علی زارع بیدکی
زندگینامه شهید
شهید علی زارع بیدکی در یک خانواده مذهبی در محله باغ استاد مزویر آباد مهریز به دنیا آمد. در شش سالگی نزد مادر خود قرآن را فرا گرفت و در سن 7 سالگی به تحصیل مشغول شد. دوره شش ساله ابتدایی را در زادگاهش سپری نمود و دوره دبیرستان را تا سال سوم نظام قدیم در مهریز و از چهارم تا ششم رشته طبیعی را در شهرستان یزد گذراند و بعد از گرفتن دیپلم طبیعی مجدداً موفق به اخذ دیپلم عربی شد بعد از اخذ دیپلم در کنکور شرکت نمود و در رشته حقوق دانشگاه شهید بهشتی تهران قبول شد. شهید در دانشگاه فعالیت چشمگیری سیاسی و فرهنگی داشت و یکی از اعضای فعال دانشجویان پیرو خط امام بود و در سال سوم دانشگاه بود که با تعطیل شدن دانشگاه و شروع انقلاب فرهنگی به پیشنهاد شهید مظلوم دکتر بهشتی گروهی از دانشجویان جهت گذراندن دوره ای در دادگستری انتخاب شدند که شهید جزو آن گروه بود دوره را با موفقیت به پایان رساند و در دادگستری تهران مشغول کار شد (در آن موقع دانشگاه تعطیل بود)، او به انقلاب فرهنگی عمیقاً اعتقاد داشت و معتقد بود که دانشگاه وابسته به شرق و غرب نمیتواند خدمتگزاران متعهد و دلسوز برای کشور اسلامی بپروراند این اعتقاد راستین از تفکری اسلامی نشات میگیرد زیرا دانشگاه وابسته انسانهایی وابسته میپرورد و انقلاب فرهنگی لازم است تا اسلام راستین جانشین افکار التقاطی و منحرف شود روشنفکران این خطه اسلامی باید سرشار از تعهد، تزکیه و تعلیم همراه باشند تا نتیجه مطلوب حاصل شود. با شروع جنگ تحمیلی پس از گذراندن دو ماه آموزشی به جبهه اعزام شد و در آنجا به عنوان مسئول تخریب جنگ ها نامنظم به فرماندهی شهید چمران فعالیت می نمود که پس از شش ماه نبرد بر علیه دژخیمان متجاوز عراقی در تاریخ 1360/05/05 در ارتفاعات ا… اکبر بر اثر انفجار مین به درجه رفیع شهادت نائل گردید.
وصیتنامه شهید
وصیتنامه ی شهید علی زارع بیدکی
وصیتنامه ی شهید علی زارع بیدکی بسم الله الرحمن الرحیم « وما لکم لا تقاتلون فى سبیل الله والمستضعفین من الرجال والنساء والولدان الذین یقولون » در این ساعت شب که فردا مى خواهم براى ماموریت بروم، بر این شدم تا نامه اى بنویسم تا شاید بتوانم آنچه را که در فکر دارم و اندکى راجع به نظر خود در مورد چند مسئله بنگارم . من على زارع بیدکى شهادت به وحدانیت خدا و بى همتایى و بى نیازى او مى دهم و معتقدم به اینکه خداوند براى رهایى انسان ها از بند اسارت طاغوت، پیامبرانى فرستاده است که آخرین آن ها حضرت محمد(ص) مى باشد و نیز اعتقاد دارم به اینکه هرکس به سزاى عمل خویش مى رسد و براى حسابرسی، روز جزایى در کار است تا اینکه همه افراد بشر خود، در پیشگاه حضرت الله اعمال خود را بنگرند تا چه کرده اند و منزلگاه آن ها کجا است. و نیز معتقدم به اینکه جهان بر اساس عدل آفریده است و چون هر چیزى یک معبودى دارد، عدل نیز آفریده خداى مطلق است و عدل مطلق جز خدا نیست و همچنین به امامت مولایم على(ع) و یازده فرزندش معترف هستم و به ولایت فقیه و امامت مستضعفین بر روى زمین نیز اعتقاد دارم مبتنى بر اینکه روزى خواهد رسید که آن ها که همیشه در بند ظالمان بوده اند، به پیروزى نهایى خواهند رسید و ولى فقیه که نماینده آن ها است به رهبرى خواهد رسید تا زمانی که جهان به سرمنزل عدالت برسد و امام زمان(عج) آن جامعه بى طبقه توحیدى را بسوى الله پیش ببرد. اما آیا رسیدن به این جامعه با دست روى هم گذاشتن ما و فقط امید ولى بدون عمل امکان دارد؟ مسلما نه. ما باید در راه رسیدن به این مقصود بزرگ بکوشیم با ایمان، یعنى با عقیده و عمل زیرا « ان الحیاه عقیده و جهاد » امیدوارم هرچه زودتر مردم ما به آگاهى نسبت به مسایل اسلام و عمل به اسلام برسند و هرچه زودتر پیروز و موفق شوند. زیرا آگاهى نسبت به مسایل اسلام و قرآن است که انسان ها را آزاد مى کند ما باید بر اساس قرآن قیام کنیم تا قسط بر جامعه حکمفرما شود، و این نمى شود مگر اینکه آهن را بر دست بگیریم و از قرآن و منفعت مردم دفاع کنیم که در آهن است که منافعى براى مردم است و در آن رنج فراوان است. « لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه باس شدید و منافع لالناس » و شما پدر، مادر، برادر، خواهر و همه دیگر اگر من کشته شدم براى کشته شدنم کمتر گریه کنید ولى از خدا بخواهید که مرا جزء شهدا قرار دهد من فقط براى آزادى وطن اسلامى خود و پیروزى انقلاب اسلامى به جبهه آمدم تا به یارى خدا وطن خود را آزاد و آوارگان این جنگ انشاءالله به خانه هایشان برگردند. هیچکس به من در رفتن به جبهه دستور نداد خودم انتخاب کردم. چون شب گذشته و چراغ روشن است و بچه ها مى خواهند بخوابند مجبورم دیگر خداحافظى کنم البته یک کاغذ دیگر دارم که ضمیمه همین نامه مى کنم به آن عمل شود. خداحافظ بسم الله الرحمن الرحیم در این موقع که کشور اسلامى ایران در معرض تهاجم دژخیمان صدامى شده است بر هر مسلمان آگاه است که تا آنجا که مى تواند در رفع این مشکل بزرگ و این تجاوز آشکار بکوشد تا بایارى حضرت حق وطن عزیزمان از زیر چکمه هاى نابکاران رها شود و این بنده کوچک که خود را مسلمان و فرزند ایران مى دانم برآن شدم تا وظیفه خود را تا آن جا که مى توانم نسبت به انقلاب اسلامى و ایران عزیز انجام دهم و در همان شب که عازم جبهه بودم خواب دیدم که محله مان پر از آشوب بود و گروه هایى بودند که مسلح بودند و محل را به آشوب کشیده بودند و از سوى دیگر من هم سلاح داشتم و تنها کسى بودم که اسلحه مجاز داشتم بنابراین گذاشتم که محل را از آشوب نجات دهم و استاد احمد صادق هم در همان عالم خواب به من گفت فقط تو مى توانى بیدک را نجات دهى. وقتى از خواب بلند شدم در عزم خود راسخ تر شدم (براى جبهه ) ولى من کسى نیستم که بتوانم خدمتى بکنم. شاید خون من بتواند براى اسلام و وطن در مقابل کفر سدى ایجاد کند تا از هجوم بیگانگان محفوظ بمانند. چون وقت ندارم زیاد مزاحم نمى شوم به همه مردم سلام مى رسانم و امیدوارم پیروز و موفق باشند به پدر، مادر، برادران و خواهرانم سلام فراوان مى رسانم. هم اکنون عازم ماموریت هستم و چون نمى دانم برمى گردم یا نه، خواهشمندم به این وصیت عمل شود : اگر کشته شدم و جنازه ام بدست آمد پهلوى قبر عمو حسین به خاکم بسپارید و اگر بدنم پیدا نشد بدانید که در قلب همه مظلومین تاریخ جاى دارم. با التماس از شما، پدر، مادر، برادرها و خواهرانم و دیگر اقوام و دوستان مى خواهم برمن زیاد گریه نکنید ناله و ضجه مطلقا نکنید و از برادرهایم تقاضا مى کنم مادرم را به زیارت ائمه پاک ببرند تا شاید این مادر زحمتکش هم فراموش کند. افرادى که نام مى برم هریک 50 تومان طلب کارند از من آسید باقر - فاطمه بگم زن حسین علیکه نذر کردم در چند سال قبل، آقا یحیى و مرحوم آسید محمد هریک 30تومان، مسجد دم آسیاب باقر 10تومان، مرحوم مادر سکینه 10 تومان، واگر حال داشتید 2-3 سال روزه برایم بگیرید. برادرم احمد على 4000 تومان از من طلب کار است و من 1000 تومان از استاد احمد طلب دارم و 1000 تومان هم از اصغر دهقان که اگر دادند بگیرید و یک مقدار پول هم پیش داداش رضا دارم که اگر لازم شد از ایشان گرفته شود. مدت 2-3 ماه حقوق هم از شماره حساب 72230 بانک دادگسترى واقع در یک امارت بزرگ که دادگاه صلح در آن است، روبروى پارک شهر و کمى از پزشک قانونى رد مى شود طلب دارم که آن هم اگر دادند مى توانید بگیرید والا هیچ . خداحافظ همه شما عزیزان. على زارع بیدکى
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید