شهید فرید ناصری
شهید

فرید ناصری

نام پدر: یحیی
دانشگاه: مرکز تربیت معلم تهران
مقطع: کاردانی
رشته: دینی و عربی
تولد: زنجان
تاریخ تولد: 1343/01/14
تاریخ شهادت: 1362/12/17
محل شهادت: جزیره مجنون — جزیره مجنون
عملیات: خیبر
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

در شب اول ماه مبارک رمضان(پانزدهم فروردین) سال 1343هجری شمسی موقع مناجات که تقریبا یک ساعت به صبح مانده بود تولد یافت و در موقع تولد نقاب مانندی رویش را پوشانده بود که قابله اش اظهار داشته که این پسر تازه مولود یا مجتهد می شود یا یک فرد نابغه خواهد شد. در دوران بچگی تا اینکه به مدرسه برود بچه ساده و بی الایش و بی اذیت و آزار سر به زیر و متین و کنجکاو و موشکاف و برای هر مسئله خانوادگی اجتماعی و اقتصادی مخصوصا در برنامه های اسلامی سوالاتی می نمود و مثل انسان بالغ و فهمیده سخن می گفت و سوال پیچ می نمود و اصولا در تمام مسائل زندگی و خانوادگی زرنگ و چابک و شجاع و مهربان و خونگرم و حساس در مسائل اسلامی بود . سه یا چهار ساله بود به طوری که حتی نحوه لباس پوشیدن خود را نمی دانست , در موقع اذان که صدای اذان را می شنید , این هم شروع به اذان گفتن می کرد و شاید نمی توانست اذان را درست بگوید ولی با صدای بلند اذان می گفت .پس از سپری کردن مراحل موفقیت ابتدایی و راهنمایی در سال 67 وارد دبیرستان امیر کبیر شد.تقریبا از اول بلوغ که در سال متوسطه مشغول تحصیل بود علاقه به جلسات مذهبی مخصوصا به قران و نهج البلاغه داشت به ورزش ژیمناستیک نیز علاقه داشت.خطاط هم بود.پس از اخذ دیپلم در سال 61 در تربیت معلم اندرزگوی تهران در رشته دینی و عربی پذیرفته و مشغول به تحصیل گردید. فرید پس از 2 بار حضور در جبهه در تاریخ 1362/12/18 در عملیات خیبر جزیره مجنون بوده است.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید فرید ناصری
تاریخ: 1362/12/02

وصیت نامه شهید فرید ناصری تاریخ : 1362/12/02 ان الله اشترى من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه"(توبه 111)" ولا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون"(آل عمران 169)" "من طلبنى وجدنى و من وجدنى عرفنىو من عرفنى عشقنى و من عشقنى عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلى دیته و من علىدیته فانا دیته" آن کس که تو را شناخت جان را چه کندفرزند و عیال و خانمان را چهکند دیوانه کنى هر دو جهانش بخشى‌دیوانه تو هر دو جهان را چه کند خدایا! به من نعمتانعم الله علیهم را عطا فرما. خدایا! مرا از کسانى قرار ده که گفته اى به آنها نعمتصراط المستقیم را عطا خواهى کرد و یک گروه از گروههاى شهداء هستند. پس خدایا! مراشهید راه خودت گردان چرا که مرگى است سعادت آفرین نزد تو، مرگ در راه خدا، چهافتخارى است بالاتر از این افتخار. خدایا! مرا شهید راه خودت گردان و دوباره زندهام بنما تا دوباره جان در رهت دهم نه یکبار بلکه چندین بار شیرینى شهادت در راه تورا بچشم. خدایا! على زمان، خمینى بت شکن را نصرت فرما و به او طول عمر عطا فرما تااینکه امت مسلمان زیر سایه این ابرمرد تاریخ به راه راست هدایت گردند و کمراستعمارگران شرقى و غربى از وجود این بزرگ مرد بشکند و اسلام واقعى در کشورهاىاسلامى پرتو افکند. خدایا! منافقین بوقلمون صفت را که تیشه به ریشه اسلام مى زنند وبا عوض کردن رنگ مى خواهند که این افتخار اسلامى را به انحراف بکشند، افشاء و نابودگردان. آنانکه در آینده امکان مى رود طلحه و زبیرهاى زمان باشند، خدایى ناکردهدوباره تاریخ تکرار گردد و خون این همه شهید مجروح و معلول به هدر برود. خدایا! بهامت مسلمان این توفیق را ده که بتوانند در هر زمان و عصرى از دستوارت الهى و اماماطاعت کنند و امام را در هیچ لحظه اى تنها نگذارند. خدایا! به همه ما عموما و بهمسئولین جمهورى اسلامى خصوصا تقوى و انصاف و ... عنایت کن تا اینکه حق را فداى مقامو منزلت و شهرت و ... نکنند. خدایا! ما را مخلص راه خودت قرار ده و یا لااقل ما راکمک کن تا اینکه مخلص در اوامرت باشیم و ما را از کسانى قرار بده که در راه تو جهادو هجرت کردند، ولى هیچکدام از اینها به نامه اعمالشان نوشته نشده. خدایا! گناهان رابه بزرگى خودت ببخش که گناهان بزرگ را جز به بزرگ نمى بخشد. خدایا! ریشه مستبدان واستعمارگران شرق و غرب و اشخاصى که به نحوى از انحاء خون ملت مسلمان و ملتهاىمستضعف را به شیشه مى گیرند، از جان برکن. با سلام بر پدر و مادرم که سالها زحمتکشیده اند و به من آموختند و بزرگم کردند و ... و با تشکر از این زحمات که با هیچثروت مادى و معنوى نمى توان این زحمت را خرید و عوضش را به آنها عطا کرد. پدر ومادر عزیزم! مى دانم که شما براى من خیلى زحمت کشیدید، ولى خود به این امر واقفهستید که امروز اسلام باید با خون ما آبیارى گردد چرا که اگر امروز این نهالنوخاسته اسلام آبیارى نگردد، فردا این نهال خشک مى گردد و دیگر از دین اسلام خبرىنخواهد ماند. پس اگر من شهید شدم، بدانید که شهید راه خدایم و شما باید افتخارنمایید. از شما مى خواهم که مرا ببخشید و در مرگم هیچ تزلزلى به خود راه ندهید وقرص و محکم در برابر مرگم ایستادگى کنید که اجرتان پیش خدا محفوظ خواهد ماند. بهبرادران بزرگم سعید و مسعود نیز توصیه مى کنم و متذکر مى گردم که: همینطور که امروزدر راه اسلام قدم برمى دارند، فردا نیز بهتر از امروز این راه ادامه دهند و خواهرانوالایم فهیمه، رباب، فریده و با سلام بر تمامى خویشان و دوستان و آشنایان و حلالیتاز تمام دوستان و آشنایان و خویشان که اگر آنان حقى بر گردن من دارند، به منببخشایند. و از تمام دوستان من که به طور مستقیم و غیر مستقیم با آنها ارتباطداشتم، از آنها طلب حلالیت مى نمایم. اما کتابهاى مرا هر طورى که خواستید، مىتوانید عمل نمایید. ولى لباسهایم را به افراد مستضعف بدهید و از برادران و خواهرانممى خواهم که در شهادت من پشتوانه اى باشند، براى پدر و مادرم و به آنها دلگرمى دهندو اما در مورد مجلس ترحیم توصیه مى کنم که: احدى از ضد انقلاب و سرمایه دارها حقشرکت در این مجلس را ندارد و مى خواهم که مجلس خیلى ساده برقرار گردد و اگر پولىنیز داشتم آن را نیز مى توانید بردارید و روزه و نماز برایم بگیرید، چون من دوماه و15روز ماه رمضان روزه قضا دارم و حدود دو سال نیز نماز قضا بر گردن دارم. اگرتوانستید این را هم با پول مختصرى که دارم، اجیر بگیرید تا این عبادت را به جاآورند. والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته ساعت 11:5 ظهر جمعه جنوب 62/12/2 فرید ناصرى بعد از شهادت گشوده شود

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.