کرمعلی منظری اوغاز
زندگینامه شهید
شهید کرمعلی در دانشگاه تربیت معلم تحصیل می کرد و ضمن تحصیل به جبهه رفت و در عملیات قادر2 در اشنویه مفقود الاثر گردید. اهل علم و دانش اندوزی بود. و اوقات فراغت را به بطالت نمی گذراند. بیشتر مطالعه می کرد. همیشه به این اصل اعتقاد راسخ داشت که مطالعه و کتاب غذای روح بشر هستند. آرام و ساکت و متین بود. در صورت نیاز شروع به صحبت می کرد و در بیان بسیار قوی و محکم بود. محیط روستا از او انسانی قوی؛ پرکار و فعال ساخته بود، و هر کاری که به او محول می شد به نحو احسن، به انجام می رساند.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه ی شهید کرمعلی منظری اوغاز
تاریخ: 1363/12/16
وصیت نامه ی شهید کرمعلی منظری اوغاز تاریخ : 1363/12/16 بسم الله الرحمن الرحیم وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ. آنان که در راه خدا کشته می شوند مپندارد که مرده اند بلکه آنان زنده اند و نزد خدایشان روزی می خورند. با سلام و درود فراوان به منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) و نایب بر حقش خمینی کبیر و تمامی شهدای اسلام و خانواده شهداء و رزمندگان اسلام هدف اینجانب کرمعلی منظری فرزند ابراهیم از روستای کهنه اوغاز از آمین به جبهه لبیک گفتن به ندای پیامبرگونه امام عزیزمان و پر کردن جای خالی شهدای جنگ تحمیلی و بارور کردن درخت تنومند اسلام و همچنین انجام وظیفه شرعی خودم است و سخنان چند با خانواده ام دارم، پدرم، مادرم و برادران عزیزم بیاد بیاورید زمانی را که امام حسین (ع) در صحرای کربلا یاری می طلبید ولی کسی نبود که او را یاری کند و ما می گوییم که کاش آن روز بودیم و آن امام عزیز را یاری می کردیم الان درست تاریخ تکرار شده و حسین زمان خمینی عزیز فریاد می زند که بشتابید به سوی جبهه ها و یاری کنید اسلام و یاری کنید خدا را بر ماست که از جا برخیزیم و به ندایش لبیک بگوییم و به جبهه های نبرد حق علیه باطل برویم و این یک وظیفه شرعی است و شما باید افتخار کنید که کمترین فرد خانواده به جبهه رفته و دارد می جنگد و اگر چنان چه شهید شدم خواهشی که از شما دارم این است که مبادا ناراحت شوید و گریه کند زیرا باید خوشحال باشید و افتخار کنید که فردای قیامت نزد پیامبر و اولیای خدا رو سفید خواهید بود و از برادانم می خواهم که بیایند به جبهه و جای خالی مرا پر کنند. سخنانی چند هم با همکلاسی ها و دانشجویان تربیت معلم دارم و آن این است که از شما برادران می خواهم که با درس خواندن خود و انجام دادند کارهایتان به نحو احسن و خدمت خود در روستاهای دور افتاده کشور و با سواد کردن اقشار محروم مملکت مشت محکمی به دهان شرق و غرب بزنند و در هنگام دعاها و نماز های خود امام و رزمندگان را دعا کنند و همواره گوش به فرمان امامشان باشند و در مسیر ولایت فقیه گام بردارند. اولا من کوچکتر و کمتر از آنم که به ملت شهید پرور و انقلابی ایران پیام بدهم ولی به عنوان یک خادم کوچک اسلام سخنی دارم که ناچارم بگوییم و آن این است که ای مردم غیور و شهید پرور ایران این سعادتی است که نصیب ما شده و در این برهه از زمان که در همه جای دنیا فساد بیداد می کشید در این گوشه از جهان جمهوری اسلامی بر پا شده و ما مسیر الله گام بر می داریم و قوانین خدا در کشور اجرا می گردد لذا به عنوان یک برادر کوچک از شما می خواهم که مبادا غفلت ورزیده و مستی کنید زیرا سرانجام پشیمان می شوید و از بی بهره بودن از این نعمت الهی افسوس می خورید و همیشه در دعاها و مناجات خود امام و رزمندگان را دعا کنید و هیچگاه جبهه و جنگ را فراموش نکنید. به امید برافراشته شدن پرچم اسلام در سراسر گیتی و نابودی همه مستکبرین و جنایتکاران این وصیت نامه را به پایان می برم. اگر گردم شهید راه میهن / بماند تا ابد شهرت من والسلام. 1363/12/16
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید