محمدعلی یوسفی بیالوائی
زندگینامه شهید
" خصوصیات اخلاقی شهید " تدیّن و احترام به والدین و همسایگان از صفات قابل وصف شهید یوسفی بود. وی آن قدر متواضع بود و با عطوفت رفتار می کرد که وجودش فضای خانواده را باصفا می نمود. هرگز اهل پرخاش و تکبّر و ریا نبود و سراسر زندگی اش گویای تعهّد او به خدا، دین و مبانی اصول اسلامی بود. شهید در امر کشاورزی همیار خانواده بود و حتّی در پاره ای از اوقات نیز به کمکِ همسایگان و افرادی که نیازمند یاریش بودند، می شتافت. در کنار رسیدگی به امور خانواده، با تلاش و جهد فراوان، آموختن علم را هم پی می گرفت تا به درایت و کمال خود بیفزاید. با شروع انقلاب اسلامی عضو پایگاه شهید بهشتی "جیرده" شد و فعّالیّتهای انقلابی خود را در همانجا پی ریزی نمود. وی در انجام کارهای خیر و خداپسندانه، کوشا و در بحران انقلاب نیز در ستادهای رسیدگی به افراد محروم و ضعیف از طریق مسجد محل، فعّالیّتهای گسترده ای را انجام داد تا از این طریق بتواند خادم مردم و پیرو خط امام و انقلاب باشد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمدعلی یوسفی
وصیت نامه شهید محمدعلی یوسفی بِسمِ رَبِّ الشُهَداء و الصِدّقِینْ وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ ﴿آل عمران/ ۱۶۹﴾ «و آنهایی را که در راه خدا کشته میشوند مرده میپندارند بلکه آنها زنده هستند و در برابر خدایشان روزی میخورند» . حال که سرزمین اسلامی ایران نیاز به جوانانی ایثارگر، فداکار دارد اینک که نهال انقلاب اسلامی نیازمند آبیاری است هر چه بهتر که با خون خود نهال تازه به ثمر رسیده انقلاب اسلامی آبیاری کنیم. مطابق نقل صریح قرآن که میفرماید: «قاتلوهم حتی لا تکون فتنه» به پا خواستهایم تا به یاری الله و در جهت اعتلای کلمه الله حرکت کنیم و به امید اینکه پرچم خونین اسلام را در اقصی نقاط گیتی به احتزار درآوریم و کفر و شرک و نفاق را از بُن برکنیم. حاضریم در این راه حتی شیرینترین سرمایه خود را نثار کنیم و به ندای هَل مِنْ ناصِراً ینصُرُنی، حیسن جان لبیک گفته و پرچم لاالهالاالله را در کربلای مُعَلی به احتزار درآوریم. انشاالله. مادرم مرا ببخش که نتوانستم آرزویت را برآورده کنم و تو هم پدر جان خیلی برایم زحمت کشیدهای و در زمانی که من در بستر گرم خود خوابیده بودم تو شب و روز فعالیت میکردی که من گرسنه نمانم و همه این زحمات را برای این متحمل میگشتی که امروز که تو از کار افتادهای من برای زندگیت تلاش و کوشش کنم، اما امری بزرگوارتر از این هم وجود دارد و من میتوانم با نثار خون خود در آن امر بزرگ شرکت کنم. پدر مرا ببخش که نتوانستم آرزویت را برآورده کنم. خواهرم زینب در شهادت من صبور باش و در شهادت من گریه و زاری بلند نکن تا دشمنان شکست خورد اسلام با شنیدن صدای گریهات شاد نشوند. برادرانم از شما تقاضا دارم که نگذارید اسلحه به زمین بیفتد و دشمنان از شهادت من شاد شوند. طوری با دشمنان بجنگید که جنگیدن را فراموش کنند و طوری مقاوم و استوار باشید که کوهها با همه استواری خود به استواری شما تحسین کنند. از جانب من از همه دوستان و آشنایان خداحافظی کنید و از خداوند تبارک و تعالی بخواهید که به شما صبر عنایت فرماید. امید به احتزاز درآمدن پرچم اسلامی ایران در کربلای و آزادی قدس عزیز. محمدعلی یوسفی بیالوایی مورخه 1366/11/26
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید