عباس بابایی
زندگینامه شهید
هرگونه ویژگی برجسته شهید در طول زندگی: در مسابقات قرآنی رتبه آورده اند و در هر مسابقه شرکت می کردند جایزه ی ممتاز گرفته بودند و از حوزه علمیه قم پیام تبریک فرستاده می شد. همیشه نماز شب را به جا می آورد. با خانواده و خواهران و برادران بسیار مهربان بود. با تمام اعضای خانواده نماز جماعت می خواند و توصیه می کرد که وقت را هدر ندهید و قرآن بخوانید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید عباس بابایی
تاریخ: 1365/06/23
وصیت نامه شهید عباس بابایی تاریخ : 1365/06/23 وصیت نامه یا حسین! چقدر تو را دوست دارم، چقدر به آن مزار شریفت علاقه دارم و آرزو می کنم که در مقابل چشمانم روزی تو را ببینم، در دشت های لاله گون وطنم تو را می جویم و گریه می کنم و در دریاها همیشه به یاد تشنگی تو هستم. در تفکراتم به این نتیجه رسیده ام که تنها راه رسیدن به تو شهادت است تا روحم همیشه در صحن تو باشد زیرا که این جسم لیاقت زیارت تو را ندارد. ای کاش یاران تو را در کربلا می دیدم، ای کاش خدا قبولم می کرد و با شهدایی همچون شهید رحیم خلجی، اسدالله رئوفی و علی جوان، دیداری می کردم ولی افسوس که لیاقتش را ندارم و تنها چیزی که مرا امیدوار کرده رحمت رحمان است و بس که شاید از در لطف و کرم مرحمتی هم به حال بیچارگان نماید و مرا قبول کند. یا حسین! چقدر دلم می خواهد که در روز عاشورا به پیشت بیایم. ای عاشورا تو را به خون مظلوم ریخته شده قسم می دهم که مرا دریاب و به آن ها ملحق کن. یا عباس! چقدر به تو مهر می ورزم که دستهایت را در راه اسلام دادی. آرزو می کنم که ای کاش مثل تو می رفتم که تو باب الحوائج حاجتم را بخواه. آرزو دارم که بدنم مثل بدن حضرت حسین (ع) و ابوالفضل (ع) و شهیدانی گمنام و مفقودالجسد مثل حضی زاده و رحیم خلجی در بیابان ها در روی سنگ ها و در مقابل خورشید بماند تا سرورم حسین مرا به میهمانی ببرد. ای خدا! چه می شود بر یک عاصی هم نظری کنی، آخر پاکان خودشان را به جایی می رسانند. وای به حال من عاصی که سر پناهی ندارم. (یا غیاث المستغیثین) وصیتم به دوستان و خانواده ام این است که اگر جنازه ام در بیابان افتاد کاری نداشته باشند تا سرورم به بالینم آیند و اگر امکان نداشته باشد، همان جا دفنم کنند والا مشمول ذمه اند. وصیتم به مادر و خواهر و برادرانم این است که بی صبری نکنند و امیدوارم که هرگز نکنند و در انجام فرایض امر به معروف و نهی از منکر کوشا باشند و مانند کوهی محکم در پشت انقلاب و امام و اسلام بمانند و هیچ گاه سست نشوند و اگر کسی موجب فساد در جامه بشود در تشیع جنازه من شرکت کند مشمول الذمه می باشد. وصیتم به دوستانم این است که در حفظ انقلاب و ارزش خون شهدا از هیچ تلاشی دریغ نکنند و امور دنیوی سد اعمال الهی نباشد. وصیت دیگرم به بعضی مسئولان است که به ناچار سر پست هستند و تعهدی ندارند و سعی در ناراضی کردن مردم دارند بدانند که خون ناحق پروانه، مهلت سحر کردن نمی دهد. اما در مورد امام عزیزم که هر چه کردم نتوانستم از نزدیک ببینمش، آن هایی که به پیش او می روند از من سلامی بسانند و بگویند که تا جوانانی مثل ما داری غم مخور و علیه طاغوت ها قیام کن زیرا که از هر قطره قطره ی خون ما دریایی به وجود می آید که پرورش دهنده لاله هاست و هر لاله گلی است در پشت سر امام. وصیت من به خانواده ام این است که در مراسم عزاداری هر خرج و مخارجی باشد از دفترچه حسابم و پولی که از دانشکده خواهند داد استفاده بکنند و به هیچ وجه از پول کسی استفاده نشود و اگر نرسید همان مقدار کافی است و اگر زیاد ماند خرج جنگ زدگان و درماندگان بکنید ولی تنها عقده ای که دارم و در روز قیامت از آن ها نخواهم گذشت یک عده ریاکاران است که خود می دانی چه کسانی هستند. تاریخ تنظیم وصیت نامه: روز عاشورا 65/6/23
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید