محمود افشاری نیا
شهید

محمود افشاری نیا

نام پدر: علی
دانشگاه: علوم پزشکی اصفهان
مقطع: کارشناسی
رشته: بهداشت
تولد: یزد
تاریخ تولد:
تاریخ شهادت: 1361/02/17
محل شهادت: خرمشهر — خرمشهر
عملیات: آزادسازی خرمشهر(الی بیت المقدس)
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

اردیبهشت ماه ۱۳۴۰ در خانواده ای مومن و مذهبی در تفت یزد دیده به جهان گشود. در خرداد ماه ۱۳۴۲پدرش را از دست داد. در ۷ سالگی پا به مدرسه گذاشت. در سراسر دوران تحصیل در زمره ممتازترین شاگردان مدرسه به شمار می رفت. زمان شکوفا شدن انقلاب شرکتی فعال در برپایی تظاهرات و راهپیمایی و پخش اعلامیه و کتاب داشت و با وجود حضور دائم در صحنه انقلاب لحظه ای از درس نیز غافل نشد و لذا دیپلم خود را با معدل ۵/۱۹ در خرداد ماه ۱۳۵۸ دریافت کرد و وارد رشته بهداشت دانشگاه اصفهان شد. در طول مدت دانشجویی نیز از آن جا که عشق اسلام را در خون خود عجین می دید دست از فعالیت های اسلامی برنداشت و با همکاری با انجمن اسلامی دانشگاه در مقابل سایر انجمن های غیر اسلامی و گروهای چپی پرداخت. با تعطیلی جاسوس خانه فرهنگی آمریکا (دانشگاه ها) به جهاد سازندگی و بسیج مستضعفین و امور تربیتی آموزش و پرورش روی آورد. شهید محمود افشاری یکی از مشتاقان نماز جمعه و جماعت، قرآن، دعای کمیل و مطالعه و هم چنین تدریس بود. روزهای دوشنبه و پنجشنبه را برای فرمان خودسازی امام روزه می گرفت. در این مدت داوطلبانه ۳ بار عازم جبهه شد. بار سوم با وجودی که معلم تربیتی و فرماندهی گروه مقاومت بسیج را به عهده داشت. روح پر تلاطم او که نمی توانست شاهد شهادت عزیزان در جبهه ها باشد وی را مصمم به رفتن به جبهه نمود ولی چون وجود او در کلاس درس بسیار موثر بود. برادران مسئول با رفتن او مخالفت می کردند لیکن از آن جا که وی مسئولیت سنگین تری را در قبال حراست از حرمت خون شهیدان و مرزهای میهن اسلامی بر دوش خود احساس می کرد هر طور بود رضایت را جلب کرد و با وعده بازگشایی راه کربلا رضایت مادرش را هم گرفت و در روز پنجم فروردین ماه رهسپار کربلای خوزستان و شهر عاشقان شهادت، سوسنگرد شد. در جبهه با برگزاری مراسم نماز جماعت و خواندن دعا و نیایش و هم چنین مطالعه و تشریح کتاب معاد و نوشتن جواب نامه شاگردانش و دفترچه خاطرات جبهه انتظار شب حمله را می کشید تا وعده موعود فرا رسید "لا اله الا الله" یا علی بن ابی طالب ساعت 10/5 شب 61/2/17 او که نیروی خط مقدم و خط شکن بود فردای آن روز در حال پیشروی رو به مواضع دشمن جهت آزاد سازی مناطق اشغالی (جاده اهواز - خرمشهر - شلمچه - حسینیه - پادگان حمید و خرمشهر) بر اثر اصابت آرپی جی در طریق الله این ره صد ساله را یک شبه پیمود و به معشوق پیوست و نمایشی از اخلاص و ایثار و شکوه و حماسه و خاطره به جای گذاشت.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه ی شهید محمود افشاری
تاریخ: 1361/02/07

وصیت نامه ی شهید محمود افشاری تاریخ : 1361/02/07 بسم رب الشهداء و ا لصدیقین « و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون. کسانی را که در راه خدا کشته می شوند مرده مپندارید بلکه آنها زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی میخورند ».« سوره آل عمران آیه 164» اکنون حفظ اسلام بر همه ما واجب است . « امام خمینی » بار دیگر تاریخ تکرار می شود و صحنه خونبار کربلا را در غرب و جنوب کشور اسلامیمان زنده می کند و دو جبهه حق و باطل و اسلام و کفر در مقابل یکدیگر قرار گرفته اند و اکنون فریاد هل من ناصر ینصرنی امام حسین (ع) در عاشورای 61 هجری از پس قرن ها گذشته و اینک از حلقوم فرزند بزرگوارش و نائب امام زمانمان به در آمده که ای مسلمانان امروز اسلام در خطر است و حفظ آن از اهم مسائل است . و اینک ما هستیم که یا این فریاد مظلومانه را لبیک گفته و با تمام وجود به یاری اسلام و اماممان می شتابیم و یا آنکه پیمان شکنی می کنیم و به زندگی نکبت بار و ذلت بارمان ادامه می دهیم که امیدواریم خداوند ما را لایق خود بداند که در خیل فداکاران و یاوران اسلام در آئیم و اکنون که از همه جا همه چیز دل بریده و در این مکان مقدس به نبرد با اهریمنان پرداخته ایم خداوند ما را مورد لطف و رحمت بیکرانش قرار دهد و افتخار شهادت را در راهش نصیب ما گرداند . از دور به خانواده ام سلام عرض می کنم بخصوص مادرم که زحمات زیادی را در این مدت متحمل شده است من هرگز آن ها را از یاد نمی برم و از اینکه نتوانستم این زحمات را جبران کنم معذرت میخواهم و امیدوارم در جهانی دیگر بتوانم آنها را جبران کنم. مادرم در صورتی که من به این افتخار بزرگ نائل گشتم از تو می خواهم که برایم گریه نکنی زیرا فرزندان به منزله امانت های الهی در نزد والدین خود می باشند وامانت را باید به صاحبش برگرداند و انسان روزی متولد شده و روزی از دنیا می رود پس چه بهتر که آزاده و بدین طریق از دنیا برود اما در صورتی که دلت گرفت و خواستی گریه کنی بر مظلومیت و درد دل های آن بانویی گریه کن که در روز عاشورا فرصت عزاداری هم به او نداند و با تازیانه مانع این کار شدند . برای من گریه نکن برای سید و سرورمان گریه کن که در کربلا با لب های عطشان به شهادت رسید و شما ای خواهران و برادرانم امیدوارم که پس از من همچون زینب (س) و حضرت سجاد (ع) پیام خون شهداء را به همه برسانید و پاسداران خون آن ها باشید و در هر کجا و از هرکس که زمزمه ای برخلاف اسلام و انقلاب ودیگر چهره های شناخته شده در خط امام بلند می شود با مشت محکم به دهان شان بکوبید تا بدینوسیله فرصت نفس کشیدن را به او ندهید و روح شهداء را شاد کرده باشید و از دعا برای سلامتی و طول عمر امام عزیزمان کوتاهی نکنید . پیامی دارم به ملت شریف و آزاده ایران از تمام قشرهای اداری و بازاری و کارگر و کشاورز و بخصوص قشر دانش آموزان که امیدان آینده انقلابندکه پیوسته در خط امام حرکت کنند و تا پیروزی نهایی دست از حمایت و یاری ایشان برندارید و وظیفه خود را در این موقعیت حساس شناخته و در انجام آن کوتاهی نکنند و خدای ناکرده عملی انجام ندهند که موجبات خاطر رنجیدگی امام را فراهم کند که در این صورت دل امام زمان (عج) و دل پیغمبر(ص) و علی (ع) را آزرده اند پیوسته در ایجاد وحدت و هماهنگی کوشا باشید و اجتماعات خود را فشرده تر کنید و سنگرها را حفظ کنید بخصوص سنگر مسجد و نماز جمعه را که دشمن از آن ضربه خورده است و درصدد است آنها را از بین ببردش. در پایان به خانواده ام می گویم از مختصر پولی که پس انداز دارم خمس آن را بپردازید و هزار تومان آن را برای کمک به جبهه های جنگ بپردازید و بقیه آن را به صرف خودشان برسانند و موتورم را مورد استفاده قرار دهند . به امید به اهتزاز در آمدن پرچم لا اله الا الله بر بلندترین قله جهان و با آرزوی سلامتی و طول عمر برای رهبر عزیزمان امام خمینی . خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار . والسلام علی من اتبع الهدی در ضمن از شما می خواهم که مرا در قبرستان محسن خان در جوار قبر دیگر شهیدان دیارمان به خاک سپارید تا بلکه در اثر نزدیکی با آنان خداوند گناهانم را ببخشد و مورد عفو قرار دهد . انشاء الله محمود افشاری مورخ 1361/02/07

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.