بهزاد مهری قهفرخی
زندگینامه شهید
شهید بهزاد مهری یکم اردیبهشت 1339، در شهر فرخ شهر از توابع شهرستان شهرکرد به دنیا آمد. پدرش علی رضا، دامدار بود و مادرش زیور نام داشت. ایشان دانشجوی کاردانی رشته آموزش ابتدایی در مرکز تربیت معلم شهید رجایی شهرکرد بود. از نظر اجتماعی ایشان قبل از انقلاب کلاس های قرائت قرآن برگزار نموده و همچنین بانی ختم انعام بوده اند. در ضمن شاگرد حوزه عملی حاج شیخ عبدالعلی سرشار بود و در تظاهرات قبل از انقلاب شرکت بسیار فعال داشته اند. ایشان در مسابقات دو میدانی در سال 59 رتبه چهارم کل کشور را داشته اند. سرانجام ایشان در شانزدهم اسفند 1362، در جزیره مجنون بر اثر اصابت ترکش به سر شهید شد. مزار او در بهشت صالح زادگاهش قرار دارد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید بهزاد مهری
وصیت نامه شهید بهزاد مهری بسم الله الرحمن الرحیم «وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌا بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَکِنْ لَا تَشْعُرُونَ»(آیه 154 سوره بقره) «أَشْهَدُ أن لا إِلَه إِلاّ الله و أَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله وأَشْهَدُ أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیًّا وَلِیُّ ٱ للَّهِ» و بعد از این شهادتین، شهادت می دهم که اسلام دین حق است و قیامت حق است. با درود و سلام بر یگانه منجی عالم بشریت امام زمان (عج) و با درود و سلام بر نائب بر حقش امام خمینی و سلامی گرم به خانواده های شهدا و اسراء و معلولین و سلام بر رزمندگان عزیز و با سلام به شما امت اسلامی. اکنون که در این صحرای بی آب و علف و خشک اما مقدّس که هر مترش با خون شهیدی گرفته شد، قلم به دست گرفته ام و شروع به نوشتن این کلمات نموده ام، قلبی آکنده از عشق و ایمان به خدا و ائمه اطهار سلام الله علیها در دلم می باشد، عشقی که اگر پا بر جا و محکم باشد می تواند مرا در آن دنیا به نزدیک خودشان فرا خواند اما حیف و صد حیف که ما همه اسیر هوای نفسیم و هر زمان به دنبال خدا نیستیم و هر موقع به گرفتاری برخورد کردیم فکر خدا و پیامبر و ائمه می افتیم. این حرف را صریحاً خدا در قرآن فرموده است ولی به امید خدا در این مکان عزیز از خدا می خواهم که ما را در ادامه دادن راه شهیدان که همان راه انبیاء و اولیا است تداوم و محکم بدارد تا مسئولیتی که در قبال این خون ها داریم انجام دهیم. من کوچک تر از آن هستم که توصیه ای داشته باشم ولی چون خودم با مردم از نزدیک معاشرت داشتم چندین توصیه با شما امت اسلامی دارم. ای کسانی که اداره ای هستید سعی کنید در کارهایتان از کاغذ بازی دست بردارید و مردم را به این طرف و آن طرف ندوانید. ای کسانی که بیت المال مسلمین در دست شماست سعی کنید و ببینید که آن را چگونه مصرف می کنید و در راه کی؟ ای کاسب ها اگر جنسی در دستتان است و آن در بازار کم است و اسم کوپن روی آن نهاده اند احتکار نکنید و بعداً بگویید بازار آزاد است و چند برابر بفروشید چون خدا اضافی آن را از شما به نحوی می گیرد که خودتان هم ندانید از کجا پشت خورده اید. در آخر چون موقعی که عازم جبهه می شدم طاقت نیاوردم که از پدر و برادران و فامیل و بستگان خداحافظی بگیرم چون گفتم ممکن است خدایی ناکرده مهر و محبتی که از آن ها در قلب من جای گرفته مانع رفتن من به جبهه شود معذرت می خواهم و امید دارم که مرا ببخشید و هر وقت خواستید دور بودن من از شما، شما را اذیت نکند به یاد خدا باشید که به یاد خدا بودن دل ها را آرام نگه می دارد و لذت بخش است.و از پدر و مادر گرامیم می خواهم که همین طور که از اول عمر در کارهای خیر پیش قدم بوده اند اکنون هم باشند. نماز و روزه آن ها ترک نشود و در نمازهای جمعه و جماعات شرکت کنید و به همه مردم توصیه کنند خمس و زکات مالشان را بپردازند. برادران و خواهران من نماز و روزه قضا زیاد دارم از کسانی که با من رفاقت و برادری کرده اند عاجزانه می خواهم که هر کدام که می توانند و هر وقت چند رکعتی که دلشان می خواهد برایم بخوانند، باشد که خدا مرا ببخشد و بیامرزد. و از برادر کوچکم که می تواند قرآن بخواند عاجزانه می خواهم که شب های جمعه یک سوره قرآن بالای سرم یا در خانه فرق نمی کند برایم بخواند و امیدوارم که سنگر مدرسه را حفظ کنید. از برادران دانشجو خودم که شغل انبیاء را به عهده گرفته اند عاجزانه می خواهم که اگر نمی توانند کلاس را فردا اداره کنند و بچه های معصوم و بی گناه مردم را تعلیم و تربیت کنند، بعد از اخذ مدرکشان شغل دیگری جز معلمی از آموزش و پرورش به عهده بگیرند و در آخر از همه کسانی که حق به گردن من دارند امیدوارم که [مرا] حلال کنند و من خود می دانم سر تا پای وجودم پر از گناه است؛ بچه ناخلفی بودم؛ اگر کسی اشتباهی یا برخورد بدی از من دیده امیدوارم مرا ببخشید. به کسی بدهکاری ندارم به جز خدا و اگر احیاناً داشته ام قبلاً حواله کرده ام که دوستانم بدهند. از کسی هم طلب ندارم و اگر دارم که یادم رفته آن را برای سالنی که تکیه قبرستان شهدا "حسینیه شهدا" می سازند کمک کنند و دیگر این که حدود 3500 تومان در حساب قرض الحسنه امام رضا (ع) شهرکرد که حقوق دانشجویی من است دارم آن را برای ساختمان مسجد جامع کمک کنید. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته برادر شما بهزاد مهری
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید