جعفر شلویری
زندگینامه شهید
جعفر شلویری در روز ۲۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۴ در شهرستان قزوین پا به عرصه حیات نهاد. وی که تنها اولاد ذکور خانواده بود، دوران تحصیلات ابتدایی را در دبستان شهید طباطبایی و راهنمایی را در مدرسه محمد قزوینی و دوره متوسطه را در هنرستان شهید چمران سپری و دیپلم خود را در رشته ی الکترونیک اخذ نمود. او که دیپلم خود را پس از پیروزی انقلاب اخذ کرده بود در آزمون سراسری دانشگاه ها شرکت کرد تا ادامه دهنده تحصیل علم و دانش باشد. شلویری پس از شرکت در کنکور سراسری، در رشته الکترونیک مجتمع آموزشی فنی و حرفه ای تهران پذیرفته و مشغول به تحصیل شد. وی هم زمان با تحصیل در دانشگاه، به عضویت بسیج دانشگاه در آمده و به فعالیت های اجتماعی، فرهنگی و دانشجویی پرداخت. او که یک سال تحصیل در دانشگاه را پشت سر گذاشته بود، فعالیت هایش را در پایگاه علویه قزوین نیز ادامه داد و چندین بار در عملیات های جنگی شرکت کرد. شهید شلویری در آخرین مأموریتش به مناطق جنگی اعزام شد که با شرکت در عملیات کربلای ۴، در جزیزه ام الرصاص به تاریخ 1365/10/04 شهادت را در آغوش گرفته و پیکر مطهرش پس از سال ها گمنامی در زیر آفتاب سوزان شلمچه، توسط گروه های تفحص شهدا کشف و به همراه دیگر هم سنگرانش تشییع و در گلزار شهدای قزوین به خاک سپرده شد.
وصیتنامه شهید
وصیتنامه ی شهید جعفر شلویری
تاریخ: 1365/09/26
وصیتنامه ی شهید جعفر شلویری تاریخ : 1365/09/26 وصیت نامه بسم الله الرحمن الرحیم به نام او و به یاد او و برای او «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمداً عبده و رسوله» پس از ستایش خدا و درود و صلوات بر رسول خدا (ص) و ائمه طاهرین (سلام الله علیهم اجمعین) ، وصیت نامه ام را شروع می کنم: شهادت می دهم که معبودی نیست جز او و شریک و همتایی ندارد و شهادت می دهم که محمد (ص) بنده و فرستاده ی اوست و نیز شهادت می دهم و واقعی می دانم آمدن 124 هزار پیامبر از آدم (ع) تا خاتم النبین، محمد مصطفی (ص) را و شهادت می دهم به چهارده معصوم پاک و شهادت می دهم به مولا امیرالمؤمنین (ع) که جانشین به حق رسول اکرم (ص) می باشد و یازده فرزند او نیز جانشین او هستند، که آخرین آنها یعنی حضرت قائم، مهدی موعود (عج) در غیبت کبری به سر می برد و روزی به فرمان خداوند ظهور خواهد کرد و زمین را سرتاسر عدل و داد فرا می گیرد و شهادت می دهم به ولی فقیه، امام خمینی (ره) که نایب ایشان می باشد. «انا لله و انا الیه راجعون» (بقره/156). شهادت می دهم و واقعی می دانم روز رستاخیز را، یعنی روزی که همه به سوی او بر می گردند و مردگان زنده خواهند شد و پاداش و کیفر اعمال خودشان به آن ها داده خواهد شد و این را واقعاً می دانم که :«هرکس خدا را دوست داشته باشد خدا نیز او را دوست خود می گیرد و عاشق او می شود و خدا عاشقش را نزد خود می برد و خون بهای او در دنیای فانی می شود». ... و در پایان سخنی با پدر و مادرم - که به حق زحمت بسزایی برای این جانب کشیده اند – دارم: مادرم و پدرم! همانطور که گفته بودم من راضی به رضای او هستم و هر طور که او بخواهد. امیدوارم توانسته باشم که یکی از آن هایی باشم که خدا دوستشان دارد. مادرم و پدرم! اگر شهید شدم، گریه کنید؛ نه آن طور که دشمن شاد شود و چون تک فرزند پسرتان هستم، امید است بتوانید این امانت خدا را برای راه خدا به او پس بدهی و از این بابت هم ناراحت نباشید، که خون بهای شهید، خدا است و از شما تقاضا دارم به خاطر زحماتی که برای من کشیده اید، مرا حلال کنید و از کلیه ی فامیل و وابستگان از جانب من طلب بخشش کنید. اما هر کس طلب کرد به او بدهید و از کسانیکه از این جانب طلب دارند، درخواست می کنم که مطالبه کنند و از خواهرم نیز می خواهم که مرا حلال کند. سخنی هم با رفیقان و دوستان عزیزی که واقعاً حق برادری به گردن اینجانب دارند و زحمات بسیاری برای من کشیده اند، دارم : تقاضا دارم زحمات و کارهای تان را به من حقیر حلال کرده و این جانب را عفو نمایید. در پایان کسانی که از بنده ناراحتی و یا غمی به دل گرفته اند، خواهشمندم این جانب را عفو کنند. این وصیت نامه را در تاریخ 1365/09/26 پاکنویس کردم. منتظری نستوه محافظت بفرما.رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما به امید باز شدن راه کربلای معلی و قدس عزیز،خانواده معلی شهدا و مفقودین اسرا بتوانند زیارت کنند. به دست خانواده ام برسد. مدت یکسال نماز وروزه برای ما بگیرید.
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید