فرج الله پیکرستان
زندگینامه شهید
شهید فرج الله پیکرستان در سال 1342 در دزفول به دنیا آمد. والدینش نام مبارکش را فرج الله نهادند وی در اوان کودکی پدرش را از دست داد و داغ رنج یتیمی را از همان کودکی به دوش کشید و مادرش به پیروی از حضرت زینب (س) فرج الله و برادرانش را با یتیمی بزرگ نمود. وقتی فرج الله به سن شش سالگی رسید با شوق بی وصفی روانه مدرسه شد و با روحیه ای بالا دوران تحصیل را در ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان با معدل های بالا به پایان رساندند. شهید فرج الله پیکرستان از همان اوان کودکی در حین درس خواندن در تابستان های گرم در کوره پزخانه ها مشغول کار شد و از این طریق توانست مقدار زیادی از مخارج زندگی خانواده خود را تامین نماید. چون او فردی روشن ضمیر بود و همواره در جلسات قرائت قرآن شرکت می نمود قلبی پر از کینه با دستگاه رژیم استبدادی شاه و اربابانش داشت. همین که انقلاب شکوهمند اسلامی ایران این آرزوی دیرینه مردم مسلمان شروع شد ایشان در متن تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت فعال داشت. تا این که به یاری خدا انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. ایشان بعد از پیروزی انقلاب در انجمن اسلامی دبیرستان در میان دوستان همکلاسی فعالیت های مذهبی و اجتماعی خود را ادامه داد. وی در سال ۱۳۶۱ در پی رنج های فراوان زندگی آخرالامر موفق به اخذ دیپلم شدند. شهید فرج الله با شروع جنگ تحمیلی چون قبل از جنگ در ذخیره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دزفول عضو بودند با شروع جنگ و در همان روزهای اول به ذخیره سپاه مراجعه نموده و به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شدند. شور و شوق او باعث شد که در عملیات های متعدد از جمله رمضان، خیبر، والفجرها، بدر و ... شرکت نمایند ناگفته نماند که ایشان یکبار هم ترکش می خورد که با توجه به اخلاق عجیبی که داشتند به شهر مراجعه نمی کند تا خوب می شوند. شهید فرج الله با وجود این که خدمت مقدس سربازی را در سپاه طی کرده بود با این حال معمولا اوقات خود را در جبهه می گذراندند. بارها مادرش با او جهت ازدواج بحث می کرد ولی او نپذیرفت که سرانجام در حدود شش ماه قبل از شهادتش پس از اسرار زیاد مادر و جهت اجرای یک حکم اسلامی مجبور به ازدواج شد. ایشان فردی بسیار مهربان بود و خوش برخورد. دادن هدیه به دوستان و انجام صله رحم و سرکشی به آشنایان و دوستان از صفات بارز او به شمار می رفت. وی فردی با شهامت و با روحیه ای شکست ناپذیر بودند. روی موضع گیری ها همیشه نقطه نظرها و سخنان امام امت و نظر خود را قرار می داد. در مسائل سیاسی و اجتماعی او همیشه دنباله رو امام بود. شهید فرج الله از مصادیق بارز عابدان شب و شیران روز بودند. وی روی عبادت تکیه زیادی داشت و حتی الامکان نماز شب را ترک نمی کرد، در نماز جمعه و دعای کمیل و توسل شرکت فعال می نمود. ایشان با توجه به این که از لحاظ معلومات به دوستانش در سطح بالایی بودند در جلسات قرائت قرآن شرکت می نمود و معارف اسلامی و اندوخته های خود را با کمال تواضع به دیگر برادران خود یاد می داد. وی در رابطه با بسیج و تقویت پایگاه های مقاومت و تشویق و ترغیب دوستان جهت سرکشی در بسیج کوشش های فراوانی نمود. بعد از پایان تحصیل دبیرستان چون تعلیم و تعلم را هدف اصلی پیامبران می دانست در کنکور تربیت معلم شرکت نمود و قبول شد و به تحصیل خود ادامه داد. شهید پیکرستان برای چندمین بار کتاب ها را به زمین می گذارند و تفنگ را به دست و دعا بر لب به جبهه اعزام می شود و خود را مهیای فتحی دیگر می سازند. سرانجام ایشان در عملیات پیروزمندانه والفجر ۸ شرکت می کند و در تاریخ 64/11/21 به شهادت می رسد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید فرج اله پیکرستان
فرج الله پیکرستان دانشگاه : مرکز تربیت معلم مقطع تحصیلی : کاردانی مکان تولد : دزفول (خوزستان) تاریخ تولد : 1342 تاریخ شهادت : 1364/11 عملیات : والفجر 8 زندگی نامه خاطرات وصیت نامه آثار نامه اسناد شهید عکس صوت و فیلم وصیت نامه شهید فرج اله پیکرستان بسم الله الرحمن الرحیم «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا» «و آنان که بکوشند در راه ما هر آینه بنمائیمشان راه های خویش را و همانا خداست با نکوکاران» چشمی خواهم تا ز بالا بنگرد / هم به دنیا هم به عقبی بنگرد راهی است که باید پیمود وسفری است که باید رفت چه بهتر که در حال خدمت به اسلام و ملت شریف اسلامی شربت شهادت نوشیدن و با سرافرازی به لقاء الله رسیدن و این همان است که اولیاء خدا آرزوی آن را می کردند. آخرین مرتبه کمال همین است خداوند او را به ساحت ربوبی خود بخواند (امام خمینی) اما شهادت تزریق خون بر پیکر اجتماع اسلامی است و این است که شهدا شمع محفل بشریتند. با سلام و درود به پیشگاه منجی عالم بشریت امام زمان (عج) و نائب بر حقش امام خمینی و با درود بر همه شهیدان راه اسلام از آدم تا خاتم و از خاتم تا مهدی (عج) و با درود سلام به مادران شهدا و دوستان خدا و با سلام به خانواده ام به خصوص مادرم که به مادران شهدا پیوست. اگر خداوند قبول فرماید وصیت نامه ام را شروع می کنم با سلام به پیشگاه برادران و خواهران حزب الله و سلام به امت شهید پرور ایران و با نام خدا آغازگر هستی شروع می کنم. خدایا بارالها ای پروردگار گیرم که بر آتش جهنم تحمل کنم اما چگونه بر دوری تو می توانم تحمل کنم. خدایا چگونه می توانم یک لحظه بدون یاد تو زنده باشم حتی یک لحظه بدون تو وجودم قطع خواهد شد. خدایا ای که تو خود از دل ها آگاهی من در راه تو و برای لبیک گفتن به وارث ائمه توگام به این جا (جبهه) نهادم پس عاشقانه و مشتاقانه آمده ام تا با امام حسین بن علی (ع) بیعت کنم و بگویم ای حسین (ع) اگر کسی نگفت لبیک ما در حال حاضر به تو لبیک می گوییم پس ای خدا تو خود شاهد باش آگاهانه آمده ام پس آماده هر مصیبتی هستم که مصیبت نیست بلکه افتخار است و هدیه ای است که تو تنها شامل دوستانت می کنی پس هر چه از طرف تو باشد آن خوش است. ای خدا همه جوارحم را خالصانه و مخلصانه در راه تو قرار داده ام و همان طور که آن ها را به من دادی من به تو باز می گردانم. خدایا تو خود شاهد باش که من از همه زندگی دنیوی دست شسته ام چگونه تو را شناختم و به سوی تو شتافتم و دریافتم که این زندگی مادی چیزی جز پوچی و بیهودگی چیز دیگری نیست. دریافتم که وعدگاه تو که به مومنان قول دادی همین است. پس ای خدا تو باید مثل همیشه مرا یاری کنی چون تو بودی که مرا به سوی خودت خواندی. ای خدا ما از توایم پس هر طور که خود مصلحت می دانی با ما رفتار کن من آماده ام تا استقبال کنم و هر دردی را می پذیرم چون تو خواستی حتی اگر تو مرا به جهنم رهنمون کنی و مرا به جبهنم بیندازی پس فریاد می زنم خدایا شکر! چون مصلحت تو در این است و من سزاوار چنین چیزی هستم. ای خدا اما تنها آرزویم این است که نمی رم تا هنگامی که دشمن را بلرزه بیندازم تا بفهم که اسلام چیست و شیعه علی (ع) کیست و راهروان دین خدا چه کسانی هستند. پس اگر قرار است من زندگی خود را در راه جلوگیری از انحرافات در اسلام از دست بدهم بگذار چنین باشد که این بهترین شیوه مردن است. چون وصیت است به ملت پیامی می دهم وگرنه من حقیرتر از آن هستم که به پویندگان راه خدا پیام بدهم. به روشنفکران و سردمداران جامعه و واعظان و همه سخن گویان که هنجره هایشان جز به صدای حق باز نمی شود بگویم که شهدا را قلم ها می سازند و قلم ها شهید پرور هستند. دیگر سخنی با ایشان ندارم. اما ای دولت مردان تو را به خدا سوگند می دهم که هنگام رای گیری رای شهدا را نیز به حساب بیاورید و رای ما را به کسی بدهید که امام امت این روح خدا می دهد آخر ماهم در این رای گیری سهمی داریم. فراموش نکنید به یاد بیاورید که ما روزی در میان شما در صحنه حاضر بودیم و در این راه جانمان را نثار کردیم تا شما آزادانه به کارتان مشغول شوید پس ما را از یاد نبرید که اگر شهدا را از یاد ببرید خداوند شما را از یاد خواهد برد. اما ای ملت تو را به خدا سوگند می دهم امام را تنها نگذارید دنبال کنید سخنانش و راهش را، گوش بفرمان باشید تا شاید مهدی (عج) ظهور کند و به داد همه ما برسد. و ای ملت اگر راه کربلا باز شد و دست شما به مقبره شش گوش امام حسین (ع) رسید سلام ما را هم به او برسانید و به جای ما نیز زیارت کنید چون که ما هم آرزو داشتیم که روزی قبر اماممان را ببینیم اما تقدیر بود که نبینیم پس یادتان نرود: ما ز بالائیم بالا می رویم / ما ز دریائیم به دریا می رویم ای مادر به دنبال جنازه ام با گام های استوار راه برو تا به منافقان کور دل بفهمانیدکه هر چند این فرزند را از دست داده ام اما آماده ام تا دیگر فرزندان را به جبهه اعزام دارم و آن ها هم در راه خدا شهید شوند اما پیام به شما منافقان کوردل، خفاشان ترسو که تنها در شب خودنمایی می کنید بدانید که چند صباحی به عمر اربابتان نمانده صدام به زودی هلاک می شود و رزمندگان اسلام پیروز می شوند ان شاء لله و با تمام شدن کار صدام حساب تمام کوردلان و اربابانشان آمریکا و اسرائیل و شوروی را خواهند رسید. باز مزاحم ملت می شوم به عنوان یک برادر کوچک از شما می خواهم سخنان امام را عملی کنید. برادرها و خواهرها اگر همه شما سازمان اطلاعات باشید چرا ما باید شهید بدهیم چرا باید بهشتی ها و قدوسی ها و دستغیب ها و مدنی ها شهید بشوند چرا باید باهنر و رجایی در میان شعله های آتش بسوزند همه اش تقصیر ماست که اطلاعات ضعیف داریم فعالیت کنید وگرنه هلاک می شویم . ای کسانی که با امام (ولایت فقیه ) و روحانیت مبارز مخالفید در تشییع جنازه من شرکت نکنید که اگر حسابی باشد که هست از شما انتقام می گیریم زیرا که شرکت شما روح مرا آزار می دهید فاتحه هم نمی خواهد بر سر قبرم بخوانید بروید هر موقع اصلاح شدید بیایید که آن موقع خداوند شما را می پذیرد این را بنویسید بر قبرم بگذارید تا بدانند به خاطر چه کشته شده ام افرادی که همسایه مسجد هستند اما بدون عذر در نماز جماعت شرکت نمی کنند برایم فاتحه نخوانند چون از آن ها متنفرم. اما برادران جلسه قرآن مساجد قصد موعظه ندارم چون شما خودتان واعظید اما این را بدانید تنها چیزی که باعث شد من نسبت به جبهه علاقه نشان دهم خواندن قرآن و انس گرفتن با آیات کلام الله مجید بود. آن چنان با قرانی انس بگیرید که همانند یک دوست خوب همیشه در کنارتان باشد. ای برادران ما نسلی هستیم که باید فدای نسل های آینده شویم تا زمینه را برای حکومت امام مهدی (عج) جای بگیرند. حکومت آینده از آن شما جوانان جلسه قرائت قرآن هاست خودمان را فدا خواهیم کرد تا اسلام زنده بماند و به جایگاه اصلی خود رجعت خواهیم کرد. این جلسه ها بودند که به جبهه نیرو اعزام کردند و این افراد جلسه ها بودند که شهید شدند و این هم افراد جلسه ها هستند که راه آن ها را ادامه می دهند پس مواظب خودتان باشید در کجا قرار دارید. خداحافظ شما همه دوستان و عزیزان والسلام علیکم ورحمه الله فرج اله پیکرستان نام نام خانوادگی نشانی پست الکترونیکی متن
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید