سیدرضا حسینی فرد
زندگینامه شهید
زندگینامه شهید سیدرضا در تاریخ 1347 در خانوادهای مذهبی و زحمتکش دیده به جهان گشود پس از طی دوره ابتدایی و راهنمایی وارد دبیرستان شد و فعالیت های علمی و فرهنگی و ورزشی خود را آغاز کرد... . در 14 سالگی به جبهههای نور علیه ظلمت روی آورد و 5 نوبت به جبهه اعزام شد، آخرین باری که میخواست به جبهه برود دوستش به او میگوید: صبر کن به امتحانات پایان ترم چیزی نمانده است ولی او نمیتواند شوق «رفتن» او را امان نمیدهد، امتحان برتری در پیش دارد... . شمهای اندک از ویژگیهای شهید: اهمیت دادن به نماز: از ویژگی های این شهید گرانقدر « اهمیت دادن به نماز» و بخصوص نماز اول وقت است، سیدرضا بسیارشوخ طبع وخوش برخورد وخوش رفتار بود به طوریکه برای اولین بار اگر با این شهید بر خورد می کردی دوست داشتی همیشه درکنار او باشی در زمینه خطاطی و تئاتر مهارت داشت و همچنین در مراسم های مختلف مذهبی شرکت مینمود و در ورزش به فوتبال علاقه داشت او که دانشجوی رشته جغرافیا بود در تیم فوتبال دانشگاه نیز شر کت داشت، با وجود اینکه از همه جوانتر بود روحیه بالاتری داشت، در همه کارهای اجتماعی خود جوش بود و رابطه اجتماعی خوبی برقرار میکرد، بیشتر وقت ها، نقش رهبری را برعهده داشت حتی در جبهه نیز به هدایت و رهبری بچههای رزمنده میپرداخت... ولی در همه کارهایش «آرمانش» را در نظر داشت و به همه آنها رنگ خدایی میبخشید. از مجروحیت تا شهادت: این شهید عزیز یک بار بر اثر اصابت ترکش به پا مجروح شد که در این اصابت تاندوم پایش آسیب دید و بار دیگر از ناحیه کمر مورد اصابت ترکش قرار گرفت و بالاخره در تاریخ 1365/11/11 در منطقه شلمچه به ندای هاتف غیبی پاسخ داد و به آرزوی خود که همانا شهادت در راه خدا بود رسید... چرا که ندای غیبی در گوشش «بانگ رحیل» خوانده بود و او از زمان شنیدن این نجوا سر از پای نمیشناخت تا اینکه درس و دانشگاه را رها کرد و به دنبال صدای آسمانی به ملکوت پرواز کرد و پیکرش بعد از 10 سال به زادگاهش منتقل شد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید سیدرضا حسینی فرد
تاریخ: 1362/12/11
وصیت نامه شهید سیدرضا حسینی فرد تاریخ : 1362/12/11 به نام خدای بخشنده مهربان «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» درود بر آن کسی که هدایت شد و سپس رستگار گردید، بعد به شهادت رسید. درود و سلام بیکران بر امام زمان(عج) فرمانده کل رزمندگان اسلام. و درود بیکران بر بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران فرمانده کل قوا خمینی روح خدا. و بعد سلام من نثار ارواح پاک شهدا و خانواده گرامی آن ها. ما با اعتقاد به این که همه از او هستیم و بازگشت همه بسوی اوست، بازم کار زار شدیم. شهدا با خلوص نیت به وعدگاه عاشقان الله جبهه های دور پر کشیدند و با نثار خون خود به ما غافلان و به ما بدنیا پایبندان آموختند که مسلمان سکوت ندارد، مومن و شیعه علی(ع) آرام ندارد و همیشه پابرجا هست و خون می دهد تا انقلاب اسلام و رهبرش سربلند باشند. پس ما که به خواب رفته ایم با بانک الله اکبر رزمندگان بیدار شویم و به ندای آن ها که اطاعت ولایت فقیه است و دل به قرآن و خواندن دعا و تشکیل تجمعات مانند نماز جمعه و ... است لبیک گفته. راهشان را ادامه دهیم مردم حزب الله سخن من با شماست. دست از رهبر- اسلام- قرآن- دعا و..... برندارید. دوستانم: مراسم را گرامی بدارید، سنگرهای مقدس مدارس، کتابخانه ها را خالی نگذارید و بدانید کسی که در طلب علم باشد هرگاه مرگش فرا رسد شهید است. و ما راست قامتان جاودانه ی تاریخ خواهیم ماند. ان شاء الله اما پدرم و مادرم: نمی دانم چگونه با شما صحبت کنم چه بگویم و شما را چگونه خطاب کنم: مرا حلال کنید. هر بدی و خطایی از من دیده اید در گذرید. مادرم گریه کن اما برای من نه، برای فرزند فاطمه(س) حسین(ع). پدرم بردبار باش و خدارا شکر کن که فرزند تو در راه خدا قربانی شده و هرکس پرسید بگو پسرم با بینش وسیع و دیدی کامل و انگیزه ای با ایمان به مسئله جهاد و شهادت به جبهه رفت و چشمانش باز بود بگو او رفت تا سلاح برادران شهیدش و پسرخاله اش را برگیرد و برای رضای خدا با کافران و دشمنان خدا و پیامبر ستیز کند. خواهرم مانند زینب صبور باش و غم مخور، برادرم لباس های مرا بپوش کمربندم را به کمر همتت ببند و راه هزاران شهید را ادامه ده. کتاب هایم را برای تو جا گذاشتم تا بخوانی و با فرهنگ اصیل اسلام آشنا بشوی. در خاتمه از تمام دوستان و آشنایان و ملت حزب الله حلالیت می طلبم. خداوند مهدی موعود را به فریادمان برساند. خدایا- خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار. 62/12/11 خانوادگی: هرکس از من طلبی داشت پرداخت کنید و هرچه او گفت بهش بدهید. لباس ها و کتاب هایم را ضبط کنید تا برادرم بزرگ شود و او راه مرا ادامه دهد. به او بگویید که من او را دوست دارم. پس قرآن – دعا- علم را فراموش نکند. 1ماه روزه برای من انجام دهید. مرا ما بین قبر دایی شهیدم و پسر خاله ام خاک کنید. تمام امور مالیم را به حساب جبهه بگذارید. والسلام. 1362/12/11
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید