نادعلی چراغیگاه
زندگینامه شهید
زندگینامه ثبت نشده است.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید نادعلی چراغیگاه
وصیت نامه شهید نادعلی چراغیگاه با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و امت شهید پرور ایران و خانواده های محترم شهدا، وصیت نامه ام را شروع می کنم. پیامی دارم برای دوستان و جوانان عزیز. ای عزیزان! مبادا در بستر از این دنیا بروید که تمام جوانان صدر اسلام که کوچک ترین آن ها علی اصغر ۶ ماهه بود در میدان نبرد به شهادت رسیدند! باید این عزیزان شهید، برای ما جوانان این زمان الگو و اسوه باشند. نکند که مانند مردم کوفه امام را تنها بگذارید که ای عزیزان اگر باران نبارد لاله ها نخواهند روئید! پس برادران اگر من و یا تو به جبهه نرویم اسلام پیروز نخواهد شد. این ما هستیم که باید برویم از این دریای ثواب لااقل کاسه ای برای روز آخرت برداریم. البته این بنده حقیر خیلی کوچک ترم از این هستم که با وصیت نامه ام بخواهم ملتی که همه شان قهرمان و یاران امام زمانند آگاه کنم. ای ملت ایران و جوانان عزیز! نکند که گول هوای نفس رو بخورید و از راه اصلی منحرف شوید با توجه به این حدیث که پیامبر می فرماید: «الدنیا مزرعه الآخره» یعنی این دنیا مزرعه ای است برای آخرت، حالا که فهمیدم این دنیا مزرعه ای است برای آخرت پس ما چرا عمر خودمان را در این مزرعه کوچک به فساد و تباهی بکشانیم. در پایان، پدر و مادرم دوست داشتم که زحمات شما عزیزان را جبران کنم ولی صلاح دیدم که به جبهه بروم تا شاید توانسته باشم دِین خود را ادا کرده باشم. باید مرا ببخشید. وصیتی دارم به همکاران گرامیم در مرکز تربیت معلم شهید رایگانی! ای معلمان شما دنباله رو راه پیامبران و ائمه هستید. شمائید که باید جامعه را به سوی الله هدایت کنید پس قدر خودتان را بدانید که اگر با خودکار خود چیزی را برای اسلام بنویسید از خون شهیدان هم بالاتر است و در پایان از شما برادران گرامی طلب حلالیت دارم. از تمام فامیل هایم طلب بخشش دارم. اگر در این مدت عمرم به شماها بی احترامی کردم باید به بزرگی خودتان ببخشید. در ضمن پدر و مادر گرامیم اگر جنازه مرا آوردند و بدنم تکه پاره بود ناراحت نشوید زیرا بدن امام حسین را زیر سم اسب ها پاره پاره کردند. ضمنا فهمیدم که پسرعموی عزیزم نامزد کرده است اگر قبل از این که من به شهادت رسیدم عروسی کرد که مبارک باد و اگر خبر شهادت مرا آوردند نکند که عروسی را تا سالگرد من بگذارید! بعد از چهلمین روز شهادتم حتما عروسی کند و اگر پدر و مادرم در این عروسی شرکت نکردند مثل این است که مرا آزرده اند چون آرزو داشتم که در عروسی این عزیز شرکت کنم. خداوندا هر کس تو را شناخت جان را چه کند زن و فرزند و خانمان را چه کند دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید