شهید محمد ناصری
شهید

محمد ناصری

نام پدر: عباس
دانشگاه: مرکز تربیت معلم شهید مفتح فردوس
مقطع: کاردانی
رشته: آموزش ابتدایی
تولد: فردوس
تاریخ تولد: 1344/12/27
تاریخ شهادت: 1365/10/04
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 4
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

زندگینامه ثبت نشده است.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید محمد ناصری
تاریخ: 1361/07/13

وصیت نامه شهید محمد ناصری تاریخ : 1361/07/13 بسم الله الرحمن الرحیم «الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّهِ؛آنان که ایمان آوردند و هجرت نمودند و جهاد نمودند در راه خدا با مالهایشان و جانهایشان در نزد خداوند مقامهای بزرگی دارند» هدف از جبهه رفتن بنده حقیر اولا دفاع از قرآن و اسلام و ثانیا دفاع از نوامیس ملت مسلمان است. اینکه عـــــازم جبهه هستم و صـــدای ناصر ینصرنی امـــــام حسین زمــــــان را شنیدم در این مــــــاه کــــــه مـــــــاه محــــرم است دوباره قصد رفتن به جبهه را کــردم و بـــا خــــود فکر کردم چــــرا در این مــــوقع حســــاس کـــــه نیاز زیادی به نیرو است، اصلا عــــده ای از برادران توجهی ندارند و همیشه به فکر دنیا هستند، خوب چه معــــــلوم کــــه مــــا تا چند لحظه دیگر زنده نباشیم. چرا اینقدر به فکر دنیا هستید و اصلا به فکر آخرت نیستید. ای کســــانی کــــه در مــــاه محـــرم به ســـر و سینه مــی زنید، حسین زمـــان تنهـــا است، احتیاج به شمــــایی کـــه داد می زنید و می گـــویید یا حسین، مـــا در کربلا نبودیم کــــه تو را یاری کنیم ولی امــــروز کربلا در ایران است و این مــــــوقع مـــــانند آن زمـــانی است کـــه حسین در کربلا در میان خیمــــه شب بود، یاران خــــود را جمع کردند و گفتند کـــه چراغهــا را خاموش کنند و بعدا فرمودند هر کسی می خواهد برود که عـــــده ای رفتند و عـــــده ای هم جــــان بر کف ماندند و روز عاشــــورا یکی یکی شهید شدند. اصلا چرا بعضی از افراد اینقدر از جبهه می گریزند و اصلا به فـــکر نیستند. اصلا چرا یک لحظـــــه به فــــکر این نیستند کـــه پست هـــا و مقــــام هــــــا(ی) دنیا رفتنی است؟ چرا یک لحظه به فکر آخرت نیستند؟ خوب در آخر چند کلمه برای پدر و مادرم: پدر و مادر عزیزم اگر شما می خواستید که من برای شما خدمتی کنم ولی وقت نداشتم، اگر می خواستید و زحمت زیادی کشید(ید) تا من درس بخوانم و در آینده به شما هم کمک کنم ولی من در این موقع به ندای حسین زمان لبیک می گویم و من و ما به جبهه و برای دفــــاع می رویم تا دیگر برادران و خواهران بتوانند به راحتی درس بخوانند. اگر می خواهید درس هم بخوانید خوب درس بخوانند. ای دانش آموزان که امید آینده کشور هستید و امام روی شما حساب کردند، خوب کوشش کنید و ما هم در جبهه می جنگیم تا شما به راحتی درس بخوانید. خوب برادرانم، خواهش می کنم راه مرا ادامه دهید. خوب از همه می خواهم مرا ببخشید و من هم از همه دوستان و آشنایان راضی هستم. برادر شما - امضاء شهید 13/07/61

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.