منصور طالبی
زندگینامه شهید
منصور بزرگترین فرزند پسر خانواده بود که در ۲۹ فروردین ماه سال ۱۳۶۱ هجری شمسی در منطقه ای به نام تصفیه شکر در دوازده کیلومتری در شهر اهواز به دنیا آمد. سومین فرزند خانواده بود و مراقبت های خانواده و حضور روحانیون که اغلب و در اکثر مناسبت ها خانواده اش میزبان آن ها بود، باعث شد که از همان اوایل زندگی به خوبی با دین اسلام آشنا گردد. استعدادش در دوران تحصیل زبانزد اطرافیان بود و در دوران جوانی و مسئولیت خانواده را به عنوان بزرگترین فرزند خانواده به عهده گرفت. نسبت به خانواده احساس مسئولیت می کرد و نسبت به تربیت برادران و خواهرانش حساس بود و آن ها را در مسایل مختلف راهنمایی می کرد. مراقبت های ویژه پدر و مادر از او و همچنین علاقه درونی وی به مذهب و باعث شد، با پشتکار به فراگیری قرآن و مسایل دینی بپردازد. همچنین به پیشنهاد یکی از روحانیون به مکاتبه با موسسه انتشارات «در راه حق» (که در دوران خفقان شاهنشاهی نشریاتی در زمینه های مختلف دینی منتشر می کرد) پرداخت. مطالعه کتب و نشریات دینی نقش بسیار مهمی در شکل گیری شخصیتش داشت. با شعله ور شدن جرقه های انقلاب و با اعتقاد به تشکیل حکومت اسلامی، به صفوف مردم و مبارزین رژیم شاه پیوست. با پیروزی انقلاب اسلامی و فعالیت او دو چندان شد و از هر طریقی که می توانست به گسترش انقلاب کمک می کرد. همواره سعی داشت افکار خفته ای را که علی رغم صدای بلند انقلاب بیدار نشده بودند، تحت تاثیر قرار داده و به سمت اسلام ناب سوق دهد. مدتی به عضویت حزب جمهوری اسلامی در آمد. اما پس از صدور فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر خروج پاسداران از احزاب سیاسی، از حزب خارج شد و به ادامه خدمت در سپاه پاسداران پرداخت. در سال ۱۳۵۹ با شروع جنگ تحمیلی (که همزمان با اخذ دیپلم وی در رشته ریاضی و فیزیک بود) به بسیج پیوست و سعی کرد امکانات لازم برای آموزش نظامی اهالی زادگاهش را با همه مشکلاتی که بر سر راهش بود فراهم کند. وقتی که پایگاه مقاومت تصفیه شکر تشکیل شد، به عنوان فرمانده پایگاه فعالیت شبانه روزی خود را آغاز نمود و همزمان با انجام وظیفه اش در پایگاه بسیج، با کمک پدر و برادران و همکارانش به امور جنگ زدگان رسیدگی نمود. اخلاقی نیکویی داشت و با مردم با محبت برخورد می کرد، اما از به فکر فرو رفتن های گاه و بیگاهش معلوم بود که روحش آرام و قرار ندارد. سال 1360 ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دختری به نام رقیه بود. سال ۱۳۶۲ در کنکور شرکت کرد و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی پذیرفته شد و در دانشگاه شهید چمران اهواز به تحصیل ادامه داد. اما دانشگاه هم او را راضی نکرد. سرانجام پنجم آبان ماه سال 1363 با هدف خدمت به مردم جنگ زده لبنان، عازم سوریه و لبنان شد و کمتر از یک ماه بعد در حال انجام ماموریت به فیض شهادت نایل آمد و به سوی پروردگار خویش شتافت.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید منصور طالبی
تاریخ: 1363/08/10
وصیت نامه شهید منصور طالبی تاریخ : 1363/08/10 " الحمد لله رب العالمین و صلوات و سلام على خاتم المرسلین ابوالقاسم محمد و على آله الطیبین من الطاهرین المعصومین " و اما بعد این وصیت من به وصی خود پدرم است. اول کلام شکر خدای که مرا در سرزمین اسلام متولد کرد و بعد در عصر انقلاب اسلامی قرارم داد. آگاهانه راه انقلاب اسلامی را انتخاب کردم، راه انقلاب اسلامی که همان راه حسین بن علی (ع) است. پدر و مادر عزیزم، شما نگران رفتن من مباشید. نگران آینده اسلام و مسلمین باشید. شکر خدای را شب و روز به جای آورید که فرزندتان راه حسین شهید (علیه السلام) را انتخاب کرده است. از شما تقاضا می کنم که بعد از شهادتم جزع و بی تابی نکنید. گریه کنید، آن هم گریه بر سالار شهیدان مظلوم کربلا امام حسین (ع) و بر اهل بیت اسیرش گریه کنید. مرا در شهید آباد اهواز به خاک بسپارید و نمازم را سیدی از اولاد پیامبر به جای آرد. مجلس فاتحه برایم بگیرید. اگر مشکلی در مورد من داشتید به حاج علی صرامی در واحد آموزش مراجعه کنید. پرچمی سبز بر در خانه نصب کنید. همسرم، شجاع باش به خداوند تعالی توکل داشته باش. برایم ختم قرآن بگیر. بعد از شهادتم جز خدا بر چیز دیگری توکل نداشته باش و شکر خدایی را به جای آر که خدا چنین خواسته ( است). پس تو هم به خواست باری تعالی راضی باش. در تربیت فرزندمان کوشا باش، او را خدمت گذار اسلام تربیت کن. به او بگو و یاد بده که پدرش برای دفاع از اسلام شهید شد. فرزند خردسالم رقیه جان نمی دانم چند ساله هستی که قادر به خواندن این وصیت نامه می شوی. خلاصه برایت بگویم که به جز خدا نخواه، به جز راه خدا نرو، به غیر خدا توکل مکن. در صبر از خدا یاری بخواه. بعد از من خداوند مستقیما سرپرست توست. از بی بابا شدن از خدا گله مکن. خدای راضی بوده چنین باشد. مشیت خداوندی چنین است. امیدوارم که از افتخارات شیعه باشی. ضمنا حدود ۷۵ روز روزه قضا دارم که به علت بیماری قادر به گرفتن نبودم و چند ماه هم برایم نماز قضا به جای آرید. از برادران و خواهران خودم می خواهم که صابر باشند و به خدا توکل کنند. از تمامی دوستان حلالیت می طلبم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکات منصور طالبی * 10/8/63
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید