشمن را از پاى درآورید و اسیران جنگ را محکم به بند کشید. این جنگ کفر و ایمان است و براى امتحان خلق به یکدیگر و آنان که در راه خدا کشته شدند خدا هرگز رنج و اعمال شان را ضایع نگرداند.» با درود و سلام فراوان بر مهدى موعود امام زمان(عج) و با درود بر امام امت و با سلامى گرم و خالصانه بر رزمندگان عزیز اسلام و با سلام خدمت شما امت مسلمان. بنده خیلى انتظار کشیدم تا این روز فرا رسید چرا که قبلا هم دو سه بار خواستم به جبهه بروم ولى با مخالفت هایى که شد متأسفانه توفیق نیافتم. تا این که بحمدلله با یارى خداوند منان ترتیبى داده شد که بنده بتوانم در جبهه هاى نور علیه ظلمت شرکت کنم. آه چقدر خون دل خوردم تا این روز فرا رسید خدایا تو را شکر و سپاس بى پایان الحمدلله. خدایا تو را شکر که به من توفیق دادى تا گوشه اى از سفره نعمتت را که براى ما گسترده اى بگیرم تا از بذل و کرم شما بهره مند شوم. خدایا شکر. با استناد به آیه فوق امروز روز امتحان ماست و باید هوشیار باشیم تا از این امتحان الهى سربلند بیرون آئیم. اکنون دو راه وجود دارد یا حسین وار رفتن و مانند او سر و جان باختن و شهید شدن و یا زینب وار ماندن و رسالت سنگین خون حسین را بر دوش گرفتن و گر نه یزیدى بودن و در خط یزید جا زدن. پس واقعا باید حواس ما جمع باشد که جزء یکى از دو گروه اول باشیم تا مورد لطف و رحمت خدا قرار گیریم. اى حسین اگر دیروز نبودیم که به نداى مظلومانه «هل من ناصر ینصرنى» تو لبیک گوییم امروز به نداى فرزندت حسین زمان (خمینى کبیر) لبیک گفته و در کربلاهاى غرب و جنوب ایران مشغول نبرد با کفار بعثى هستیم و انشاءالله در آینده اى نه چندان دور در کربلاى فلسطین و دیگر کشورهاى اسلامى تحت ستم شرکت خواهیم کرد و این آرزوى دیرینه همه ملت مسلمان است. اى حسین آرزوى من این است که در قیامت بدن من هم مانند بدن تو پاره پاره باشد. خدایا تو را به سر بریده حسین قسم مى دهم که مرگ در رختخواب را نصیب من مگردان. خدایا دلم مى خواهد که فقط در راه خودت کشته شوم. آرزوى ما این است که دهان صدام و صدامیان را از سرب گداخته از آتش خشم امت مظلوم ایران پرکرده و بعد به سراغ حامیان صدام و به سراغ آمریکاى جهان خوار برویم. آرزوى ما آزادى کربلا و قدس عزیز و خواندن نماز وحدت به امامت خمینى عزیز در کربلاى حسین است. تقاضاى من از پدر و مادرم این است که اگر من سعادت شهادت پیدا کردم براى من گریه و زارى نکنند و دست به دعا بردارند و بگویند خدایا این قربانى ناقابل را از ما بپذیر. اگر مى خواهید که من با وجدانى آسوده به دیدار خدا بروم از مرگ من غمگین و ملول نباشید و همیشه شاد باشید. از برادرانم مى خواهم که از قرآن هیچ وقت غافل نباشند و از آن ها مى خواهم اگر چه من نتوانستم فرزند خوبى براى پدر و مادرم باشم و نتوانستم قدم مثبتى براى آن ها بردارم حتى الامکان آن ها در رفاه پدر و مادرم بکوشند. از خواهرانم مى خواهم که بیشتر با قرآن و مسائل اسلامى آشنا شوند. بحمدلله ملت ما آگاهند ولى باید آگاه تر باشند و براى ریاست کار نکنند و به فکر آخرت خودشان باشند و حتى المقدور از تفرقه و نفاق دورى کنند و بیشتر در نماز جماعات شرکت کنند. از قوم و خویشان و سایر برادران و خواهران گرامى مى خواهم که اگر بدى از بنده حقیر دیده اند براى رضاى خداوند هم که شده مرا عفو کنند و ببخشند. در پایان ضمن آرزوى ظهور امام زمان و طول عمر براى امام امت و پیروزى رزمندگان اسلام و شفاى معلولین و آزادى اسراء و آرزوى صبر براى خانواده.
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید