محسن عزیززاده
زندگینامه شهید
شهید در روستای خراشا از توابع بخش سنخواست شهرستان جاجرم دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در دامان پر از عطوفت خانواده سپری نمو د.او در کنار درد و رنج پدر مصائب زندگی رات چشید. بعد از طی مراحل طفولیت محسن وارد دبستان .شد او دوران اولیه دانش آموزی را پشت سر گذاشت بعد از اتمام دوره راهنمایی برای ادامه تحصیل وارد شهرستان جاجرم شد. در مناسبت های اسلامی و شرکت در تجمعات مذهبی علاقه وافری نشان می داد. او لحظه ای از وظایف دانش آموزی خود غافل نمی ماند. تابستان ها به کارگری می پرداخت و کمک هزینه تحصیلی اش را فراهم می نمود و پدر را در تامین هزینه زندگی یاری می رساند در سال های آخر تحصیلات دانشسرا عازم میادین گشت. بعد از مدت ها نبرد بی امان با دشمنان بعثی یک روز به دیدار همه دوستانش رفته و از همه آن ها حلالیت طلبید. همرزمانش می گویند: در آخرین وداع محسن کاملاً نورانی شده بود روحش از خاک و زمین جدا شده بود و نگاه روحانی اش آسمانی و جاودان گونه می نمود. محسن در گیر و دار عملیات کربلای 5 بعد از نشان دادن مردانگی فراوان دچار عارضه شیمیایی گشت بطوریکه ریزش اشک فراوان از چشمانش مانع ماشه چکانیش شد و خداوند او را با تمام رنجش حفظ کرد. وی را به پشت خط مقدم انتقال دادند و بعد از چند روز مداوا شد و بهبود یافت بعد از مدتی حضور در جبهه او برای اقامه دعای کمیل به سنگر دوستانش و بعد از توسل و ختم دعا علی رغم اصرار همرزمان برای ماندن نزد آن ها به سنگر خود باز گشت اما برخورد بی امان خمپاره های دشمن باعث شد تا شباهنگام سقف سنگر فرود آمده و پیکر پاک آن شهید زیر آوار بماند. جسم مطهرش را به زادگاهش انتقال دادند. پدر شهید می گوید: در کار خیر پیش قدم بود با تمام سختی هایی که بود از دنیا شکایت نمی کرد. صبور کار می کرد من قبل از شهادت او خواب دیدم که دارد تنها می گذارد و به پرواز می آید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محسن عزیززاده
وصیت نامه شهید محسن عزیززاده پیام و وصیت من به امت حزب الله و شهید پرور بجنورد مخصوصاً خراشا این است که تا اخرین قطره خون از دین حسین اسلام حمایت کنید و ان را یاری کنند و امام عزیز این اسطوره ایمان را تنها نگذارید. و اما شما ای پدر و مادر عزیز اگر من به درجه رفیع شهادت نائل گشتم و شما جزء خانواده شهدا شدید و از این نعمت الهی برخوردار گشتم امیدوارم که در سوگ من صبر پیشه کنید چون در قرآن مجید آمده است إن الله مع الصابرین: به درستی خداوند با صابرین است .اگر که من شهید شدم در سوگ من زیاد گریه نگریید و شب های جمعه بر سر مزار من رفته و با فاتحه ای روح من را شاد کنی . و اما شما ای خواهران گرامی حجاب اسلامی را رعایت کنید و صبر پیشه خود سازید و در سوگ من زیاد نگریید که ممکن است از اجر شما کاسته شود . و اما شما ای دوستان گرامی مبادا اسلحه من را بر زمین گذارید امیدوارم ادامه دهنده راه من باشید و تا نابودی دشمنان اسلام و استکبار جهانی و گروهک های ضد انقلاب خصوصاً قاچاقچیان از پای ننشینید چون آنانی که مانده اند مسئولیتشان بیشتر است از آنانی که رفته اند. وصیت در انجام تکلیف : برای من یک ماه روزه بگیرید و به اندازه 5 ماه نماز بخوانید. والسلام علی من اتبع الهدی- 66/8/8
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید