بایرام (مصطفی) دردی کریمی
زندگینامه شهید
شهید مصطفی کریمی در هفتم آذر ماه سال 1346در روستای باغلق از توابع شهرستان بجنورد به دنیا آمد. علاقه و استعداد وی در زمینه های فرهنگی، رزمی و ورزشی بود. دانش آموز ممتاز و زبانزد خاص و عام بود در سال65 در رشته مهندسی قدرت دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شد. زندگی بایرام را در دو سه مورد نمی شود خلاصه کرد. دارای ابعاد مختلفی بود و در زمینه های متفاوتی استعداد شایان توجه ای داشت. اصلا استعداد او در زمینه هنر چشم گیر بود بخصوص در هنر خوشنویسی مهارت داشت و در این راستا فوق العاده پشتکار داشت و می توان گفت روزی نبوده است که او به تمرین نپردازد. در زمینه نگارش و نوشتن هم تجربیاتی داشت به گفته دوستانش در دبیرستان بهترین انشاء ها را می نوشته است در خاطراتش هم استعداد قلمی او در خور توجه است. او در خاطراتش نوشته است :"برادرم : زندگی بسان دریایی است عمیق و ژرف و انسان موجودی است که در این دریای عمیق به تلاطم امواج خروشان به هر سومی رود از دور ساحل نجات معلوم است، برای رسیدن به آن در کشتی باید نشست ... و در جای دیگر چنین می نویسد:"بگذارید بر لباس سبزمان گل های شقایق برویند بگذارید لباس رزممان کفنمان باشد." وی پیوسته در جبهه بود و حضور مداوم و مفید داشت و هر وقت به او نیاز بود بلا فاصله در جبهه حاضر می شد و آنقدر تواضع و فروتنی داشت که تا این اواخر هیچ یک از افراد خانواده اطلاع نداشتند که او چه سمتی در جبهه برعهده داشته است . در این باب ، خویشتنداری او قابل تأمل است و اگر چنانچه از او تعریف می کردی متواضعانه خواهش می کرد از این کار خودداری کنی چون می ترسید که تسلیم هوای نفس شود و یا لکه و خللی در ایمان ناب او به بار آید. دو بار به شدت در جبهه زخمی شد و مدت ها در بجنورد بستری بود در هر دو بار مجروحیت او وخیم بود ولی او از درد بدن شکایتی نداشت. این آخرین باری بود که به جبهه می رفت از لحاظ جسمانی وضع مناسبی نداشت و با دست راستش به زحمت می توانست کار بکند. ولی با این وجود در جبهه حضور پیدا کرد و سمت فرمانده گروهان خط شکن را به عهده گرفته بود.
وصیتنامه شهید
وصیتنامه ی شهید بایرام دردی کریمی
وصیتنامه ی شهید بایرام دردی کریمی الحمدلله اشهد أن لا الهَ الا الله وحدهُ لا شریکَ له و أشهدُ أنّ محمداً عبدهُ و رسولَهُ اللهم صلّ علی و آل محمد. یا أَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَأَطیعُوا الرَّسُول وَأُولی الأمرِ مِنْکُمْ. بار الها به پیروی از امام علی بن ابیطالب (ع) به ظلم ظالم و گرسنگی مظلوم راضی نبوده، خویش را مسئول دیده می بینم و در این برهه از زمان که انقلاب اسلامی ایران از هر گوشه و کنار توسط دشمنان احاطه شده می خواهند انقلاب را به پرتگاه سوق دهند، وظیفه شرعی حکم می کند تا در جبهه ها حضور یافته و از آرمان و شرف خود دفاع کنیم. این انقلاب تنها متعلق به ما نیست هزاران انسان مظلوم چشم به این انقلاب دوخته اند، انقلابی که از خون شهیدانمان رنگ گرفته است. ما برای خاک نمی جنگیم، جنگ ما برای سجده است. هدف عامل حرکت انسان می باشد و لذا آفرینش انسان نیز بر اساس هدفی خاص بوده است، منکر های این هدف انسان هایی هستند که بدین موضوع از زاویه ای تنگ می نگرند. هنوز خویشتن را نشناخته اند تا پی به راز آفرینش برند و خالق را بشناسند، لذا منکر خدا و معاد و بسیاری از مسائل دیگر می شوند. اینگونه افراد بازیچه هدف های خویشند، مصداق این کلام که: خفتگان را خبر از زمزمه مرغ سحر / حیوان را خبر از عالم انسانی نیست انسان موجود والایی است، اگر خود را بشناسد می تواند مسجود فرشتگان گردد. راست رو باش چو ماهی که خوری آب زلال / نه چو خرچنگ خوری آب گل از کج راهی ایمان می خواهد که انسان جهاد را مانند دری از درهای بهشت بداند و اعتقاد قلبی بدان داشته باشد، آن را فوزی بداند و در آن راه گام بردارد. شهادت را سعادت بداند و در راه ادای آن تکلیف سعی نماید. طبق فرموده امام امّت هدف ما شهادت نیست بلکه ادای تکلیف است و اگر نیز در این راه شهادت نصیب آدمی گردد فوزی عظیم است. ایمان می خواهد که انسان جهاد را مانند دری از درهای بهشت بداند و اعتقاد قلبی بدان داشته باشد، آن را فوزی بداند و در آن راه گام بردارد. شهادت را سعادت بداند و در راه ادای آن تکلیف سعی نماید. طبق فرموده امام امّت هدف ما شهادت نیست بلکه ادای تکلیف است و اگر نیز در این راه شهادت نصیب آدمی گردد فوزی عظیم است. بارالها، به خانواده شهید و شهیدان صبر و طاقت عطا فرما و از لطف کرم خویش ما را بی نصیب مگردان. آن که جان داد به شمشیر تو دیوانه شود / آن که مست تو شود ساقی پیمانه شود آن که دیوانه عشق تو نشد عاقل نیست / عاقل آن است که از عشق تو دیوانه شود زنده جاوید کیست کشته شمشیر دوست / که آب حیاط قلوب از دم شمشیر اوست گر بشکافی هنوز خاک شهیدان عشق / آید از آن کشتگان زمزمه دوست دوست خداوند خود را شهید می خواند و می فرماید: جان شهید را خودم باید بگیرم و می گیرم و این رد والا بودن مقام شهید است. تا پرچم حق بدست یاران خداست / تا نام شهید بیت دیوان خداست تکبیر تو ای منادی سنگر حق / بر قلب عدو گلوله باران خداست این عاسق است که از هجر معشوق می نالد، این بلبل است که از گل جدا نمی شود و این پروانه است که به گرد شمع می گردد و می سوزد. انسان باید عاشق باشد تا در رسیدن به معشوق خود را نبیند بسوزد، خدا عاشق می خواهد. خدا گل چین است. هدف ما خیلی بزرگ است، لذا در این را عاشقان می روند. طبق فرموده رسول اکرم (ص) که: چون آخرالزمان فرا رسد شهادت خوبان امّت مرا گل چین می کند همه شما عزیزان از اوضاع قبل از انقلاب آگاهید، اکنون باید منصفانه بر قضایا نگریست، کنون به یاری خداوند متکی بر خویشند، اتحادتان را از دست ندهید، تا زمانی که با یاد خدا باشید پیروزید. ایمان می خواهد که انسان جهاد را مانند دری از درهای بهشت بداند و اعتقاد قلبی بدان داشته باشد، آن را فوزی بداند و در آن راه گام بردارد. شهادت را سعادت بداند و در راه ادای آن تکلیف سعی نماید. طبق فرموده امام امّت هدف ما شهادت نیست بلکه ادای تکلیف است و اگر نیز در این راه شهادت نصیب آدمی گردد فوزی عظیم است. طبق گفته شهید باهنر، تخصص ها بارور نمی شوند مگر همراه با تعهد امام عزیز می فرماید. دنیا را دانشگاه ها به فساد کشانده اند، اگر دانشگاه اصلاح شود دنیا اصلاح می شود، این کار بسته به همت مردم و مسئولین دارد. همه شما عزیزان باید سازمان اطلاعات باشید تا در تداوم انقلاب و اسلام سهمی داشته باشید به سخن هر گوینده ای بی جهت و بی اطلاع گوش فرا ندهید زیرا طبق فرموده امام امت منافقین از کفّار بدترند. زیرا مؤمن را ایمانش حفظ می کند و کافر را کفرش میسوزاند و این منافقان هستند که گاهی خویش را خوب جلوه می دهند و زمانی عمل خلاف گفته به جا می آوردند، لذا هشیار باشید. در حال حاضر جنگ ما یک آزمایش است. بی تفاوت بودن در این مسئله جز پشیمانی ثمری ندارد. عزیزانم دنیا بسان باد صبا است، زمان سپری می شود، بیا بذری افسانیم تا توانیم در قطحی حاصلی بدست آورده خود را نجات دهیم، تا فردای قیامت شرمنده نباشیم.خداوندا شاهد باش که من فرزند انقلابم و در راه انقلابم خونم خواهد ریخت.گرچه شهادت نیس ولی توفیقی حاصل شد و نصیب گردید، بدور از هر تعصبی مرا در جمع شهیدان شهر دفن کنید. والسلام بایران دردی کریمی کتاب های درسی و لوزام رسم و امثال آن ها را بدهید به هنرستان. لوازم غیر درسی و مکتب های انقلاب: اداره ارشاد همراه با لوازم خطاطی. لباس ها: در خانه استفاده شود. مبلغی به برادر بزرگم بدهکارم که پرداخت شود.
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید