عالی ولی نژاد خرمی
زندگینامه شهید
شهید عالی ولی نژاد خرمی در 45/1/2 در روستای جعفرآباد (خارکوب) از توابع شوش دانیال(ع) در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. او تحصیلات ابتدایی خود را تا کلاس پنجم در روستا ادامه داد. با پیش آمدن مساله اصلاحات ارضی، زمین ها از روستاییان گرفته شد و روستاییان به شهرها روی آوردند. عالی نیز که تحت سرپرستی برادر بزرگش علی محمد بوده به همراه مادرش به شوش نقل مکان کردند. او از جوانان انقلابی و پیروز خط امام بود. او فردی مذهبی و با اخلاص بود و اعتقاد و علاقه قلبی به ائمه معصومین (علیه السلام) داشت. شهید عالی در سال 65 در دانشسرای باقرالعلوم اهواز قبول شد و با وجود علاقه شدیدی که به درس خواندن داشت، درسال 66، درس و دانشگاه را رها کرد و به خاطر حفظ اسلام و دفاع از سرزمین وارد جبهه شد و سرانجام در تاریخ 66/9/2 در عملیات نصر8 در (ماووت) به درجه رفیع شهادت نائل گشت.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید عالی ولی نژاد خرمی
وصیت نامه شهید عالی ولی نژاد خرمی به نام خدا سپاس خداوند منان را که ما را خلق نمود و ما قرین رحمت خودش گردانید. خداوندا ما را در هر مواردی پایبند به دین مبین اسلام بدار و یک لحظه ما را به خود واگذار مکن. اینجانب عالی ولی نژاد خرمی این وصیت را نوشتم گر چه من ممکن است پیش خالق عزتی نداشته باشم. با سلام به ملت مظلوم و شهید پرور ایران که فرزند پاک خود را در راه خدا هدیه می کنند و بیمی هم ندارند. اگر که من دیگر بار شما را دیدار نکردم این رضایت خداست زیرا همه امورات مان در قبضه قدرت اوست. مادر جان ای مادر مهربانم تو مرا پرورش دادی و نیکو تربیت نمودی که در این سنی که هستم درک کنم زحمت های شما را و اطاعت خدا شامل حال شماست. برادر عزیزم، پدر مهربانم، خواهرانم به شما سفارش می کنم که درباره مرگ شهدا اشتباه نکنید زیرا کلام خداست شهدا که در راه خدا جان دادن مرگی برای آنان نیست بلکه زنده هستند و نزد خدا روزی می خورند. من این وصیت را نوشتم که شما اگر من شهید شدم در مرگ خونین من زجه و زاری نکنید. مادر مهربانم می دانم که قلب تو بسیار رئوف است و نسبت به من علاقه زیادی داشتی و داری. هرگز مپندار که من نیست شدم بلکه تو را یاری می کنم. همراهی تو را می نمایم برادر مهربانم بسیار به پای من زحمت کشیدی و همانند یک پدر از من مواظبت نمودی و مرا یک لحظه نگذاشتی که محصل بودم دست خالی درویش دوستانم باشم و من حتی در تمام اوقات تو را به خدا و درگاه تو دعاها نمودم. زیرا بسیار به پای من زحمت کشیدی. برادر عزیزم خواهش می کنم که در مرگ خونین من مادرم توبه ده دل داری و نگذارید بی انیس گردد. او را همیشه مواظبت کنید. به پدرم نوشته بودند که مریض بودی ان شاء الله خدا شفایتان دهد و اگر مرا دیگر بار دیدار نکردید این خواست خداست. شهدای گذشته رفتند و این زمان {...} سینه جوانان رشید همچون علی اکبر و قاسم {...} می روند رسیده اند به ملکوت اعلی. از تمام اقوام و خویشان این را خواستارم چنانچه از من بدی دیده اند یا ناراحتی کشیده اند مرا ببخشند زیرا شاید حتی از خوبی شما گفته باشم شما را خوشایند نبوده پس مرا به خاطر سیدالشهدا ببخشید به خاطر سالار شهیدان فرزند پاک علی (ع) یا اباعبدالله ما راهت را ادامه می دهیم و از تو آقا التماس دعای خیر داریم که ما را در هنگام اگر لایق بودیم شهید شدیم در دامن فرزندت جان سپاریم. مهدی موعود (عج) آقا تو در پس پرده ها هستی ما را در هنگام دفن و کفن یاری کن و آن دست ملکوتی ات را در درون قبرم قرار ده تا لحد قبرم از دست مبارک تو نورانی شود. در آخر خواهر حجاب به قول برادران گذشته شهیدمان برتر ازخون من است.
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید