مجید واصفی
شهید

مجید واصفی

نام پدر: محمود
دانشگاه: علم و صنعت تهران
مقطع: کارشناسی
رشته: برق الکترونیک
تولد: تهران
تاریخ تولد: 1344/03/12
تاریخ شهادت: 1367/05/01
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات:
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

او فرزند اول و تنها پسر خانواده ما بود. از لحاظ رشد هوش طبیعی بود و در سن پنج شش سالگی حروف شناسی قران را آموخت. در شش سالگی به دبستان ملی نزدیک خانه خودمان رفت و تا سال چهارم ابتدائی با نمرات عالی قبول شد. از آنجایی که علاقه مند بودیم رشد مذهبی از او بیشتر شود او را به مدرسه علوی بردیم و برای دوره ی راهنمائی موفق به ثبت نام او به مدرسه راهنمائی محل فرستادیم و او با موفقیت دوره سه ساله راهنمائی را به پایان رسانید و در دبیرستان خوارزمی مشغول ادامه تحصیل شد . در کلاس دوم دبیرستان بود که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. او قبل و بعد انقلاب از طرفداران امام و مقلد ایشان بود و در تمام تظاهرات ها و نماز جمعه ها شرکت می کرد. اوایل جنگ خیلی مشتاق رفتن به جبهه بود ولی به پیشنهاد ما بعد از پایان دوران دبیرستان به جبهه اعزام شد از آنجایی که احترامش به والدین و بزرگترها جزو اعتقاداتش بود پیشنهاد ما را پذیرفت و بعد از پایان دوره تحصیل در دبیرستان ،بلافاصله از طریق بسیج جهت تعلیم به پادگان امام حسین(ع)اعزم شد و حدود سه ماه دوره آموزش نظامی و آموزش کمک های اولیه راگذراند و به جبهه اعزام شد. ودر آن زمان ،مصادف با درگیری در منطقه پنجوی بود و او مدتی در جبهه حضور داشت تا اینکه در دانشگاه قبول شد. وی که در مقطع کاردانی رشته الکترونیک پذیرفته شده بود،جهت ثبت نام با بسیج تسویه حساب کرد و از جبهه آمد و در دانشکده فنی ثبت نام کرد و در مدت دو سال و چند ماه دوره کاردانی را به پایان رساند. البته در زمان تحصیل در دانشکده، چندین مرتبه از طرف بسیج به جبهه اعزام شد. پس از دوره مذکور باید شش ماه کارآموزی می دید که چندین جا برای ایشان پیشنهاد شد که ایشان کارآموزی ماهه در جبهه را انتخاب و را به پایان رساند و جهت انجام خدمت سربازی به سپاه پاسداران مراجعه و در صنایع موشکی سپاه (قسمت خود کفایی)مشغول خدمت شد. در این فاصله،در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته الکترونیک دانشگاه علم و صنعت ایران (مقطع کارشناسی)قبول و در بهمن ماه همان سال در دانشگاه نام نویسی کرد و پس از تسویه حساب سپاه پاسداران به ادامه تحصیل مشغول شد. همزمان با تحصیل ایشان ،تهران موشک باران شد. وی ضمن اینکه از تهران خارج نشد، فعالیت خود را در بسیج مسجد زیاد تر کرد تا اینکه دانشگاه تعطیل شد، او از موقعیت استفاده کرده، مجددا از طریق پایگاه شهید بهشتی به جبهه اعزام شد. مدت کمی در غرب ماند و بعد عازم جنوب شد.در جنوب مأموریت 3 ماهه داشتند و در روز 31/4/1367، که تلفنی با ما صحبت کرد،از او سوال کردیم سه ماهه که تمام شد ،پس کی برمیگردی و او گفت که فعلا تا جایگزینی نیروی بسیجی جدید، در اینجا هستیم. زمانی که نیازی به ما باشند حرکت میکنیم و می آییم. مرتب از ما حلالیت می طلبید و آخرین نامه او روز هفتم شهادتش به دستمان رسید. و این آخرین نامه او در این دنیای کثیف و فانی،که عده ای به آن دل بسته اند، بود. در صبح روز یکشنبه 2/5/1367، وقتی که از تانک خارج شده بود، ناحیه پیشانی هدف ترکش خمپاره دشمن ذبون قرار میگیرد و مانند مولایش امام حسین(ع)درحال سجده به خاک می افتد و شربت شهادت را می نوشد و به آرزوی خود میرسد. در بسیج مسجد معلم قرآن و ریاضیات بود،در سپاه هم، همان طوری که مسئولان بعد از شهادتش توضیح دادند، تمام کارهای به بن بست رسیده را انجام می داد و مسئولان سالن کار کارخانه محل کارشان بنام(شهید مجید واصفی) نام گذاری شده است.

وصیت‌نامه شهید

وصیت‌نامه ثبت نشده است.

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.