سید عبدالله طباطبایی یزدی
زندگینامه شهید
سید عبدالله در اول شهریورماه 1345 در مشهد به دنیا آمد. از همان کودکی مقید به احکام اسلامی و قرآن بود. هنوز به سن بلوغ نرسیده بود، اما نماز و روزه اش ترک نمی شد. هنگامی که مادرشان به نماز می ایستادند، شهید هم شروع به نماز خواندن می کرد. سید عبدالله اخلاق خیلی خوبی داشتند حتی با بچه های کوچک تر از خودش هم مهربان بود. با ایمان ، متدین و رئوف بود و همیشه در انجام کارهای منزل کمک بود . پدرشان نقل می کنند که عبدالله وقتی به جبهه رفت ما همه خوشحال بودیم خودش هم بسیار خوشحال بود چون می گفتیم که امر امام است و دفاع وظیفه ماست. او پسری حساس نسبت به رسیدگی به محرومان بود و در مبارزات قبل از انقلاب ، نقشی عظیم داشت. بعد از پیروزی انقلاب و تشکیل بسیج مردمی و انجمن های اسلامی ، دیگر شب و روزش را در این مکان های مقدس می گذراند و تا زمان شهادتش در بسیج پایگاه شهید هاشمی نژاد منطقه 2و انجمن اسلامی دبیرستانش خدمت می کرد. ایشان تا می توانست از نماز اول وقت و نماز جماعت دست نمی کشید و حتی ماه مبارک رمضان تا نمازش را در مسجد به جماعت نمی خواند، افطار نمی کرد. پدر می گوید بار آخری که عبدالله به منزل آمدند، به من گفت:" پدر دیگر به کردستان نمی روم چون آنجا نماز نمی خوانند، می خواهم بروم این طرف." ایشان خیلی ناراحت بودند که آنها نمازشان را نمی خوانند. پدر می گوید بار آخری که از حرم آمد، داخل منزل نیامد. من و مادرش پیشش رفتیم. پدر تعریف می کند که تا از حرم برگشت به خود علی بن موسی الرضا(ع) چهره اش قرمز شده بود... گفتم عبدالله چرا صورتت اینطوری شده؟ شهید می گوید:" خب دیگر من رفتم.خداحافظ" که رفت و شهید شد. سید عبدالله جزء نیروهای خط شکن بودند که در حال پیشروی مورد هدف تیربار دشمن قرار می گیرند و به شهادت می رسند.
وصیتنامه شهید
قسمتی از وصیت نامه شهید سید عبدالله طبلاطبایی
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید