ذبیح الله شجاعیان
زندگینامه شهید
در سحرگاه 8تیرماه سال1347 بخش کلات نادری از توابع دیار ضامن آهو کودکی به نام ذبیح الله چشم به جهان میگشاید.در ان روز زیبا گلها ایینه بودند و آیینه ها خوشبو. پروانه ها دیوانه وار به دور گلها می چرخیدند و بالهایشان را به نشان شادی به هم می ساییدند. پدر خوشحال از تولد او گویی می داند که خورشیدی خواهد شد که گرمای وجودش او را آرام خواهد کرد. مادر نیز مسرور، اوهم می داند که روزی نغمه ی بلبلان زیبا او را می خوانند و این شادی ها طولی نمی کشد، ذبیح الله در همان دوران کودکی سایبان زندگی اش را از دست می دهد. حال او میداند که تنها شده است و لیکن هر چه بگوییم مشکلات بزرگتر از جثه ی این پرنده ی کوچک بودند. تا اینکه ذبیح الله بعد از چند سالی به سوی بخش جوین از توابع شهرستان سبزوار مهاجرت نموده و به برادران خود پناه می برد .برادر بزرگ او که کارمند راه آهن بوده حامی او می گردد تا او جای خالی پدر را احساس نکند. مقدمات تحصیلی وی را در همان منطقه فراهم می کند و او را راهی مدرسه می کند. بالاخره در تکاپوی تحصیلی تمام فکر و ذکر او رسیدن به شغل معلمی بود. او معلمی را دوست دارد و با رویای شیرین خود بوی گل اقاقیا را برای خود زنده می کند او می خواهد رویاهایش را به واقعیت تبدیل کند. اما در این میان درست در زمانی که هنوز بازوان برادر او را همراهی می کند براثر حادثه ای غمگین برادر خود را از دست می دهد. غم و غصه بر دل رئوف ذبیح الله سایه می افکند، مانند غباری سنگین بر مژه هایش می نشیند به نحوی که دیگر تحمل باز نگاه داشتن چشم هایش را ندارد اما رب العالمین خیلی مهربانتر از این حرفاست قلب او را منور می سازد ودلتنگی ها را هموار. کم کم حس رفتن او را به جلو می راند .او که فداکاری و گذشت برادرش را هیچگاه فراموش نکرده تصمیم میگیرد که نگذارد فرزند برادرش احساس تنهایی کند. در سال1364 با همسر برادرش ازدواج می کند و در همان ماه های اول ازدواج است که خبر قبولی او در رشته ی ادبیات فارسی در مرکز تربیت معلم فردوس او را مسرور می کند. ایشان دو نوبت قبل از ازدواج خویش به جبهه رفته بودند و پس از ازدواج هم باز به سوی جبهه ها بازگشت و در منطقه ی اروند رود فاو مسئولیت غواصی را به عهده می گیرد و سرانجام در 21 بهمن سال 1364 در عملیات والفجر8 لحظه ی وصال یار فرا می رسد. پس از سه ماه از مفقودیت شهید ذبیح الله شجاعیان فرزندش علی چشم به جهان می گشاید.
وصیتنامه شهید
وصیتنامه ثبت نشده است.
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید