ابراهیم اسپید
زندگینامه شهید
برادر ابراهیم اسپید یکی از این سالکان طریق عشق است و در تاریخ 1343/11/20 در خانواده ای نسبتا فقیر ولی آکنده از شور عشق به اسلام دیده به جهان گشود و از همان کودکی همیشه لبخندی بر لب داشت و با جذابیت معصومانه اش همه اهل خانه را شیفته خود کرده بود. پدر او را عنایت و رحمتی از طرف خدای متعال برای خانواده می دانست و چون جان شیرین او را عزیز می داشت. برادر ابراهیم کم کم بزرگ شد و سن شش سالگی روان مدرسه گشت و با علاقه و افری که به درس هایش داشت دوره ابتدائی را با نمره های بسیار خوب پشت سر گذاشت، ولی این دوره فقط آغازی از زندگی وی بود، در دوره راهنمائی ضمن تحصیل روانه مسجد گردید تا پاکی خویش را در منجلاب فساد حکومت پهلوی حفظ و تضمین کند و اسلام را تنها دین و روش مقبول خداوند متعال است در وجود خویش عینیت بخشد، شخصیت اسلامی خویش را می ساخت تا در برابر رژیم منفور پهلوی بایستد و ندای توحید را سر دهد چنانچه هرچه زمان بر او می گذشت عینیت اسلام در رفتارش بیشتر دیده می شد و اعمال منبعث از ایمان و اعتقاد راسخش دوستان را تحت تأثیر قرار می داد و با اعمال خدائی افرادی چون او بود که پایه های رژیم سلطنت ضد پهلوی هرچه بیشتر سست و پوشیده می شد و سرانجام عظمت دریای خروشان این چنین مؤمنینی شاه را با اشک حسرت به سوی اربابش فرستاد و با رهبری امام امت انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ابراهیم همچنان به فعالیت خویش در سنگر تحصیل وکسب علم ادامه داد تا اینکه پس از اتمام دوره راهنمائی، سال های اول و دوم دبیرستان را با موفقیت به پایان رساند و در سال سوم بود که جنگ تحمیلی صدام علیه انقلاب اسلامی شروع شد اما او با اینکه درکار نظامی تلاش زیادی میکرد همچنان مصمم به تحصیل خویش ادامه داد می داد، در سال سوم دبیرستان بود که به توصیه دوستان و امر آموزش و پرورش، به گنبد کاووس رفت و در آنجا تحصیل سال سوم را موفقیت پشت سرگذاشت و به دزفول بازگشت پس از مدتی تلاش در مسجد و با پشتکاری در خور تحسین بصورت متفرقه در امتحانات آبان ماه شرکت کرد و با نمراتی بالا موفق به اخذ دیپلم شد. برای بنیان پشتکار او در امر تحصیل همان بس که وی پس از اتمام امتحانات سال چهارم و قبل از اعلام نتایج نهائی، در کنکور تربیت معلم شرکت کرد و با نمرات عالی قبول شد و پس از مدت کوتاهی به تهران عزیمت کرده و در دانشسرای تربیت معلم در رشته امر تربیتی (پرورشی) به تحصیل خود ادامه داد تا با شغل معلمی که شغل انبیاء است به هدایت و ارشاد جامعه بپردازد، آخرین تلاش علمی این برادر شهید آن بود که با اینکه در دانشسرا تحصیل می کرد به هنگام برگزاری کنکور دانشگاه فنی و مهندسی در آزمون اختصاصی، به دیار عاشقان شهادت جبهه شتافت و در دانشگاه توحید با نمرات عالی اخلاص به خدا قبول شد. خود سازی شهید: در مورد این بعد از اخلاق برادر شهیدمان ابراهیم باید گفت که سیر حرکتش به سوی کمال و اخلاق خدائی گرفتن عجیب قابل تحسین بود.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید ابراهیم اسپید
تاریخ: 1361/11/19
وصیت نامه شهید ابراهیم اسپید تاریخ : 1361/11/19 بسم الله الرحمن الرحیم خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده است. در راه خدا جهاد می کنند که دشمنان دین را به قتل رسانند و یا خود کشته شوند این وعده قطعی است بر خدا و عهدی است که در سه دفتر آسمانی تورات، انجیل و قرآن یاد فرموده است. کدامینتان کراهت می کند از این که از زندان این دنیا به قصر باشکوه آخرت و به سوی لقاء الله پرواز کند. (امام حسین (ع)) سپاس خدایی را که اسلام را مکتبم و قرآن را کتاب هدایتم و خمینی را رهبرم و ایمان را سلاحم قرار داد و شکر و ثنا می گویم خدایی را که پیامبری فرستاد تا انسان را در جهت مسیر فطرتش که همان رسیدن به الله است یاری نماید و سپاس خدایی را گویم که مرا در عصری خلق کرد که امام امت مرا یاورش در قنداق نامید. بار خدایا! مرا از جندالله خویش قرار ده چون جندالله همیشه پیروز و غالبند. بار خدایا! مرا از حزب خودت قرار ده زیرا حزب الله همیشه رستگارند. بار خدایا! به من چنان قدرتی ده که بتوانم مصلحی مسلح و عابدی مجاهد و مجاهدی غیور و سنگرنشینی آگاه و بنده ای خاضع و فروتن و جهادگری با نفس و سربازی مطیع و در رکاب امام زمان (عج) و نائب بر حقش امام خمینی باشم. بار خدایا! شیرینی شربت شهادت را اگر لایق باشم در کام من بنوشان و شهادت در راهت را وسیله تقربم به درگاهت قرار ده. با سلام و درود بی پایان به امام زمان (عج) و نائب بر حقش امام خمینی روحی ارواحنا الفدا و سلام بر تمام امت شهیدپرور اسلام و خانواده های محترم شهدا. برادران و خواهران و پدران و مادران عزیزم! در این مدت کوتاه که به عملیات مانده است چند کلمه ای با شما مکاتبه کنم اگر لیاقت آن را داشته باشم اما وقت آزمایش الهی به سر رسیده. آیا من در این آزمایش موفق بیرون می آیم یا خیر؟ بعد از یک عمر گناه و معصیت و عمر تلف کردن حال باید امتحان پس داد. قرآن می فرماید: آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف این که گفتند ما ایمان به خدا آورده ایم، رهایشان کنند و به این دعوی هیچ امتحان شان نکنند؟ هرگز چنین نیست! آری خدا تمام انسان ها را در هر زمان و مکان مورد آزمایش های متعدد و گوناگون قرار می دهد تا به گفتارشان جامه عمل پوشد. باز در قرآن آمده است: «البته شما را به سختی هایی چون مرگ و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات در زراعت بیازماییم و بشارت و مژده آسایش از آن سختی ها، با صابران است.» بله بهشت را به بها می دهند نه به بهانه! انسان باید کار و تلاش و نیت خود را در جهت خدایی سوق دهد تا بتوانند آن {....} معنوی و پاک خدایی را به دست آورد. برادران و خواهران عزیزم! من راهی را که انتخاب کرده ام با آگاهی و شناخت و تلاش زیاد برای شناختن این راه کرده ام که همان راه اولیاء الله است. عزیزانم می خواهم پیامی بدهم ولی کوچک تر از آنم که پیام گوی امت شهید پرور باشم ولی چون احساس وظیفه می کنم چند کلمه ای با قلم ناتوانم بر روی صفحات کاغذ می آورم شاید برگی از تاریخ انقلاب اسلامی را با مسئولیتم رنگین کنم و آن پیام این است: ۱. برادران و خواهران عزیز! از ولایت فقیه پشتیبانی کنید که ولایت یک رکن از ارکان اسلام است و همان طور که امام محمد باقر(ع) می فرماید، اسلام بر پنج چیز استوار است: ۱. الصلوه ۲. زکات ۳. حج ۴. روزه ۵. ولایت و حال که ولایت فقیه مان امام خمینی است همیشه گوش به فرمان او باشید که او بود که هر زمان که می خواستیم منحرف شویم با یک پیام ما را از پرتگاه سقوط نجات می داد و همان طور که آیت الله مشکینی می فرماید: ولایت فقیه مکتب اسلام است پس ولایت را باید سالم نگه داشت تا اسلام جانش سالم باشد. برادران و خواهران عزیز! تا زمانی که حضرت مهدی(عج) زمان ظهورش فرا نرسیده است ولایت فقیه است که مسئولیت امامت جامعه را بر عهده دارد و چه سخن زیبایی حضرت آیت الله منتظری فرمودند: ولایت فقیه چیزی جز ادامه امامت و مسئولیت های سنگین آن در عصر غیبت حضرت ولی عصر(عج) نیست. ملت قهرمان ایران! همیشه در صحنه باشید و تا در صحنه هستید نه ابرقدرت غرب می تواند به شما ضربه ای وارد کند نه ابرقدرت شرق چون که هوشیار و آگاه هستید و اما نصیحتی هم به آن هایی که هنوز انحراف دارند ولی آمادگی این که برگردند را دارند، ای دوستان و خواهران! این خطی را که شما انتخاب کردید اشتباه است و این کاری را که می کنید با فطرت تان مقایسه کنید که آیا درست است یا نه؟! برادر و خواهرم! به خدا قسم که دارید اشتباه می کنید و نگذارید که شما را گول بزنند و حجایی جلوی چشمان تان بیاندازند. آن حجاب را پاره کنید و حقایق را ببینید و یک نفرینی هم به تمام گروه هایی که هنوز می خواهند در آن انحراف بمانند و من به تو می گویم که با تمام وجودم از شما بیزارم و تا قطره خونی که دارم در هر کجا هستید با شما سرسپردگان شرق و غرب مبارزه می کنم و خداوند شما را نیست و نابود کند ان شاء الله. و اما سخنی با خانواده ام، پدر ارجمند! در راه خدا اسماعیل خودت را آماده کن. مبادا اگر فرزندت در راه خدا کشته شد غمی به چهره مردانه ات نشیند و شاد باش و همان طور که امام فرمود خط سرخ شهادت همان خط محمد(ص) و علی است. و اما مادر عزیزم! می خواهم هم چون زینب باشید و او را بشناسید و مقلدش باشید و تحمل صبرش را در مصیبت به آن بزرگی کربلا که جلو چشمش اتفاق افتاد سرمشق خود قرار دهید. برادران! سعی کنید که این راه بهترین راه ها است و پوینده و کوشنده این راه باشید که والله پشیمان می شوید. اسلحه من و دیگر شهیدان مردان خدا را روی زمین نگذارید بلکه آن را برگیرید و با دست دیگرتان قرآن. بر دشمنان اسلام و مسلمین بتازید که قدرت تفکر را نداشته باشند و از همه مردم می خواهم که به ریسمان خداوند چنگ زنند و از تفرقه بپرهیزید و اگر نه مدیون خون شهدا هستند. و باز نصیحتی به خانواده ام! اگر من شهید شدم برایم گریه نکنید چون روح من ناراحت می شود و خوشحال باشید که فرزندی را در پیشگاه مقدس باریتعالی تقدیم کردید و همه ما از او هستیم و به سوی او باز می گردیم ولی از تمام دوستان و آشنایان می خواهم که خانواده ما را سرزنش نکنند که چرا به جبهه فرستادی و اگر کسی این کار را بکند به خدا قسم به خداوند متعال شکایت شان را می کنم. پدر عزیزم! چند وصیت دارم: این که از یک ماه تا دو ماه برایم نماز و روزه بگیرید و یک قرآن نذر کرده ام که به جلسه قرائت قرآن بدهید. و از جلسه قرائت قرآن برادر شهید عبدالرحیم بساق زاده و از تمامی برادران این جلسه خواهش می کنم به طور دائم جلسه را بر پا کنند چون این جلسه شهید است و باید راه شهدا را ادامه دهیم و این جلسه باید فرزندانی تربیت کند و تقدیم اسلام نماید. و از آقای علی رضا بساق زاده تمنا دارم برای برپایی این جلسه همانند گذشته کوشا باشد و نگذارد این جلسه از بین برود و از پدرم می خواهم مواظب برادران و خواهرانم باشد و به آن ها بگوید که من فقظ برای اسلام و امام و انقلاب به جبهه رفتم. و در پایان از خدا می خواهم که: خدایا! در روز قیامت با من با احسان رفتار کنی نه با عدالت چون اگر با عدالت رفتار کنی جهنم نصیبم می شود. خدایا! فقط به تو پناه می برم و به جز تو کسی را ندارم. ای مهربان ترین مهربانان، ای ستارالعیوب و ای کاشف الکروب! و اما مقداری پول دارم حدود ۴۵۰۰ تومان می باشد یک مقدار را به فقرا بدهید شاید گناهانم کم بشوند و مقدار دیگر را به برادر عزیزم خیرعلی پورسخایی و یا محمدحسین سقاریان بدهید که آن ها را کتاب بخرند و در مسجد شهرک ها و دهات ببرند و در آن جا کتابخانه باز کنند و مقداری هم برایم نماز و روزه بگیرند. دیگر حرفی ندارم و برای تمام رزمندگان اسلام آرزوی پیروزی می نمایم و از تمام دوستان و آشنایان می خواهم اگر چیزی به من بدهکارند یا به فقرا بدهند یا بخشیده شود ولی اگر چیزی از من طلب دارند به خانواده ام مراجعت کنند و دریافت دارند. تمام شما را به خداوند بزرگ می سپارم و از همه شما برادران و خواهران عزیز التماس دعا دارم. برای پیروزی اسلام بر کفر در سرتاسر جهان دعا کنید. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. والسلام علیکم و الرحمه الله و برکاته. تاریخ 61/11/19 ابراهیم اسپید
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید