شهید جلال الدین موفق یامی
شهید

جلال الدین موفق یامی

نام پدر: غلامحسین
دانشگاه: فردوسی مشهد
مقطع: کارشناسی
رشته: ریاضی
تولد: روستای یام-فاروج
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: 1365/10/04
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید جلال الدین موفق در سال 1339 در روستای یام از توابع فاروج در خانواده‌ای متوسط و مذهبی متولد گردید. محیط پاک و سالم و بی آلایش روستا سهم مهمی در تربیت او داشت. تا سال سوم ابتدایی در زادگاهش تحصیل نمود و بعد از آن همزمان با نقل مکان خانواده‌اش، در فاروج ساکن شد. تحصیلات راهنمایی خود را در فاروج گذراند و جهت تحصیلات متوسطه عازم مشهد مقدس گردید. در تمام دوران تحصیل از شاگردان ممتاز و بااستعداد کلاس بود و در درس هایش دانش آموزی فعال و پرکار به حساب می‌آمد. او قبل از رفتن به دبستان نیز در کار کشاروزی به خانواده اش کمک می‌کرد. وی فردی با ایمان و مخلص بسیار خوش رو و خوش مشرب بود. صداقت و راستگویی از جمله خصوصیات بارز وی بود و همچنین علاقه زیادی به مسائل مذهبی و دینی داشت. فعالیت‌های سیاسی شهید از اوایل سال 56 در مشهد آغاز شد و او در تمام صحنه‌ها حضوری فعال داشت. در سال 58 در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کرد و در رشته ریاضی در دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شد. او سنگر دانشگاه را نه فقط برای تحصیل علم بلکه برای رشد و آگاهی و مبارزه با خط و مشی‌های انحرافی و مخالف انقلاب اسلامی می‌دانست. در سال 58 و59 که اوج فعالیت‌های منافقین و گروهک‌ها در دانشگاه بود، ایشان یکی از اعضای بسیار فعال گروه‌های اسلامی در دانشگاه بودند،‌ به طوری که تمامی دانشجویان مذهبی چهره ایشان را می شناختند. پس از انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاه‌ها به جهت علاقه وافری که نسبت به پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی داشت، در سپاه پاسداران شیروان واحد امور پرسنلی مشغول خدمت شد. اخلاص، صداقت، پرکاری، احساس و دل سوزی از خصوصیات بارز اخلاقی ایشان بود. در سال 61 ازدواج نمود، در این ایام همواره در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل، حضور فعال داشت. در مهر ماه 63 پس از بازگشایی دانشگاه‌ها مجدداً به دانشگاه بازگشت و مشغول تحصیل شد. در طول مدت تحصیل گاه به همسرش می‌گفت که روح من فقط در سپاه آرامش می‌یابد و بالاخره پس از پیام امام امت، در اوایل سال 65 تصمیم به رفتن به جبهه تا پایان جنگ را گرفت و در واحد اطلاعات عملیات مشغول به فعالیت شد. ایشان از طریق سپاه پاسداران شیروان عازم جبهه‌های عملیاتی شد و در عملیات کربلای 4 شرکت نمود، شهید جلال الدین موفق در این عملیات در واحد اطلاعات عملیات مشغول فعالیت بود و سرانجام در ساعات اولیه شروع عملیات کربلای 4 در جزیره‌ی ام الرصاص در تاریخ 65/10/4 بر اثر اصابت ترکش به قلب مبارکش به فیض عظیم شهادت نائل گردید و پیکر مطهرش بعد از تشییع در شهرستان فاروج به خاک سپرده شد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه ی شهید جلال الدین موفق یامی
تاریخ: 1365/06/20

وصیت نامه ی شهید جلال الدین موفق یامی تاریخ : 1365/06/20 بسم الله الرحمن الرحیم «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» «اَشهَد اَن لا اله الا الله وَحده لا شَریک و اَشهد انَّ مُحمّدً عَبدهُ وَ رَسولُه و اَشهد اََنَّ عَلی حُجت الله» با نیت پاک و از روی اخلاص شهادت می‌دهم که جز خدای یکتا خدایی نیست و حضرت محمد بن عبدالله(ص) بنده و فرستاده اوست و شهادت به امامت ائمه از مولی الموحدین، حضرت علی بن ابیطالب(ع) تا ولایت بقیه الله اعظم حضرت مهدی(عج) ولی امر جهانیان. حمد و ثنا مخصوص خداوند آفریدگار جهانیان است و همه از نعمت های بیکران او بهره مند و خوان احسان گسترده او بر روی عالمیان و هیچ یک از موجودات نعمت های وافر او را نتوانند شکر کنند. هنوز شکر نعمتی را به جا نیاوردی که نعمتی دیگر ما را به خود می‌خواند: از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش به درآید خداوندا! بنده ضعیف توام و در پیشگاه مقدس و ربوبی ات اعتراف به گناهان خویش دارم. خدایا، به گذشته خود که نگاه می‌کنم هیچ توشه‌ای را برای آخرتم ذخیره نمی‌بینم، به کدامین عمل امیدوار باشم در حالی که می‌دانم، از امر تو سر پیچی فراوان انجام داده‌ام. ولی ای خدای بزرگ آن چه مرا امیدوار به ماندن و سعی و تلاش می‌نماید لطف و رحمت وسیع تو است که شامل حال همه است و شفاعت اهل بیت عصمت و طهارت و عشق به خاندان نبوت توشه راهم. اکنون که خداوند توفیق شرکت در جهاد مقدس اسلام را نصیب بنده خودش کرده است، قلم دست گرفته تا وصیتی به رسم وظیفه بنویسم. این وصیت نامه در عملیات کربلای 2 نوشته و قبل از عملیات والفجر بررسی و تصحیح شد. سعی می‌کنم احساس درونی‌ام را که شور و شوقی وصف ناشدنی است، بر روی کاغذ آورم ولی این مهم، میسر نیست و با پرهیز از قلم فرسایی و با الهام از آیه شریف «وَذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ»، یاد آوری کن که در یاد آوری برای مومنین سود وجود دارد). همان طور که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»، خدایی که مرگ و حیات را آفرید تا بیازماید که کدامین نیکوترند؟ یکی از اهداف خلقت مسئله ابتلا و آزمایش الهی است که تمام بندگان را شامل می‌گردد و آن ها که دستورات پیامبر(ص) و ائمه را راهنمای خویش قرار داده اند، از این ابتلائات سربلند بیرون می‌آیند. «ای مردم» دنیا محل آزمایش است و آن ها که در این آزمایش‌ها موفق شوند خداوند وعده بهشت جاویدان به آن ها داده است و آگاه باشید و وجود خود را جز به بهشت مفروشید! سفارش دوم درباره جنگ است. جنگ تحمیلی با تمامی خساراتی که برای امت اسلام داشت از جهتی از الطاف الهی و نعمتی عظیم برای ما شد به طوری که جوانان و پیران ما در میدان کارزار صحنه‌های حماسی و تاریخی که نمونه اش را جز در برهه‌ای از صدر اسلام نداشته ایم، آفریده اند. اکنون جبهه‌های جنگ میدان عروج عارفانه و عاشقانه عشاق به سوی معبودشان شده است. تقاضایم از مردم ایران خصوصا جوانان مسلمان این است که جنگ را تا پیروزی نهایی ادامه دهند تا محو تمام استکبار جهانی و آزادی کربلا، قدس عزیز و کعبه شریف از چنگال صهیونیزم. لحظه‌ای از پا ننشینید و پرچم افتاده از دست سربازان گمنام اسلام را به دست گیرید و تا فتح نهایی به پیش روید. یکی از عوامل مهم در پیروزی، صبر و استقامت و پایداری در امور است در عین حال که امری مشکل است. بر این سالکان طریق الهی بسیار دلنشین است و ما طعم شیرین استقامت را در طول هشت سال بعد از پیروزی انقلاب و شش سال جنگ پیروزمندانه به خوبی چشیده ایم.پ سفارش حقیر این است که جمهوری اسلامی را که ودیعه‌ای الهی است باید حفظ کرد و ملت مسلمان همان طوری که تاکنون در تمامی جبهه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی استقامت کرده اند، تا به ثمر رسیدن این نهال نو پا در صحنه‌های مختلف حضور مداوم و مسئولانه داشته باشند و تا فتح و پیروزی نهایی به وظیفه شرعی عمل نمایند و مصداق عینی این شعار پر مفهوم باشند که: ما اهل کوفه نیستیم حسین تنها بماند، مگر امت امام تنها بماند. توصیه عاجزانه ام به برادران عزیز سپاه و بسیج این است که قدر نعمت عظماء پاسداری از اسلام را بدانند و از میدان بیرون نروند و استقامت و توکل در راه هدف بزرگ را وسیله نیل به پیروزی قرار دهند که خداوند متعال رنج و زحمت و تحمل مشقات را برای دوستان خویش قرار داده است. به پاسداری عشق بورزید و ایثار و فداکاری و شهامت و شجاعت را پیشه خود کنید! تا در قیامت در پیشگاه امام حسین(ع) و پیامبر بزرگ اسلام رو سفید و در جوار خداوند منان آسوده باشید. سفارش دیگرم این که‌ ای مردم! به یاد مرگ باشید سعی کنید هفته‌ای یک بار بر مزار شهدا و قبرستان شهر حاضر شوید ببینید که دیگران چگونه رفتند و این سرنوشت در انتظار تمام انسان هاست که دیر یا زود باید این سرا را ترک و به سوی مکان ابدی حرکت کنند. همه این سفارش مولای متقیان علی(ع) را نصب العین خود قرار دهید که می فرمایند: «إِنَّمَا الدُّنْیا دارُ ‏مَجازٍ، وَ الاخَرِهُ دارُ قَرارٍ، فَخُذُوا مِنْ» «دنیا محل گذر و آخرت محل اقامت است پس فرصت را غنیمت شمارید و از گذرگاه دنیا برای قرارگاه آخرت توشه‌ای برگیرند.» آگاه باشید! که روز عمل است و حسابی در بین نیست و فردا روز حساب است و عملی نیست. دنیا و زر و زیور آن شما را به خود مشغول نکند، از مال و خون مردم کاخ آتش در آن دنیا فراهم نکنید و آن چه امروز بکاریم فردا درو خواهیم کرد، اگر تاکنون به خود نیامده اید بیدار شوید! گرنه شهدا با اتمام حجت بر شما در روز قیامت شکایت شما را به خداوند متعال و پیامبر عظیم الشان اسلام و ائمه معصوم(ع) خواهند نمود. بعد از پیروزی انقلاب با اقتدا به مولایم علی(ع) من به آینده با عشق به شهادت نگریستم و سوز و گذاری درونی دائم مرا به مرگ خونین فرا می‌خواند طوری که هر وقت به مرگ می‌اندیشم دعایم این است که «خدایا آرزویم این است که عاشقانه و عارفانه از این دارفانی رخت بر بندم و سوی تو پرواز نمایم و مرگ را عروج ملکوتی از سرای فنا به دار بقا برایم قرار دهد، اگر این مهم حاصل شد آرزوی دیرینه من بوده است و با شناخت و آگاهی انتخاب کرده و در این راه قدم نهاده ام. از پدر و مادر بزرگوارم به خاطر تحمل مشکلات و رنج و زحمت فراوان معذرت می‌خواهم. پدرم در فراهم کردن تسهیلات برای تحصیل و نیل به پیشرفت همیشه مشوقم بود و مادرم در تربیتم متحمل زحمات فراوان شده است و همیشه مرا در راه خدمت به اسلام عزیز تشویق کرده و فرزندانش را وقف انقلاب عظیم اسلامی نموده است. از تمامی دوستان و خصوصا خویشاوندان حلالیت طلب می‌نمایم و سفارش متواضعانه به مادر عزیزم این است کما فی السابق در تربیت حمید، فاطمه و زهرا کوشا باشند و آن ها را برای جامعه ایده ال آینده پرورش دهند تا ان شاء الله در روز قیامت در حضور حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت زینب(س) رو سفید باشید و به طعنه و کنایه دوستان ناآگاه و دشمنان قسم خورده و معرض انقلاب توجهی نکنید! از عمو (آقای صانعی) و زن عمو به خاطر زحمت هایی که در این چند سال برایشان ایجاد کردم، جدا عذر می‌خواهم؛ از خداوند متعال برای آن ها آرزوی توفیق و دعای خیر دارم و خوبی های آن ها را هرگز فراموش نخواهم کرد. از همسرم به خاطر عنایتی که در مدت کوتاه زندگی مشترکمان داشته و همیشه در تمامی صحنه‌ها و خصوصا گرفتاری ها یار و مدد کارم بوده است و مرا به جهاد و صبر و استقامت دعوت می‌نمود، از خداوند متعال و منان آرزوی سعادت می‌نمایم و امیدوارم درانجام دادن وظایف و تکالیف شرعی و الهی موفق باشند. تقاضایم این است که مصطفی را برای اسلام تربیت نماید تا ان شاءالله باقی الصالحات والدینش شود. والسلام علی من التبع الهدی «غرب منطقه عملیاتی حاج عمران 1365/6/20 عبد حقیر» جلال الدین موفق

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.