علی باقری
زندگینامه شهید
زندگینامه ثبت نشده است.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه ی اول شهید علی باقری
تاریخ: 1365/09/28
وصیت نامه ی اول شهید علی باقری تاریخ : 1365/09/28 وصیت نامه الهی با کدامین آبرو به درگاهت بیایم در حالی که این وجود ضعیف و ناتوان سر و پا آلوده به گناه و معصیت است. در حالی که گردش زبان از روی قلب و در راه تو نیست. الهی تو را به حق مهدی (عج) قسمت می دهم ما را در راهت مستدام بدار. خدا را شکر می کنم که سال های عمرم را با فرا رسیدن یوم الله قرار داده و اکنون یوم الله دیگری است و خواهیم گفت: حسین جان اگر در فضای داغ و خونین کربلا کسی به فریادت نرسید و ندای تو را لبیک نگفت ما پیروانت در فضای گرم و خونین ایران زمین دست مردانگی مشت کرده و به ندای غریبی و تنهایت لبیک می گوئیم. حسین جان لبیک، ای قرآن لبیک، ای پیروان حسین لبیک و ای مهدی قائم لبیک و بالاخره ای وارث حسین لبیک، لبیک اللهم لبیک بر اسلام غریب. و شما ای کاروان راه حسین آگاه باشید. آن ها که مشت گره کردند و شربت شهادت نوشیدند کاری حسینی کردند و شما هم سجاد وار پرچم اسلام واقعی را از سرزمین خود در اطراف و اکناف عالم به اهتزاز در آوردید و بر گنبد حسین علیه السلام نصب کنید. ای امت مسلمان مبادا که یک لحظه از سخنان امام و یک آن از فرمایشاتشان چشم بپوشید. ما رسالت خون و شهادت را {...} و در این لحظات خون رنگ زمان که سرزمین ایران به خون هزاران شهید رنگین است با پیوند خون خود به گوش تاریخ رسانیم که اسلام نیازمند به خون شهید و ما نیازمند به ارتقاء درجه در پیشگاه خدا و انسانیت نیازمند به خون های پاک می باشد و همانا حسین زمان ما، ما را به فریاد رسی "هل من ناصر حسینی" جد بزرگوارش خواند و ما هم فریاد برآوردیم، لبیک، لبیک، لبیک یا روح الله! راستی مادر با کدامین امید و آرزو اذان را در گوش ما خواندی، مگر ما را برای نگه داشتن اسلام عزیز، برای نگهبانی از اسلام عزیز، این مکتب انسان ساز بزرگ نکردی! و ما گنه کاران را خدا چه توفیقی داد که پاسخ گوی فریادهای مظلومان که در زیر چکمه ابرقدرت های شرق و غرب له می شوند باشیم. از امت حزب الله می خواهم که با کاروان های کربلا همراه شده و خودشان را به جبهه ها برسانند. و از پدر و مادرم و خواهر و برادرانم می خواهم که در مرگم نگریند و شادی کنند و اگر به فیض عظیم شهادت و به این دیدار بزرگ و دیدار معشوق نایل آمدم برایم فاتحه ای بخوانید و برایم طلب آمرزش کنید. شاید خداوند این بنده رو سیاهش را مورد لطف خاص خودش قرار دهد و از پدر و مادرم می خواهم که مرا حلال کنند تا ان شاء الله مورد شفاعت فاطمه زهرا سلام الله علیه و اهل بیت پیامبر صل الله قرار بگیرم و از شما می خواهم که صبر را پیشه خود سازید و همچون زینب سلام الله و امام زین العابدین، چون خون من حقیر از خون علی اکبر امام حسین رنگین تر نیست. سلام مرا به خانواده شهدا برسانید و سلام مرا به خانواده مفقودین و اسرا برسانید و برای آزادی اسرا و پیدا شدن اثری از مفقودین همیشه دعاگو باشید و رزمندگان را هم دعا کنید و همیشه همچون گذشته به فکر رزمندگان باشید. ای امت شهید پرور! همیشه هوشیار باشید که مبادا شیطان شما را گول زند و از هدفتان که تحقق اسلام در تمام جهان است منحرف شوید و از برادران همکلاسم می خواهم که سنگر تربیت معلم را حفظ کنند و شغل انبیاء را زنده نگهدارند و با علم و دانش زیاد بتوانند بچه ها و نسل های انقلابی و با ایمانی تربیت کنند و از خداوند متعال برای همه آرزوی موفقیت می کنم و تنها خواهشی که دارم این است که بنشینید یک ساعت فکر کنید ببینید از کجا آمده اید و برای چه آمده اید و به کجا خواهید رفت. انالله و انا الیه راجعون . و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. طنین نعره ام بر پاست مادر تفنگم بر زمین تنهاست مادر نیفتادم غریبانه به میدان سرم بر زانوی زهراست مادر {....} در این کاروان سنگین بود و آن دشت نقش {...} آذین بود رفتیم زیارت حسین بن علی (ع) دیدیم دوباره علقمه خونین بود . به پدرم بگویید که ۴ روز روزه ام را سال گذشته بر اثر بی توجهی نسبت به خداوند خوردم ام و از پدرم می خواهم که جبران کند تا خداوند ما را ببخشد. علی باقری 1365/09/28وصیت نامه ی دوم شهید علی باقری
تاریخ: 1365/09/28
وصیت نامه ی دوم شهید علی باقری تاریخ : 1365/09/28 وصیت نامه ۲ از پدرم می خواهم که مرا حلال کند چون من نتوانستم حق فرزندی را به خوبی ادا کنم و از این که آخر بدون رضایت شما آمدم معذرت می خواهم. امیدوارم اگر خداوند لیاقت لقاء خودش را به من روسیاه عنایت کرد، خون من و خون دیگر شهدا موجب بیداری بعضی از افراد بی توجه گردد. پیامم برای برادرانم این است که اگر شهید شدم مبادا اسلحه ام را به زمین بگذارید چون این راه را آگاهانه انتخاب کرده ام و ان شاء الله اگر خداوند توفیق خدمت در راه خودش را به من بدهد خدمت کنم. از برادران دینی و برادران خودم می خواهم بیشتر به فکر آخرت باشند چون این جهان محل امتحان انسان است، حال چه بهتر که انسان از این امتحان الهی سرافراز بیرون بیاید و در جوار حضرت حق زندگی کند. از تمامی مردم شهید پرور درق و اطراف آن تقاضا دارم هر کسی که مرا می شناخته است این حقیر را حلال کند و راضی شود. از همسنگرانم می خواهم که سنگر اسلام را خالی نگذارند و راه مرا ادامه دهند. در ضمن جنازه ام را در جوار مزار شهدای به خون خفته روستایم درق دفن کنید. بر سر مزارم فاتحه ای بخوانید و از خدا برایم طلب آمرزش کنید. بالاخره باید از این جهان رخت بربندد و چه بهتر که خود مشتاقانه به سوی الله رهسپار شد. و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته. علی باقری 1365/09/28
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید