صید مراد رشیدی ایل ذوله
شهید

صید مراد رشیدی ایل ذوله

نام پدر: شیرمراد
دانشگاه: (همزمان)دانشگاه تهران-تربیت معلم شهید مدنی قم
مقطع: کاردانی
رشته: امور پرورشی و منابع طبیعی
تولد: اسلام آباد غرب
تاریخ تولد: 1344/10/20
تاریخ شهادت: 1367/05/03
محل شهادت: اسلام آباد غرب — اسلام آباد غرب
عملیات: مرصاد
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

زندگینامه ثبت نشده است.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهیدصید مراد رشیدی

وصیت نامه شهیدصید مراد رشیدی "أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ" با سلام و درود بر امام امت و ملت شهید پرور ایران و با سلام به پیشگاه حضرت ولی عصر (عج) وصایای خویش را هر چند کوتاه و مختصر بر صفحه کاغذ می آورم که خداوند این امر مهم الهی را که بصورت سنت در اسلام نهاد از این بنده حقیر بپذیر. وصیت نامه خود را با نام خدا آغاز می کنم در حالی که هم زمان در حال ذکر او و حرکت بسوی میدان عملیاتی می باشند لذا مختصر و بی مقدمه شروع می کنم ابتدا پدر و مادرم را مورد خطاب قرار می دهم. اما ای پدر و ای مادر در مدتی طولانی مرا در دامن گرم و آغوش پر مهر و محبت که از خالقم نشات گرفته و می گیرد پرورش و تربیت کردید و به حق در این مدت در نظر من تنها یک ذره از آن زحمات و مرارت ها و رنج ها که در جهت پرورشم متحمل شده اید جبران نکرده ام و دین خود را ادا نکرده ام بلکه دربست شرمنده و خجالت زده از اسلام عزیز هستم و در این میان به راستی جسمم مدیون روحم است و چشمم مدیون بینش و اوقات ۲۴ساعته مدیون تفکرات الهام بخش ذهنم بود، زیرا بدون شک نعمتی که خدا به من داده بود در موارد فوق نمی گنجد به هر حال از همه مهم تر باید دربست تسلیم و مطیع او باشیم که شما را آفرید و سپس در خلقت شما درک پرورش فرزندان داد و بعد از آن به واسطه اعضاء و دستگاه پیچیده مخلوقش از بهره برداری نعمات فوق ماند و حالا من که در روز به معرفت، متوجه او شده ام احساس می کنم که در میان جبران و در مرحله ای که باید احقاق حقوق الهی و سپس شما پدر و مادر مهربانم تحقق یابد آرام آرام و با دلی مطمئن گام بر می دارم و به برداشتن گام هایم چیزی جز استواری و اراده الهی چیزی را حس و درک نمی کنم و در این کمال افتخار و سعادت برای من و تو ای پدر و مادرم می باشد. اما تو ای برادر بزرگوارم و همیشه مصمم و استوار به اراده و مشیت الهی و مراد به حق شما و خانواده های شهدا من بارها گفته ام که مرا شرمنده و سرافکنده کرده اید، در پایان برادر جان ضمن اینکه مرا حلال کنی مبلغ ۱۲۰۰تومان دارم آنرا در صندوقی که برای تقویت هزینه تحصیلی دانشجویان ضعیف پیرو خط امام نصب شده بریزید. در آخر ای مادر عزیز گر چه در ظاهر هیچ حق از حقوق تو را ادا نکرده ام ولی کلید گنجی به تو می دهم و آن تنها راه نجات توست و آن این که در عوض اینکه برای من و امثال من گریه کنی برای فردای قیامت گریه کن که عمر ما مثل ابری تند در آسمان سپری می شوند (ان شاء الله که فراموش نکنید). خدایا ای کسی که دین مقدست در جوامع بشری قرار دادی و آن را با برهان و دلیل قاطع توسط انبیاء و اولیاء خاصه ات تحکیم بخشیدید، که در سرزمین های گوناگون در زمان های متوالی و مختلف همواره از سوی گروهی گمراه و سر کش مورد تهدید قرار گرفته و آنرا گاهی منکر شده اند و یا علیه محو و نابودی آن قیام کرده اند و بی شرمانه همه ظواهر هستی و آیات و نشانه های الهی را لگد مال کرده اند و جهت از بین بردن اسلام عزیز و ارزشهای آن قد علم کرده و ایستاده اند اینک تو خود بهتر آگاهید که پیش از هر زمان دیگر دین و آیینت صف آرایی کرده و لشکرهای شیطانی و ضد الهی همگی به اتفاق هم بسیج شده اند و تسلیم قاطع به نابودی اسلام عزیز و مسلمین مظلوم گرفته و از همه نقاط این کره خاکی هر جا اسمی از اسلام و امت محمدی(ص) هست ستم کاران به شدت آن جا را با زور و ظلم و جنایت بی سابقه خود به آتش و خون تبدیل کرده اند و کاملا روشن است و می دانید که ظالمان و جهان خواران هیچ قانون و دادگاهی که داوری کند و مسلمین همیشه مظلوم داد خود را به آنجا برسانند و حق خود را بگیرند نگذاشته اند و اگر هم در جامعه و یا سازمانی باشد آن را در اولین فرصت ممکن با دست پلید شیطانی خود آلوده ساخته و قدرت هر گونه اقدام را از آن گرفته اند و امروزه امت اسلام به هیچ قانون و ملتی اعتماد ندارند و یار و یاوری نمی بینند و تنها و تنها با امدادهای غیبی مدد می گیرند و فقط تکیه گاه خویش را از ناحیه قدرت اسلام و قدرت بی پایان و هستی بخش تو می دانند و آن را جهت نصرت و پیروزی خود کافی می بینند. اما ای پیامبر گرامی که دین با عظمت و مقدس اسلام به خاطر تو و رهبری تو حیات یافت و چهره واقعی خود با وجود مبارک تو و امت واحده تو در هستی نمایان کرد، به عزت و کرامتت سوگند که ما مسلمانان در این برهه از زمان با تمام وجود و با همه توان خود عزم خویش جزم و با توکل بر خدای خویش آن چنان محکم و استوار در مقابل زورگویان و ستمگران دست به دست هم داده و بیش از هر زمان ممکن وحدت خویش را حفظ کرده که مانند یک کوه عظیم و دامنه دار ایستاده ایم که به گونه طوفان و عوامل خشن چهره به خنده نشان دهیم و به هیچ وجه و به هیچ عنوان احساس ضعف و ناراحتی نکرده و نخواهیم کرد و به فضل الهی مطمئن باش به خدایت سوگند تا به دست خود احقاق حق نکنیم و تلافی همه ی تهدی و تجاوزاتی را که در طول تاریخ بشر به مسلمانان کرده اند نگیریم و دشمنان تو و امتت به خواری و زبونی نکشانیم و انقلاب عظیم اسلامی را به رهبری امام خمینی در سر تا سر جهان صادر کنیم و جمله ی کفار را به عذاب دردناک کیفر دهیم سلاح را بر زمین نخواهیم گذاشت و دست از جنگ و پیکار نخواهیم کشید و آرام و قرار نخواهیم گرفت. یا همگی فدای راهت می شویم که آرزوی دیرینه ماست یا عدل و داد الهی و حاکمیت اسلام به رهبری امام زمان (عج) و نایب بر حقش امام خمینی بر قرار خواهیم کرد که در آن هیچ گونه شکی نداریم و از طرفی ما زندگی را بدون جنگ و مبارزه با ستمکاران و شیطان مردن و ننگ می دانیم و به نظر بنده زندگی مسلمانان یعنی پیکار و مبارزه دائم با زور و هوا و هوس شیطانی و بی عدالتی و بی دادگری ظالمان و این را هم متذکر می شوم که در حقیقت ایمان به این چیزها صفای زندگی است یعنی هر چیز لذت و صفایی دارد و لذت و صفای زندگی ایمان مومن است. و حال این شهداء اگر چه به حقیقت تحمل فراغت و دوری شما سخت و دیگر چهره مبارک شما در میان چهره های ما نیست و روح پر فتوح و نافذ شما به ملکوت پرواز کرد و با حرکت ایثار و از خود گذشکی خود به اسلام و مسلمین عزت و آبرو بخشیدید و تنها با شهادت شما احساس سستی و دلسردی و تنهایی نخواهم کرد بلکه به سر بریده سرور شما حسین بن علی (ع) سوگند ما مسلمانان با رفتن شما همه نیروهای فکری و روحی و جسمی خود را دقیقا متوجه دشمنان شما که منکران حق و حقیقت هستند معطوف می سازیم و دشمن با این حرکت پلید خود نابودی و خسران خود را تضمین می کند و بدون شک خواست خداوند متعال است چرا که در این جریان همه شما به کمال حیات و لقای حق نائل می شوید و هم دشمنان حق اسلام حیات دنیوی و اخروی خود را به دست فنا و نابودی می سپارند. سخنی دارم با جوانان قشر تحصیل کرده و به خصوص دانشجویان که اینک هنگام یک آزمایش بزرگ الهی است و بیش از پیش آگاهانه به مسائل اساسی اسلام عزیز بپردازند و دیگر جای درنگ نیست اگر چه تحصیل فنون مختلف در آینده کمک شایانی به اسلام خواهد کرد اما ای برادران بیائید مقداری دقیق تر بیندیشید هم اکنون تنها تحصیل و پرداختن به فراگیری علوم، بنده خطایی بزرگ و خسرانی جبران ناپذیر می دانم. مگر نه این است که مسئله مهم و اساسی اسلام عزیز به مرحله حساسی رسیده است و از حالت جنگ و مبارزه نظامی فراتر رفته و به مرحله پیچیده تری رسیده و سستی و بی تفاوتی در میدان مبارزه و سیاست ننگ است و فعالیت خود را به یک سلسله افکار محدود نکنیم و زیان و خسران حتی شما وقتی ست که خود با وضع موجود قانع کنید. بیایید در کنار انجمن های اسلامی دست به دست هم دهیم و حرکتی نو آفرینیم. در میدان واقعی جنگ و پیکار و در صحنه های سیاسی مملکت فعالانه حضور یابید که مطمئنا سعادت واقعی شما تنها و تنها در این است و در غیر اینصورت عمر ضایع خواهد شد. والسلام.

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.