شهید عباس محمدی
شهید

عباس محمدی

نام پدر: محمد
دانشگاه: مرکز تربیت معلم تربت حیدریه
مقطع: کارشناسی
رشته: ادبیات فارسی
تولد: سربیشه
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: 1365/10/26
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

دانشجوی شهید عباس محمدی فرزند محمد در سال 1345 در سربیشه درمیان خانواده ای متعهد و مسلمان پا به عرصه وجود نهاد و در شش سالگی طعم تلخ یتیمی را چشید. دوره ابتدایی, راهنمایی و دبیرستان رادر شهر سربیشه به اتمام رسانید. از آنجا که پدرش را از دست داده بود. خانواده وی در عسرت زندگی می کردند و در اوقات فراغت با قالی بافی و بنایی مخارج زندگی را تامین می کرد. پس از شرکت در آزمون سراسری در مرکز تربیت معلم شهید رجائی تربت حیدریه پذیرفته شد و در رشته ادبیات فارسی مشغول تحصیل گردید. عباس که جوانی آگاه و مسئول بود پس از آغاز جنگ تحمیلی در سال های 1361 و 1362 به مراکز اعزام مراجعه و تقاضای حضور در جبهه را داشت اما مسئولین به دلیل ضعف بنیه از پذیرش وی خودداری می کردند.پس از مدتها دوندگی بالاخره موفق شد و در سال 1363 به عنوان امدادگر راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. عباس پس از سه مرتبه حضور در جبهه سرانجام در 26/10/1365 در حالی که به عنوان امدادگر در گردان امام علی «ع» خدمت می نمود.در عملیات کربلای 5 در حالی که تمام بدنش سوخته و دستهایش از بدن جدا شده و فرقش همچون مولایش حضرت ابوالفضل العباس شکافته شده به خیل شهیدان همیشه زنده شاهدان تاریخ پیوست. سجایای اخلاقی شهید : ـ بیش از حد رعایت احترام مادرش را می نمود. .ـ کارهایش جنبه ریا و تظاهر نداشت.ـ اعضای خانواده را به خواندن دعا و قرآن ترغیب می نمود. .ـ بسیار صبور و پرکار بود و در عین نیازمندی بسیار مستغنی و بی نیاز .ـ پیوسته متوسل به ائمه اطهار «ع» بود. .ـ نمازش را در اول وقت می خواند.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید عباس محمدی
تاریخ: 1365/08/11

وصیت نامه شهید عباس محمدی تاریخ : 1365/08/11 بسم الله القاسم الجبارین و بسم رب الشهدا و الصدیقین. "وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ" هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند. به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا که تنها صاحب اختیار و‌خط دهنده بشر است و با درود و سلام بر اشرف الانبیاء حضرت محمد (ص) و ائمه اطهار که هر یک با جانفشانی خود در راه خدا سنبل و نمونه آیندگان گشتند، به ویژه سالار شهیدان امام حسین علیه السلام که با ریختن خون خود و یارانش راه و رسم زندگانی را به ما آموخت و فرمود که این مصیبت ها و سختیها زودگذر و تمام شدنی است ولی به پاداش این جانفشانی ها و فداکاری ها به نعمت های ابدی و بی پایان خداوندی خواهید رسید‌ و بر سریر کرامت و بزرگواری تکیه خواهید زد. و با درود و سلام بر گمگشته حضرت زهرا علیه السلام، امام زمان (عج) و خمینی کبیر آن قلب تپنده امت و بت شکن قرن، و با درود و سلام بر رزمندگان آن سربازان حقیقی امام زمان. حمد و سپاس خداوند منان را که این بنده حقیر خود را با کوله باری پر از گناه به حضورش طلبید و آن آرزوی دیرینه اولیاء خود را نصیب این بنده ناقابل کرد و من را سرافراز نمود. از دست زبان که برآید / که از شکر اندرش به در آید و آن هم نصیب چنان بنده ای که حتی فکرش را هم نمی کرد و خود را دور افتاده از این نعمت الهی می دانست. خداوندا باید از تو معذرت بخواهم از این که چیزی نداشتم تا در راهت بدهم و ایثار کنم و آن چه را که در راهت دادم همان امانتی بود که در پیش من به ودیعه گذاشته بودید و اگر نه خود هیچ ‌نداشتم. پروردگارا تو را سپاس می گویم به این بخششی که به حال این بنده ناتوان خود کردی و امانتی را که چندین سال شده است از آن استفاده می کنم از من قبول کردی، باشد که این حرکات و این هدیه ناقابل یعنی دادن جانم را و ریختن خونم را از من قبول کنی. خداوندا باید از تو معذرت بخواهیم از این که در پس دادن امانت به تو کوتاهی کردم. همانا تو رحمان و رحیم هستی! با این که من کوچکترم تا به شما امت شهید پرور و همیشه در صحنه که همیشه با عمل و شعار انقلابی خود جنگ را به نفع اسلام به پیش می برید، باید بگویم که بکوشید تا لباس ذلت نپوشید و شما را دعوت می کنم به پیروی از ولایت فقیه و تنها نگذاشتن امام امت چون که امام برای این ملت به منزله قلب است و هرگونه سهل انگاری موجب از کار افتادن این قلب می شود و دیگر این که باید خود شما سرنوشت خودتان را تعیین کنید و شر صدام و صدامیان و استکبار را از سر خود کم کنید و مانند مردم کوفه نباشید که امام را تنها گذاشتند و آخر خودشان صدمات ناشی از آن را خوردند. چنان که قرآن مجید در آیات فراوان، این که انسان ها باید سرنوشتشان را تغییر دهند می فرماید: " إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم". در این جا بد نیست که انگیزه خود را از آمدن به جبهه بیان کنم. مهمترین انگیزه ای که هر فرد را به جبهه می کشاند عشق به خدا و رسیدن به هدف اصلی یعنی الله است چون که انسان در جبهه ها می تواند خدا را ببیند و همچنین بهتر می تواند خدا را شکر کند و دیگر این که طبق دستورات اسلام و ائمه و ولایت فقیه دفاع از اسلام و رفع ظلم و حفظ ناموس و انتشار دین و شریعت بر هر فرد مسلمانی واجب است به خصوص ما که خود را مسلمان و شیعه و پیرو ائمه اطهار و ولایت فقیه می دانیم و در هر محرم و سوگواری به سر و سینه می زنیم و می گویم ای کاش حسین جان، ما در عاشورا می بودیم و تو را یاری می کردیم، هم اکنون وقت عمل است! و این که خدا می خواهد به وسیله این جنگ ما را امتحان کند تا ببیند تا چه اندازه ما در اطاعت از قوانین اسلام موفق هستیم و به ما بفهماند که در آن جهان ما نمی توانیم اعتراضی به خدا داشته باشیم و بهترین انگیزه ام این که سعادت خودم را هم در دنیا و هم در آخرت، در این جنگ و در این راه دیدم و وقت را غنیمت شمردم تا بتوانم دِینی که اسلام و ملت برگردن من دارند اداء کنم. در آخر از همه همشهریان و هم کلاسی ها طلب مغفرت می کنم، باشد که این درخواست عاجزانه من را بپذیرند، چون که دیگر از دست من کاری ساخته نیست. همچنین از مادر بزرگوارم و برادران و خواهران و اقوام به طور مجدد طلب عفو می کنم، به خصوص مادر بزرگوارم که من را با شیره جان بزرگ کرد تا در بزرگی عصای دستش باشم. مادرم و خواهرم و برادرم! شما را می گویم که صبر کنید که پیروزی نزدیک است ." ان الله مع الصابرین" و در آخر به خانواده ام عرض می کنم که به مدت ۷۵ روز، روزه قضا دارم. وصیت نامه برادر کوچکتان عباس محمدی ۱۱/۰۸/۶۵ برابر با ۲۸ صفر. رحلت حضرت محمد (ص) و شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام) و شهادت امام رضا (علیه السلام).

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.