بمانعلی دهقان اشکذری
شهید

بمانعلی دهقان اشکذری

نام پدر: غلامحسین
دانشگاه: مرکز تربیت معلم
مقطع: کاردانی
رشته:
تولد: اشکذر
تاریخ تولد: 1343/03/02
تاریخ شهادت: 1364/11/21
محل شهادت: خرمشهر — خرمشهر
عملیات: والفجر 8
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید دهقان در سال1343 در اشکذر دیده به جهان گشود در سن هفت سالگی به مدرسه رفت و در ده سالگی پدر خود را از دست داد با اینکه سرپرست خانواده را از دست داده بود او به تحصیل ادامه داد تا دیپلم گرفت مدت زیادی به جبهه رفت و در عملیات های مختلف شرکت کرد بعد از عملیات بدر که برادرش مفقود گردید سعی کرد که سلاح برادرش بر زمین نماند در حال ادامه ی تحصیل در تربیت معلم یزد بود که فوق دیپلم را گرفت و در اول سال 64 وارد آموزش و پرورش شد و در یکی از مدارس اشکذر مشغول به خدمت گردید همراه با کاروان راهیان کربلا از اشکذر به جبهه ها رفت و در عملیات والفجر هشت به درجه ی رفیع شهادت نائل گردید.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نانمه شهید بمانعلی دهقانی اشکذری

وصیت نانمه شهید بمانعلی دهقانی اشکذری بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و رحمه الله و برکاته. «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» نپندارید آنان که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدایشان روزی داده می شوند.» قال علی علیه السلام: از شهادت خوشحال باشید و به آسانی از آن استقبال کنید. در این دوره از زمان اکنون که مفاهیم گمراه کننده غربی و شرقی بلاد اسلامی را از هر سو در برگرفته است من نیز به حکم وظیفه ای که اسلام و قرآن و خداوند بر گردنم نهاده است برای رویارویی و مصاف با کافران بعث و دیگر مزدوران آمریکا که در منطقه بر علیه جمهوری اسلامی صف بسته اند و برای منافع آمریکا و دیگر صهیونیست ها در منطقه می جنگند و می خواهند اسلام و قرآن را از ما بگیرند داوطلبانه به جبهه حق بر باطل آمده ام بلکه بتوانم در راه آن چه که رضای خدا در آن است خدمت کنم. و اگر من در این راه که این راه دنباله راه انبیاء و خط سرخ حسین بن علی علیه السلام است به شهادت، این آرزوی دیرینه ام رسیدم از مادرم می خواهم که از شهادتم افتخار کند چون شهادت سعادت است و از خدای قادر می خواهم که مرگ مرا شهادت قرار بدهد. وقتی من به پیروزی نهایی رسیده ام که شهید شوم و اگر در این دنیا موفق نشدم سرورم حسین بن علی را زیارت کنم در آن دنیا ایشان را زیارت خواهم کرد و ان شاء الله که مورد شفاعت شان قرار می گیرم. و اما پیامم به امت شهیدپرور ایران: بر شما مسلمین است که چون کوهی استوار تا آخرین قطره خون تان در برابر کافران جهانی و صهیونیست های منطقه ایستادگی کنید و نماز را سبک نشمارید و صف های نماز جماعت و نماز جمعه را پر کنید که به گفته امام امت، خمینی کبیر دشمنان از نماز و از مسجد می ترسند. هیچ وقت از قرآن و دیگر کتب اسلامی جدا نشوید. بیش تر قرآن بخوانید و عمل کنید گفته های قرآن را. تا آخرین لحظه عمرتان دست از امر به معروف و نهی از منکر نکشید که اگر امر به معروف و نهی از منکر کنید در هر حال پیروزید و برای تحقق آرمان های توحیدی کوشا باشید و منافقین را به شدت سرکوب کنید و دست از راز و نیاز با خدا و دعا برندارید. دعا کنید در حق امام و روحانیت مبارز و رزمندگان اسلام. و اما پیامم به رزمندگان! از شما جانبازان اسلام می خواهم که راهی جز خدمت به اسلام و مسلمین و راه سرخ امام حسین علیه السلام نگزینید. و اما ای خدای بزرگ و قادر تو شاهدی که چیزی عزیزتر از جانم ندارم تا فدای اسلام و قرآن کنم این چیز ناقابل را از من بپذیر و قبول کن. و اما مادر عزیز و مهربانم و برادر گرامیم و خواهران و اقوامم! از شما می خواهم که روحانیت مبارز را فراموش نکنید که پشتیبانی از امام و روحانیت پشتیبانی از مکتب اسلام و قرآن است و گوش به فرمان این رهبر عزیز و آگاه امام خمینی باشید و این راه را ادامه دهید چون ما باید خون و خون ها بدهیم تا بتوانیم حقانیت اسلام را به جهان ثابت کنیم و ما می رویم تا راه امام حسین علیه السلام را زنده کنیم و دین او را که همان مکتب اسلام است یاری کنیم. مادر عزیزم! می دانم شما چقدرها زحمت کشیده ای تا من به این جا رسیده ام ولی خوشحال باش که این امانتی که خدا به شما داده است دوباره تقدیم راهش نمایید و افتخار کن که این چیز ناقابل را در راه خدا داده ای. از شما می خواهم که دیگر خانواده های شهدا را نیز دلداری دهید و هر وقت به یاد من می افتید امام حسین علیه السلام را یاد کن که در صحرای کربلا صدای "هل من ناصر ینصرنی" بلند است یعنی آیا کسی هست که مرا یاری کند و درود و سلام بر شما که فرزندانی را تربیت کرده اید که در این زمان حسین زمان را یاری می کند. و اما پیامم به مردم دیارمان: از شما شهیدپروران می خواهم که به پسران و دختران خود قرآن بیاموزید. آن ها را به درس خواندن بفرستید و بگذارید به مدرسه بروند که مدارس هم سنگر است و وحدت را حفظ کنید و نگذارید منافقین از این جدایی های بین شما سوء استفاده کنند و ضربه به اسلام بزنند. با هم رفت و آمد کنید و اختلاف های تان را حل کنید. یک اختلاف کوچک را بزرگش نکنید. جلساتی تشکیل دهید و این اختلاف ها را حل کنید. گوش به فرمان امام امت خمینی کبیر باشید و اگر می خواهید از امام نافرمانی نکرده باشید باید گوش به حرف امام جمعه خود بکنید. در مجالس مذهبی شرکت کنید و فرزندان خود را بسیج بفرستید و خودتان نیز با بسیج و دیگر ارگان های انقلابی همکاری کنید. از دانش آموزان گرامی می خواهم که اوقات بی کاری خود را به مطالعه بپردازند و نگذارند در مدارس ضد انقلابیون نفوذ کنند و از معلمین محترم می خواهم که با دانش آموزان همکاری کنند مخصوصا با انجمن اسلامی مدارس. با انجمن اسلامی مدارس همکاری کنید و آن ها را تشویق کنید. درود بر امام امت، خمینی کبیر رهبر انقلاب اسلامی ایران. درود بر روحانیت مبارز و سلام بر شهیدان. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته. بمانعلی دهقانی اشکذری از تیپ کربلا - گردان امام حسین - گروهان شهید بهشتی - دسته یک - گروه ۱ در ضمن این وصیت نامه، وصیت نامه اصلی است و یک وصیت نامه شبیه همین وصیت نامه در کیف خودم می باشد و یکی هم همراه خودم است ولی این وصیت نامه اصلی است. ما می رویم تا به یاری خدا به پیروزی نهایی برسیم. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. به امید پیروزی نهایی هر چه زودتر رزمندگان اسلام بر علیه کفار جهانی و به امید ظهور هر چه زودتر حضرت مهدی عجل الله تعالی. این قسمت وصیت نامه خصوصی می باشد: در ضمن من را در اشکذر به خاک بسپارید. من ۵ تا روز قضا دارم و امسال هم در این ماه رمضان همه روزه هایم قضا است.

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.