شهید محمدرضا باباسلطانی
شهید

محمدرضا باباسلطانی

نام پدر: حسن
دانشگاه: مرکز تربیت معلم شهید مفتح فردوس
مقطع: کاردانی
رشته: آموزش ابتدایی
تولد: سرایان
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: 1364/11/21
محل شهادت: جزیره بوارین — جزیره بوارین
عملیات: والفجر 8
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید محمدرضا باباسلطانی در هشتم مهر سال سال 1344در سرایان دیده به جهان گشود. جوانی بسیارساده و بی آلایش بود و علاقه زیادی به قرآن و علوم اسلامی داشت هنگامی که دشمن وارد خاک ایران شد وی در تربیت معلم شهید مفتح فردوس در رشته آموزش ابتدایی مشغول تحصیل بود و از آن جا که حس خدمت به انقلاب و کشور لحظه ای او را آرام نمی گذاشت، از طریق بسیج دانشگاه روانه میدان های نبردشد. صبر و مقاومتش زبان زد عام و خاص بود و همین امر در مبازه با دشمن متجاوز سبب شد تا در عملیات والفجر هشت درتاریخ 64/11/21 جسم پاکش در غبار آماج گلوله خصم مفقود و پس از مدت ها توسط گروه تفحص به زادگاهش آورده شود تا مردم انقلابی با حضوری چشمگیر در تشییع پیکرش بار دیگر با آرمان های امام و شهدا عهد و پیمانی تازه بندند.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید محمدرضا باباسلطانی
تاریخ: 1364/11/19

وصیت نامه شهید محمدرضا باباسلطانی تاریخ : 1364/11/19 «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا» «أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسوُلُ الله وَ أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً وَلِیُّ الله» سلام بر پیامبران الهی از آدم تا خاتم و سلام بر ائمه اطهار بالاخص امام زمان تنها یگانه منجـی عـالم بشریت روحـی له الفدا العالم و با سلام خدمت رهبر کبیر انقلاب اسلامی و شما ملت شهید پرور ایران به خصوص خانواده های شهداء که چشم و چراغ امت هستند. خدایا ترا شکر که ما را امت وسط و خلیفه خود قرار دادی، بارالها ترا شکر می کنم مرا هدایت فرمودی و قدرت حرکت در راهت را به من دادی خـدایا حال که قدم در راهت گـذاشته از تو میخواهم که گناهانم را بر من ببخشی و توبه مرا بپذیری خدایا هدف از آمدنم به جبهه تنها رضای اقدس تو است و اینکه بتوانم از اسلامم و کشورم دفاع کنم و پس از چهارده قرن به ندای هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی حسین لبیک بگویم، هدفم شهادت نیست بلکه احیای دین تو است هدفم کشتن و کشته شدن است و اگر دین تو با ریختن خون های پاک احیا می شود پس شهادت را نصیب من گردان. حال از ملت شهید پرور می خواهم که پشتیبان ولایت فقیه باشید و از زیر بار شانه خالی نکیند که شانه خالی کردن مسئولیت خیانت بزرگی به اسلام و مسلمین است که نسل های آینده آن را نخواهد بخشید پس لحظه ای بیندیشید که چگونه روزها می رود و هفته ها و ماه ها و سال ها از پی آن می آید و کودکی به جوانی و جوانی به پیری می گراید و بالاخره مرگ دامن انسان را می گیرد. فکر کنید آیا شما در این عمر چه خدمت به مسلمین و چه قدمی برای اسلام برداشته اید حال که جهان خواران شرق و غرب بر بر علیه اسلام عزیز توطئه می کردند و هر روز پیکر جوان هایی برای عشق به اسلام و ائمه بر زمین می افتد شما هم تا دیر نشده به جبهه بیایید که امروز اسلام به وجود شما احتیاج دارد. شما ای پدر و مادران از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری نکنید که فردا هم در نزد پیامبر و ائمه خجالت زده خواهید بود و هم خودتان حسرت خواهید خورد چرا که این بدن ها امانتی است از خدا و روزی آن را باید به صاحبش پس بدهید. «ان لله و انا الیه راجعون» پس با بدن گناه نکنید و تا می توانید در راه خدمت به اسلام و مسلمین به کار برید چرا که پیامبر می فرماید: خوشی و آسایش دنیا مشقت و عذاب دنیا راحتی و آسایش آخرت است. حال که این بدن ها برای هدفی آفریده شده و روزی مرگ انسان را در برمی گرد پس بهتر آن است که پیش از مرگ به سوی مرگ بشتابیم که همانا شهادت بهترین انتخاب است. سخنی با خانواده ام از پدرومادر می خواهم از این که فرزندی را برای اسلام تعلیم و تربیت کردند ناراحت نباشید. من نمی گویم که برای من گریه نکنید چرا که پدرومادری که سال ها سال فرزندی را در آغوشش خود بپرورند و حال فرزندش از او جدا شود باید گریه کند. من می گویم که نکند گریه شما موجب این شود که دشمن در شما ضعف و سستی ایجاد کند. پدر و مادر من امانتی بودم از جانب خداوند و باید روزی آن را به صاحبش برگردانید حال باید خوشحال باشید که توانستید فرزندی را به راه حسین علیه السلام فدا می کنید. در این جا از شما و برادرانم می خواهم که چنان چه بدی و کوتاهی نسبت به آن ها شده مرا ببخشند. از کلیه استادانم و برادران تربیت معلم می خواهم که مرا ببخشند و بر من حقیر خورده نگیرند و شما برادران تربیت معلم که مسئولیت بزرگی بر عهدا دارید باید همچون شمع بسوزید و این فرزندان انقلاب را چنان تربیت کنید که برای نسل های آینده بدرد بخورند چرا که آنان برای زمانی زمانی دیگر آفریده شده اند. در پایان از کلیه مردم سرایان طلب مغفرت دارم و امیدوارم که چنان چه بدی و کار ناشایستی از من دیده اند مرا ببخشند. «به امید پیروزی رزمندگان اسلام بر کفر جهانی» والسلام «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار» مورخ 64/11/19 محمدرضا باباسلطانی

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.