میرزامحمد برزگری بافقی
زندگینامه شهید
شهید محمد برزگری در خانواده ای پیرو خط رهبری در شهر بافق دیده به عالم هستی گشود. پس از سپری شدن ایام کودکی وارد عرصه دانش گردید و با همت والای خود توانست موفقیت های چشمگیری کسب کند. با آغاز نهضت پرشور انقلاب اسلامی در فعالیت های سیاسی از قبیل شرکت در تظاهرات علیه طاغوت زمان و پخش نوارهای سخنرانی های حضرت امام خمینی حضور شایانی داشت. هم چنین فعالیت های انقلابی و فرهنگی خود را از پایگاه مقاومت حر آغاز نمود. وی پس از اخذ دیپلم در تربیت معلم اصفهان مشغول به تحصیل شد. ایشان شخصی متدین و خوشرو بود و اهمیت ویژه ای به خواندن قرآن و نماز جماعت قائل بود. با شروع جنگ تحمیلی به صف رزمندگان پیوست. وی در عملیات های ظفرمندانه کربلای ۵، رمضان، بیت المقدس، محرم، والفجر مقدماتی و والفجر ۲ حضور یافت و سرانجام در عملیات کربلای ۵ در منطقه شلمچه به خیل چکاوکان عاشق پیوست.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید میرزامحمد برزگری بافقی
تاریخ: 1361/07/22
وصیت نامه شهید میرزامحمد برزگری بافقی تاریخ : 1361/07/22 بسم الله الرحمن الرحیم «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» «و هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شدند مرده مپندار، بلکه آنان زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند و متنعم هستند.» خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. با درود فراوان به رهبر شیعیان جهان امام زمان و نائب بر حق او امام امت، خمینی بت شکن و با درود فراوان بر شهدای ایران از اول انقلاب تاکنون به ویژه شهدای یزد. با درود فراوان به روان پاک شهدای صدر اسلام تا شهدای کربلا و کربلای ایران وصیت نامه ام را آغاز می کنم. پدر، مادر، خواهران و برادرانم! ای مونس جان های من، مواظب باشید و آگاه باشید که بازگشت همه ما به سوی خدا می باشد پس بازگردید به سوی خودتان، خودتان را دریابید تا خدای خود را دریابید (خود را بشناسید). مادر جان! مادر جان، شما را به خدا قسم می دهم با این که من شما را زحمات زیادی داده ام به خدا قسم مرا حلال کنید. پدر جان هرگز رنج های شما را که برای من کشیده اید فراموش نمی کنم و از شما می خواهم تا آن جا که می توانید برای اسلام به مردم خدمت کنید (البته در راه خدا) و به نظر من خدمت به مردم از هیچ راهی بهتر نمی توانید بکنید جز خدمت در سپاه. بهتر است تا آن جا که می توانید در سپاه بمانید و بیش تر کار کنید. دنیای عجیبی است! هر روز پدری به جبهه می آید و فرزند خود را تقدیم به خدا می کند. هرگاه دلم هوای بهشت می کند از فراز خاکریزها افق را می نگریستم و مادرم سهم تو از انقلاب همین بس که من به شهادت برسم. خواهرم اگر می دانستی که من به شهادت برسم و خواهرم اگر می دانستی که هر روز چندین بار در جبهه ها شهید می شوم اکنون چادر را تنها پوشش ساده نمی دانستی. خون زینب اکنون در رگ های مادر جریان دارد. برادرم اکنون با توجه باید گفت زبان خاکی من بریده است نمی دانم برای تو مرتبه ای گویم یا برای خویش اما می دانم که من محتاج ترم تا تو. مادر جان! ای مادر گرامی و عزیز تو بودی که با شیر پاک خود باعث شدی من به جبهه رفته و اگر خدا خواست در این راه شهید شوم که برای من و خانواده گرامی باید بزرگترین افتخار باشد به این درجه نائل گردیدم. از شما خواهش می کنم و راضی نیستم که حتی یک قطره اشک هم برای من بریزید چون کسی که در راه خدا شهید شده گریه ندارد بلکه شادی کنید که فرزندتان در راه خدا شهید شده است. از شما می خواهم که مراسم دفن و دیگر مراسم هر چه ساده تر باشد بهتر است. بعد از شهادت من به مردم شربت و شیرینی بدهید چون من به آرزوی خود رسیده ام. به مردم فخر نکنید که شما با هیچ یک از افراد جامعه فرق و تفاوتی ندارید. لطفا اگر وصیت نامه را در جایی خوانده اید این جمله را بخوانید: می گویند به خانواده شهدا پول می دهند نکند شما بعد از شهید شدن من پول بگیرید که من راضی نیستم و در روز قیامت از شما بازخواست خواهم کرد و شما فردای قیامت مسئول خواهید بود و چه جواب ها دارید که در این باره بگویید. آیا می دانید که همه کسی کشته و شهید نمی شوند و اگر کسی شهید شود حتما وارد بهشت نمی شوند. روزی بعد از یکی از جنگ ها بین کفار و اسلام فردی شهید شده بود (از یاران پیامبر بود این فرد) مردم درباره او صحبت می کردند و یکی گفت: شهید است و در قیامت وارد بهشت می شود اما پیامبر گفت: او شهید است ولی چون در یکی از جنگ ها مقداری از غنایم را قبل از تقسیم برداشته است به این خاطر شعله آتش برای او فروزان خواهد شد. من برای این که حتی یک دانه جو از حق مردم بر گردنم نباشد تا روز قیامت در مقابل خدا سرافراز باشم از شما پدر می خوام از مقدار پول من چند هزار تومان (۲ یا ۳) آن را برای این که دیگران حقی بر گردن من نداشته باشد در راه اسلام خرج کنید. چند روزی هم نماز من قضا شده است یا این که خود نمازهایم را بخوانید یا این که بگویید برایم بخوانند. برای من روزه هم بگیرید و ضمنا از تمام مردم تقاضا می کنم اگر پولی از من طلب دارند یا پولی از آن ها قرض کرده ام برای من به آن ها بدهید و اگر نمی دانید آن ها بیایند و بگویند. خواهر جان! امیدوارم که در زندگی خود فاطمه را الگو قرار دهید و در زندگی هم چون زینب صبور باشید و رسالت را به پایان برسانید و یکی از افراد مفید برای جامعه باشید و ادامه دهنده راه شهدا باشید و امیدوارم که در زندگی پیروز و موفق باشید. برادرانم! ای مهربان ترین مهربانانم و ای دوست داشتنی ها! برای من دعا کنید. از تو می خواهم پدر جان که آن ها را چنان تربیت کنید که راه شهدا را ادامه دهند و بتوانند در جامعه مفید باشند. سخنی چند با تمام مردم ایران به ویژه مردم بافق: قال امیرالمومنین علیه السلام: من ترک ثلاث جمعات من غیر عذر کتب من المنافقین. علی علیه السلام فرمودند: هر کسی سه جمعه پشت سر هم نماز جمعه را بدون عذر ترک کند منافق است. پس به شما توصیه می کنم نماز جمعه را فراموش نکنید و امام را دعا کنید و برای پیروزی اسلام بر کفر جهانی به ویژه آمریکای جنایت کار دعا کنید و برای رزمندگان دعا کنید و از تمام مردم می خواهم که اگر به آن ها آزاری رسانده ام به خدا قسم گناه بزرگ مرا ببخشید. پدر جان، مادر جان، برادرانم و خواهرانم! به امید پیروزی رزمندگان اسلام بر کفر جهانی امیدوارم که در روز رستاخیز در بهشت برین یکدیگر را ملاقات کنیم ان شاء الله. خدانگهدار. والسلام. محمد برزگری بافقی فرزند علی اکبر برزگری 1361/7/22
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید