شهید هادی نصیرایی هوش
شهید

هادی نصیرایی هوش

نام پدر: محمد
دانشگاه: مرکز تربیت معلم شهید مفتح فردوس
مقطع: کاردانی
رشته: آموزش ابتدایی
تولد: بشرویه
تاریخ تولد: 1341/02/29
تاریخ شهادت: 1364/11/21
محل شهادت: جزیره بوارین — جزیره بوارین
عملیات: والفجر 8
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

در 29 اردیبهشت1341 کودکـی در بشرویه چشم به جهـان گشود که به میمنت و مبارکی تولد امام هادی او را هادی نام نهادند. او دوران تحصیلی ابتدایی و راهنمایی را در بشرویه گذراند. در این دوران در کنار وضعیت تحصیلی بسیار خوب چنان شخصیتی در او بوجود آمد که از دوستی با افراد ناشایست کناره‌گیری می‌کرد. در ایام تحصیل در دوره‌ی متوسطه ضمن پیشرفت در امور تحصیلی و رشد اخلاق اسلامی به لحاظ برخورداری از شخصیتی متین و امانت‌دار و ممتاز در درس و اخلاق مسئولیت شرکت تعاونی دبیرستان به او محول شد. کما اینکه در سال های آخر دوره‌ی متوسطه اداره‌ی کتابخانه دبیرستان به او واگذار شد. شهید نصیرایی هوش در خرداد سال 1359 تحصیلات متوسطه را با موفقیت به پایان رسانید، تابستان آن سال را تا خرداد 1360 به عنوان متصدی دفتر نهضت سواد آموزی گذرانید ولی عشق به جبهه باعث شد که پس از بازگشت از آموزش مقدماتی جبهه در گلمکان مشهد داوطلبانه عازم جبهه گردید. او موفق شد با شرکت در عملیات سپاه اسلام در ارتفاعات شیاکو دشمن را از آن منطقه به عقب نشینی وادار نماید. شهید هادی نصیرایی هوش از خرداد سال 1361 تا خرداد سال 1363 خدمت مقدس سربازی را در اداره‌ی عقیدتی سیاسی پادگان زابل گذراند. پس از بازگشت، چند ماهی، حسابدار بنیاد مسکن انقلاب اسلامی بود. تا این که در مهر 1363 در تربیت معلم شهید مفتح فردوس پذیرفته‌شد و به کسوت معلمی درآمد. وی به تاریخ 64/10/7 به جبهه اعزام شد و در مورخه 64/11/21 در عملیات والفجر8 در جزیره بوارین مفقودگردید. .

وصیت‌نامه شهید

قسمتی از وصیت نامه شهید هادی نصیرایی هوش

قسمتی از وصیت نامه شهید هادی نصیرایی هوش در روز قیامت فرشتگان مرحبا گویان به استقبال مجاهدین راه خدا که با شمشیر به خود آویخته از درب مخصوص (باب المجاهدین) وارد بهشت می‌شوند می‌روند و هر آنکه جهاد در راه خدا را به همراه امام راحل ترک کند لباس خواری و ذلت پوشیده و در زندگی تنگ دست و نیازمند گردد و دینش از بین برد. پیامبراکرم(ص) با سلام به محضر مقدس امام زمان (عج) و نایب بر حقش امام امت و با درود و سلام فراوان به شهدای راه حق و حقیقت از صدر اسلام تا کربلای حسین(ع) و از کربلای حسین(ع) تا کربلای خونین جنوب و غرب کشور عزیزمان ایران. سلام بر رزمندگان غیور جبهه‌های نبرد حق علیه باطل این سر بازان واقعی امام زمان (عج) و پاسداران به حق قرآن و اسلام و با سلام و درود به شما امت شهید پرور و حزب الله که با ایثار جان و مال خود از اسلام از اسلام پاسداری می‌کنید.و سلام به شما ای پدر و مادر عزیزم :از این که نتوانستم زحمات شبانه روزی شما را جبران کنم مرا خواهید بخشید و از من راضی باشید. با توجه به این که بر هر شخص مسلمان واجب است و از مکتب قرآن دفاع نماید بر خود لازم دیدم که برای دفاع از اسلام و قرآن و مقابله با دشمنان اسلام و مسلمین در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل حضور پیدا کرده و با کفار بعثی بجنگم. بر خود واجب دیدم چند کلمه را به عنوان سفارش بنویسم.البته من کوچکتر از آنم که برای امت ایثارگر و شهید پرور پیامی داشته باشم. ای امت مسلمان و حزب الله, همیشه وحدت خود را حفظ کنید تا دشمنان در میان شما رخنه نکنند.از بذل مال و جان در راه یاری و دفاع از اسلام و قرآن و مسلمین همانطور که تا حال پشتیبانی کرده‌اید دریغ نورزید. ای امت شهید پرور همیشه پشتیبان روحانیت مبارز بوده و برای سلامتی امام تا ظهور امام زمان (عج) دعا کنید ای پدر و مادرم, در مرگ من ناراحت نباشید من امانتی بودم از جانب خداوند بزرگ در نزد شما و هرگاه که بخواهد امانت خود را پس می‌گیرد. ای خواهرم, در مرگ من صبر را پیشه کنید و همانند زینب صبور باشید. پدرم 10 روز نماز قضا دارم که سفری می‌باشد خواهشمندم آن را انجام دهید و مقدار پولی که دارم خودتان به هر نحوی که صلاح بدانید ترتیب آنرا خواهید داد. اگـر باشـد قـرار آخـر بمیـرم/ نمی‌خواهم که د ربستر بمیرم نمـی‌خواهم که همچون شمع سوزان/ بریزم اشک در آذر بمیرم همی ‌‌خواهم کـه در فصـل جـوانی/ میـان جبهه و سنگر بمیرم همی‌ خواهم برای حفظ قرآن/ برای یاری رهبر بمیرم خدایا مرا ببخش,از گناهان من درگذر,تو کریم و رحیم هستی, بارالها ما با تو پیمان بسته‌بودیم که تا پایان راه برویم و بر پیمان خویش همچنان استوار ماندیم.خدایا, معبودا, بارالها, جندالله را که با سوگند به ثارالله در لشگر روح‌الله برای شکست عدوالله و استقرار حزب‌الله زمینه ساز حکومت جهانی بقیه‌الله است حمایت کن.

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.