شهید اسکندر(امیر) چترچی
شهید

اسکندر(امیر) چترچی

نام پدر: محمدمحسن
دانشگاه: مرکز تربیت معلم شهید سیدکاظم موسوی کرج
مقطع: کاردانی
رشته: آموزش ابتدایی
تولد: تهران
تاریخ تولد: 1345/03/25
تاریخ شهادت: 1365/02/23
محل شهادت: فکه — فکه
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

دانشجوی شهید امیر (اسکندر) چترچی در بیست و پنجم خرداد هزار و سیصد و چهل و پنج شمسی که مصادف با روز رحلت پیامبر (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) بود، در خانواده ای معتقد و مؤمن دیده به جهان گشود، او چهارمین فرزند و تنها پسر خانواده بود به جهت این که‌ پدرش علاقه خاصی به حضرت امیرالمومنین (ع)، داشت نامش را امیر نهاد. شهید امیر چترچی دوره نوآموزی خود را از سن شش سالگی در یکی از مدارس تهران شروع کرد و در دوران انقلاب سال های راهنمائی را پشت سر گذاشت، او در این دوره تنها با برگ‌های دفتر و کتاب سروکار نداشت بلکه الفبای عشق و ایثار را بر روح با صفا و‌ خدائی خود نقش می بست. سپس دوران متوسطه را با ایثارگری در جبهه حق علیه باطل به پایان رساند و در امتحانات تربیت معلم شرکت کرد و در تربیت معلم شهید سید کاظم موسوی (کرج) پذیرفته شد، از ترم اول مدتی نگذشته بود که برای سومین بار در اربعین حسینی همراه با دانشجویان به مدت چهل و پنج روز عازم جبهه حق علیه باطل شد، بعد از بازگشت حدود یک ماهی در تهران بود ولکن همچون پرنده در بند، بندها را گشود و دوباره به سوی جبهه گشود . این ایثارگر تشنه جهاد حق علیه باطل برای آخرین بار در چهاردهم فروردین ۱۳۶۵، به مدت چهار روز به تهران بازگشت، این بار ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام را در سخنرانی سیزدهم رجب پاسخ گفت و به پاسداران مکتب روح الله در سنگر عشق و شهادت پیوست و پایان نامه پر افتخار شهادت را در سوم ماه مبارک رمضان(65/2/23) در دفع پاتک‌ کافران بعثی در منطقه فکه بواسطه تک تیری که برگونه چپ او ‌نشست و از قسمت راست پشت سر بیرون آمد، دریافت کرد. خداوند نامی را که پدرش بر او ‌نهاده بود (امیر) بر او پسندیده و امیر را از ناحیه سر در ماه آن امیر شکافته سر از دارالفناء به دارالبقاء کوچ داد، از خصوصیات بارز او می توان خوشرویی، مهربانی، آرامی، صبوری و اهل خیر و سر بودن را نام برد.‌

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید اسکند(امیر) چترچی
تاریخ: 1364/12/11

وصیت نامه شهید اسکند(امیر) چترچی تاریخ : 1364/12/11 بسم الله الرحمن الرحیم چه بنویسم، که سخن یار از هر سخنی شیرین تر و جان بخش تر است و این همان مسیر و عشق ماست که در بیان اوست. «مَن طَلَبَنی وَجَدَنی، مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقَتَهُ قَتَلتَهُ وَ مَن قَتَلتَهُ فَعَلی دِیَتَهُ وَ مَن عَلی دِیَتَهُ فَاِنّا دِیَتُهُ» این حقیقتی که در این حدیث قدسی بیان شده برای همه هست، برای یکی با دید روشن و با معرفت و برای یکی بدون هیچ گونه معرفتی، به هر حال منزلگاه همگان دیار یار است. یکی در جنت و دیگری در جهنم و باید راه را طی کرد، پس چه زیباست که این راه را با معرفت تمام رفت و بر وصال دوست رسید و چه خوش راهی است این راه و بس بها دارد. مرا نجف و کربلا راهی نمانده غما که ره وصال دوست عمری نمانده بها می دهند ز ره وصال دوست لیک این بها ز ره نجف و کربلا می گذرد این راه را باید طی کرد چه فردا و چه امروز، پس چه بهتر که در راه دوست باشد، پس بر آنان که این راه با معرفت طی کرده اند غصه خوردن بسی بی معرفتی است باید که رهرو آنان بود و از آنان در این وادی عقب نماند ولی هدف رضایت حق باشد که تجلیش یا در شهادت است یا در بقاء با عزت. اگر قلم حق بر بقاء ما رقم خورد امید است که او با رحمانیت خویش ما را در راه خودش حفظ کند و اما اگر قلم دوست بر شهادت ما رقم خورد ما را بسی خوشی و خانواده ما را بسی سعادت با افتخار، اگر خداوند عالم ما را مورد عنایت خاص خویش قرار داد و مقام شهادت را نصیب ما کرد بر اهل من است که در مرحله اول هر آن چه دین بر گردن من است را ادا کنند بعد به مسائل فرعی توجه کنند زیرا که مسئله اصلی برای راحتی من اداء واجبات و حقوقی است که از دیگران برگردن من است. اما سخنی با شما ای مادر و پدر عزیزم که عمری را برای رضای خداوند صرف بزرگ کردن من کردید که شاید در آینده برای آخرت و دنیای شما کارگشایی باشم و برای شما یاوری باشم ولی امر خداوند عالم از هر امری برای انسان شیرین تر است پس حالا که خداوند عالم چنین بر شما خواسته، شما هم راضی به رضای او باشید و تسلیم بر امر او و در این امر شکیبا باشید و از خدا صبر برای تحمل این امرش را بخواهید و من نیز از خداوند برای شما صبر همراه با عزت خواهانم و امیدوارم که شما به بزرگی خویش مرا از آن چه وظیفه ام بوده و انجام نداده ام عفو نمائید و من نیز در آخرت تلافی خواهم کرد با شفاعت مولایم "حسین علیه السلام. و اما شما ای خواهرانم! شما نیز صبر پیشه گیرید راضی به رضای خدا باشید. در همه امور همیشه خانم زهرا سلام الله را ملاک قرار دهید و کارهایتان را بر آن معیار بسنجید که عزت شما در همین امر استوار است. و شما ای دوستان و آشنایان! اگر حقی از شما برگردن من است به بزرگی خویش ما را عفو نمائید و سخنم با شما این است که همیشه کارهایتان را منطبق بر حق کنید و تخلف از حدود الهی نکنید و حق دیگران را اداء کنید و پیرو امام باشید که در این زمانه «خداوند عالم دوستی خویش را در دوستی او قرار داده است.» اما اموری که باید اداء شود: از همه دوستان و آشنایان در مجلس ما، از آنان برای ما رضایت بگیرند به ذکر "صلوات بر محمد و آل او". خواهرانم از من طلب دارند طلبشان را رد کنید، هر کس از ما طلبی دارد بدهید و ما نیز از آن چه از دیگران طلب داریم می گذریم، صد تومان به نیت رد مظالم برای من بدهید، اگر می توانید به مدت یک ماه برای من نماز بخوانید، مبلغ دویست تومان هم بابت خمس برایم بپردازید، کتاب های مفیدم را به مسجد نیکنامده بدهید و وسایل دیگر را هر آن چه خود مصلحت می دانید انجام دهید و مقداری از پولم را در راه خدا بدهید. بیش از این برای شما مزاحمت ایجاد نمی کنم به امید روزی که جهان به واسطه جانفشانی عزیزان رزمنده، سراسر در نور حق فرو رود و جهان جلوه خدایی بگیرد و‌ ظلم و ظلمت کده ها ویران گردد، به یاری ولی عصر عج الله تعالی فرجه شریف . امیر (اسکندر) چترچی 64/12/11

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.