شهید بهروز مرادی
شهید

بهروز مرادی

نام پدر: قربانعلی
دانشگاه: پردیس اصفهان
مقطع: کارشناسی
رشته: صنایع دستی
تولد: خرمشهر
تاریخ تولد: 1335/09/30
تاریخ شهادت: 1367/03/03
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید بهروز مرادی در اول دی ماه ۱۳۳۵ در خرمشهر و در خانواده ای اصفهانی متولد شد. تحصیلاتش را در خرمشهر شروع کرد و در مدرسه بازرگانی کوروش کبیر با شهید محمد جهان آرا همکلاس بود. پس از آن به عنوان معلم آغاز به کار کرد. بهروز به همراه سایر بچه های خرمشهر در جریان پیروزی انقلاب و بعد از آن در برابر قائله ی خلق عرب فعالیت می کند و با شروع جنگ تحمیلی به جبهه می رود. آنچنان که از میان خاطرات خرمشهر بر می آید بهروز را می توان جزء نفراتی دانست که تا آخرین لحظات در برابر سقوط خرمشهر مقاومت می کنند. او در سال ۱۳۶۴ در رشته ی صنایع دستی در دانشگاه پردیس اصفهان مشغول تحصیل می شود و قبل از پایان تحصیلاتش در چهارم خرداد ۱۳۶۷ در منطقه ی شلمچه به شهادت می رسد. ایشان ورزشکار نیز بودند و در رشته های دو استقامت، فوتبال و هندبال فعالیت داشتند.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید بهروز مرادی
تاریخ: 1365/12/12

وصیت نامه شهید بهروز مرادی تاریخ : 1365/12/12 بسم الله الرحمن الرحیم « أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا ٱللَّهُ و أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّهِ» اینجانب بنده گناهکار بهروز مرادی به فرمان امام به عنوان بسیجی در جنگ وارد و به اختیار خودم به خاطر حراست از خون پاک شهدای اسلام به دفاع از جمهوری اسلامی ایران برخاسته و با خود عهد نموده ام تا دفن سلطه ابرقدرت ها و نابودی متجاوزین به حریم استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی استقامت و پایداری نمایم و اکنون نیز می دانم که چرا باید به دشمن هجوم برد و بر اساس همین آگاهی است که در عملیات شرکت می کنم. معتقد هستم که ما پیروز خواهیم شد و برای رسیدن به پیروزی نیز باید از همه چیز خود گذشت و دنیا را برای اهلش گذاشت و از سوراخ های تنگ و تاریک محافظه کاری باید بیرون آمد. دشمن امروز صلح را گدایى مى کند و با حیله و تزویر و تبلیغات سرسام آور جهانى در صدد پوشاندن چهره کریه خود است و خوش باورهاى راحت طلب و عافیت جو که با هر مخالفتى موافقت دارند و تاکنون هم نه تنها هیچ قدمى در راه پیروزى این انقلاب بر نداشته اند بلکه همیشه در اولین فرصت در صدد ضربه زدن به آن بوده اند یا عمدا و یا سهوا به این ساز رقصیده اند و در هر محفلى چه این جا و چه در خارج از دایره انقلاب پاى میز شارب و هرزگى به عنوان ایرانى وطن پرست! یا سازمان دمکراتیک فلان و یا رادیو و روزنامه بهمان و یا در دفاع از من بسیحى که اصلا او را فنون ندارم و براى او هم پشیزى ارزش قائل نیستم نزد اربابانو مدعیان دروغین حقوق بشر یا مدعیان صلح دایه عزیزتر از مادر شده و اشک تمساح مى ریزند و فریاد وا اسلاما سر مى‌کشند و هر روز یک دروغ توى بوق مى کنند و آن قدر صدایش را بلند مى کنند ... تا جائى که امر بر خودشان هم مشتبه مى شود و قداست مى گویند. دشمن که این چنین کریه و جانی است، از بیرون به انقلاب حمله می کند و آن ها که این چنین منافق و ریاکار و دغل کارند از درون انقلاب را نشانه رفته اند. در این میان ما می مانیم و یک مبارزه جانانه و همه جانبه. عزیزان من باید مبارزه کرد؛ باید دشمن را به در کرد؛ باید علف های هرز را از ریشه بیرون آورد و هر منطقه را سم پاشی کرد تا مزرعه انقلاب از آفات در امان بماند. دشمن به قصد نابودى انقلاب به مرزهاى ما هجوم آورد و رویاى فتح سه روزه اش به کابوسى وحشتناک تبدیل شد و او را مصداق الغریق تیشه به کل کرده است. آن روز که غرق در خودکامگى و سرمست از باده پیروزى بود. خوزستان را عربستان و متعلق به خاک عراق مى دانست و ادعاىمالکیت اروند رود را داشت و قرار داد الجزایر را پاره پاره کرد و از مرزهاى جغرافیایى کشور ما گذشت و هر آن چه خواست و توانست انجام داد که همه می دانید . و امروز که در اوج ضعف و زبونى قرار گرفته باز هم قوانینى را که از خودشان آن را بین المللى و لازم الاجرا مى دانند زیر پا نهاده و با وقاحت کامل شهرهاى ما را بمباران و در جبهه ها بمب شیمیایى به کار مى برد و گاه و بیگاههم هواپیماهاى مسافربرى را تهدید و یا مرور هجوم قرار مى دهد و با این پرده درى ها - ادعاى صلح طلبى او و اربابان جانى اش (آمریکا و شوروی) گوش فلک را کر کرده و براى ما هم کهدر جبهه ها در حال ستیز با او اراده کرده ایم تا نسل افلقى ها را از روى زمین برکنیم اعلامیه پخش مى کنند و عکس صدام خون آشام را در حالى که قرآن مى خواند؟ با هواپیماهاىبر آسمان منطقه پخش مى کنند. آیا جز این چنین حرکات احمقانه اى از شخص دیوانه اى چون صدام باید انتظار دیگرى داشت؟ چه شده رهبر قادسیه صانى این چنین فیلم هاى پیروزى هایش را که در اوایل جنگ به سراسر دنیا مى فرستاد بایگانى کرده و مفلسانه به دریوزگى افتاده و قرآن بر سر نیزه مى کند؟ نکند خداى ناکرده تاریخ دوباره تکرار شود و ما غافل شویم امروز به برکت وجود امام عزیز هوشیاری ملت و رزمندگان ما بیش تر از آن است که دشمن با توسل به حیله هاى زنگ زده و ابزارهاى از کار افتاده و بچه گانه بتواند گونى بر سر ما بکشد. کوتاه کنم که وقت تنگ است و عملیات هم ساعاتى دیگر شروع مى شود و خدا مى داند چه خواهد شد هم او که مى گوید «أَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ» آیا صبح پیروزى نزدیک نیست؟ البته که نزدیک است- ما به این پیروزى (صبح) معتقدیم ، زیرا خدا خود وعده آن را به ما داده است . «انْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ» شرط پیروزى ثابت قدمى در برابر همه مشکلات است و ما با استقامت و صبر در مقابل این مشکلات است که آزمایش مى شویم. امیدواریم که همه در نزد خداى بزرگ سرافراز از این آزمایش الهى بیرون آئیم و انقلاب خو را به صاحب حقیقى او آقا امام زمان(عج) تحویل دهیم . عزیزان من فراموش نکنید که براى پیروزى بهایى بس گران باید پرداخت زیرا پیروزى را توى سینى نگذاشته اند که دو دستى بخواهند با ما تحویل دهند. پس کسب پیروزى همت مى خواهد. والسلام بهروز مرادى منطقه عملیاتى کربلاى 5 - شلمچه – خرمشهر 65/12/12

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.