شهید پرویز زکوی
شهید

پرویز زکوی

نام پدر: فتحی
دانشگاه: علوم پزشکی اهواز
مقطع: کارشناسی
رشته: بهداشت و مبارزه با بیماری ها
تولد: باغملک
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: 1365/10/25
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

زندگینامه ثبت نشده است.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید پرویز زکوی

وصیت نامه شهید پرویز زکوی وصیت نامه به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان، به نام خدایی که فطرت خداجویی را در نهاد آدمی قرار داد و طبیعت انسان را آنگونه سرشت که فطرتا به جستجوی معبودی توانا برخیزد. علایق دنیوی و امیال و آرزوها با حجابی ضخیم برابر انسان در راه رسیدن به خدایند. مبادا اجازه بدهیم چنین حجابی بین ما و خدا ایجاد شود و مبادا امور دنیانی را سرلوحه زندگی قرار دهیم. دلبستگی به خانه و کار و زندگی ما را از انجام وظایف شرعی و عرضی مان باز ندارد. چنان که پیامبر اکرم (ص) در وصیت به اباذر می فرماید. «ای ابوذر در دنیا چون غریبان و رهگذران باش و خود را همواره از خفتگان در گور بدان و مواظب باش مرگ به هنگام غفلت گریبانت را نگیردا! » مبادا امت پیامبر، این امت حزب الله پایبند به دنیا و دنیا دوست شود. یقینا هر چه که مادیست رو به فنا است و بقای مادیات در عروج به سوی معنویات است. بدانیم که مرگ بالاخره یک روز به سراغمان می آید (کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَهُ الْمَوْتِ) و چه چیز بهتر از این که هرچه داریم و هرچه دنیا به ما وعده داده است به آخرت بفروشیم و جزء کسانی که " تردون عرض الدنیا " نباشیم. آری خداوند عزیز و حکیم به ما می فهماند سعادت دنیوی در گرو تامین آخرت است. این دنیا جز محل گذر چیزی نیست، هر که دل به این دنیا ببندد آخرت خود را از دست داده است. بنا به گفته مولا علی (ع) « مَثَلُ الدُّنیا وَالآخِرَهِ مَثَلُ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ ؛ مَتَى ازدَدتَ مِن أحَدِهِما قُربا اِزدَدتَ مِنَ الآخَرِ بُعدا . * آری دنیا و آخرت شبیه به شرق و غرب کره زمین است که هرچه به سوی مغرب رو کنیم از مشرق دور می شویم و هرچه به سوی شرق برویم از غرب دور می شویم. » بارالها، خداوندا تو را به عزتت مرارت دنیا را نصیب این تن ذلیل من گردان و همچنین حلاوت آخرت را به من بچشان. چون مولایم علی (ع) می فرماید: " مَرَارَهُ آلدُّنْیَا حَلاَوَهُ آلاْخِرَهِ، وَحَلاَوَهُ آلدُّنْیَا مَرَارَهُ آلاْخِرَهِ " عزیزان اینک که قلم به دست گرفته و وصیت می نویسم صرفا به خاطر این است که هر کدام از ما لازم است که وصیتی بنویسیم. اینک که بار دیگر با سیل عظیم و انبوه امت شهیدپرور، ملت قهرمان عازم جبهه های نور علیه ظلمت شده ام، آمده ام تا وارد دانشگاهی دیگر بشوم زیرا چنین دانشگاهی را هیچ جای دنیا نمی توان یافت. دانشگاهی که نوجوان ۱۳ ساله ما نارنجک به کمر می بندد و خود را زیر تانک دشمن می اندازد، آمدم تا در این مکان خود را بسازم، از زشتی ها دوری نموده و به ندای « هَلْ مِنْ ناصِرٍ... » حسین زمان لبیک گفته باشم. حسین که همچون جدش در مقابل ابر قدرت های جهان ایستادگی کرد و آن ها را به زانو درآورد. و آمدم در این مکان اولین و آخرین پناهگاهم را به من باز شناساند که از سویش آمده ام و به سویش باز می گردم. و او خدای یکتاست. معبودا، بی تو من هیچم، مرا لحظه ای به خود وامگذار، به نام مقدست قسم می خورم که جز تو کس یا چیز دیگری را نپرستم؛ از تو می خواهم در آن دنیا به پوست نازکم رحم کنی. من عاشقانه در راه تو گام برمی دارم زیرا عاشق تو هستم و از تو می خواهم که از گناهانم درگذری و محبت های خودت را از من کم مگردانی. پدر و مادر مهربانم، امیدوارم که مرا حلال کنید و با استقامت و شکیبایی و ص بر از انقلاب اسلامی دفاع کنید، اکنون که خدای بزرگوار به حال این بنده گناهکار ذلیل ترحم فرمود و شهادت نصیب من گردیده، بزرگترین افتخار برای شما این است که مرا درست تربیت کرده و در راه اسلام مرا قربانی داده اید. امیدوارم که برای من ناراحت نباشید و اندوه به خود راه ندهید. سپاس بیکران به درگاه خدا که بر من منت نهاد و راه راست را نشانم داد و رحمت خدا بر شما باد که مرا با هزاران مشکلات بزرگ کرده اید و به منزل مقصود فرستادید. همیشه در دعاهایتان فرج امام زمان و طول عمر امام عزیزمان را از یاد نبرید و مطمئن باشید که روزی نور اسلام بر سراسر جهان پرتوافکن خواهد شد. پدر عزیزم، امیدوارم که مرا عفو کنید و به بزرگی خود ببخشید، زیرا من قدمی که برداشته ام، قدمی بوده که رضای خدا و رسولش و آنچه که آن ها امر کردند در آن است. و الا می دانم که شاید فقدان من برای شما مشکل و همچنین زحمات شما در به ثمر رساندن من بسی فراوان می باشد. مادر مهربانم سلام مرا بپذیرید و مرا حلال کنید، مادر عزیز بهشت زیر پای مادران است. من چگونه می توانم جبران این همه زحمات تو را جز با شهادت خود پاسخگو باشم. مادر ارزش تو در نزد خدا خیلی است. دوباره تکرار می کنم که من زحمت های زیادی به تو داده ام. از گناهانم چشم پوشی کن و خوشحال باش که فرزندت را در راه خدا داده ای. و شما برادران بزرگوارم، امیدوارم که مرا ببخشید این شما بودید که از کوچکی همراه پدر و مادر، مرا تربیت کردید و پند داده اید و در راه خیر راهنمایی کردید. امیدوارم که همیشه یار و یاور امام باشید و از قرآن و اسلام دفاع کنید و شما ای خواهران مهربانم، امیدوارم که اگر برای شما در این دنیا برادر خوبی نبوده ام، بتوانم با مرگ خود جبران خدمات و مشکلاتی که نسبت به این حقیر متحمل شده اید را بنمایم. خواهران عزیز، بدانید که بهتر از علی اکبر (ع) نیستم و یا بهتر از هیچ یک از این شهیدان غرق به خون انقلاب اسلامیمان نیستم. امیدوارم که شما همچون خواهران دیگر شهدا صبر را پیشه قرار داده و شیون و زاری نکنید موهایتان را نکنید و لباس سیاه نپوشید. و شما ای دوستان و برادران محترم، از همه شما طلب حلالیت می کنم. امیدوارم که اگر لغزش و یا خطایی از این حقیر سر زده و یا دیده اید، به بزرگواری خودتان مرا عفو نموده و ببخشید. کوچکتر از آن هستم که برای شما توصیه ای داشته باشم اما توصیه من به شما این است که برای من ناراحت نشوید و موضع ضعف نداشته باشید و همیشه از موضع قدرت برخورد کنید و خوشحال باشید و خط امام عزیز را دنبال کنید و در همه جا تبلیغ کنید و این راه را ادامه بدهید تا من از شما راضی باشم. از فعالیت در مسجد دریغ ننمایید که حضور شما در مساجد و در مجالس در بین برادران واقعا پاک و صدیق و خالص، باعث می شود روحی تازه در چهره ها بدمد و انسان را از غرور و بلندپروازی به پایین آورد و دیگر این که به این منافقان از خدا بی خبر روی خوش نشان ندهید و با آن ها برخورد شدید داشته باشید. نگذارید که این ها با آن چهره ننگین گرگ در پوست میش در کشوری که استقلال آن اهدایی خون هزاران جوان مسلمان است، پست و مقامی داشته باشند، زیرا این ها در هر لحظه و هر موقعیتی اگر بتوانند از ضربه زدن به انقلاب دریغ نمی ورزند؛ و چه کارهای ننگینی که از اوایل این نهضت، این کوردلان شیطان صفت می خواستند انجام دهند و بعضی از مواقع هم انجام دادند. و درود بی پایان بر شما دانشجویان همکلاسی و برادران محترم خودم. توفیق پیروزی و سعادت و کوشش و فعالیت های شما را در جهت بی نیازی انقلاب اسلامیمان و قطع ید استکبار جهانی از میهن مظلوم و ستمدیده مان، از خدای بزرگوار مسئلت می طلبم. امیدوارم که اگر از طرف اینجانب ناراحتی داشته اید به بزرگی خودتان ببخشید. من از همه شماها راضی بوده و هستم. عزیزان دانشجوی هر چند که شما در تمامی مسائل خبره و آگاه هستید، ولیکن امیدورام که در راس همه امورتان خداوند را سرلوحه قرار دهید. مبادا در دنیا به جز خدای متعال به چیز دیگری دل ببندیم که در این صورت شعار پر معنی و مستحکم «لا اله الا الله» را نقض کرده ایم. زر و زیور مادیات و همچنین مقام و کلاس های دهان پر کن از طرف منافقین شماها را فریب ندهد. زیرا ما همه همان بندگان خاکی هستیم و همه با هم برابر و برادریم، مگر به تقوی. از شما دانشجویان پیرو خط امام و حزب الله می خواهم که با کوشش و فعالیت های بی دریغ خود هیچ گونه راه نفوذی برای ضد انقلاب در این مکان نگذارید. چون دانشگاه و حوزه در حقیقت قلب تپیده و نبض زننده این ملت مظلوم هستند. این در مرکز دو شاخه اند، از یک شجره طیبه و دانشگاه بازویی است در کنار بازوی دیگر (حوزه علمیه) که می تواند اگر در جهت صحیح پیش رود انسان ساز باشد و آزادی و استقلال را در کشور حفظ بکند و ملت را به کمال برساند. امیدوارم که به وظیفه شرعی خود عمل کنید و چون سدی محکم و صفی «بنیان مرصوص» در مقابل تهاجم اجانب و نفوذ فساد ایستاده و کشور را با قامتی راست و پرچمی افراشته به سوی ترقی و تعالی سوق بدهید. خون شهدا و نگرانی شهدای دانشجو این است که دانشگاهی، چه پرسنل و چه دانشجو از خط اسلام خارج شود و باید این کلام پر محتوای امام عزیزمان را که در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، سال ۵۷ ایراد فرمودند هیچگاه از یاد نبرده و همیشه در جلو چشمان و در محل کارتان داشته باشید. « اجانب در کمینند، آن ها نخوابیده اند، شما هم نباید بخوابید » از ملت عزیز ایران تقاضا دارم همانگونه که تا الان با حضور در صحنه، انقلاب اسلامی را حفظ کرده اید و پشت ابر جنایتکاران شرق و غرب را به لرزه درآورده اید، این راه را ادامه دهید. امیدوارم که از یاری فرزندان خود در جبهه ها هیچ دریغ نورزید و با همه کوردلانی که با هر جامه و چهره ای در سطح شهرها تظاهر به فسق می کنند برخورد قاطع و شدید داشته باشید. و شما ای مادران و خواهران هموطن، شما زینب های زمان هستید. شما باید پیار اور خون شهدا باشید؛ تا این خون ها در صفحه تاریخ نخشکد. داد مظلومیت و انسانیت ملت ما را با حجاب خود به گوش جهانیان برسانید و حجاب خود را حفظ کنید. زیرا بزرگترین بانوی اسلام حضرت فاطمه (س) ارزنده ترین زینت زن را حفظ حجاب می داند و به قول شهدای ما ارزش حجاب تو از سرخی خون ما برای نابودی مخالفان انقلاب اسلامیمان مهمتر است. بر صفحه تاریخ وصیتم را چنین مینگارم که تاریخ گواه باشد که من درس شهادتم را در مکتب اسلام آموخته ام سلام بر شما ای رزمندگان اسلام و ای یاوران امام بزرگوار، در آخرین لحظه مرگم تکلیفم را نوشتم نه با قلم بر کاغذ بلکه با خون خود در خاکریزهای گرم، و با خون خود کارنامه قبولی خود را از ناظم مدرسه جهان خداوند یکتا گرفته ام. عزیزان رزمنده، دعای خیر نثار شما باد که خونتان نهضت را زنده کرده و آبیاری نموده است. عزیزان قدس عزیز در انتظار است. ان شاء الله به رهبری امام زمان پرچم خونین توحید را بر پهنه گیتی برافرازیم. آنچه به ذهن می آید مشکل است که بر صفحه کاغذ انگاشت ولیکن یادآوری می کنم که الله یاورم، قرآن کتابم، مهدی سرورم، خمینی رهبرم، اسلام مکتبم، ضد اسلام دشمنم، لباس تنم کفنم و اسلحه قلبم، جبهه مدرسه ام و شهادت افتخارم می باشد. بارالها در رهت هر کس بمیرد زنده است / زندگی بی عشق ننگین است کی ارزنده است حاضرم در راه دین و حق جدا گردد سرم / من بمیرم باک نیست اما بماند رهبرم در پایان توفیق پیروزی و بهروزی همه شما را بر تمامی مشکلات و همچنین بر استکبار جهانی و زیارت کربلا و نجف و قدس و آزادی این بلاد مقدس را به دست رزمندگان اسلام از خدای بزرگوار مسئلت نموده و از یکایک شما حلالیت می طلبم.

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.