اسماعیل شهبازی
شهید

اسماعیل شهبازی

نام پدر: محمد
دانشگاه: مرکز تربیت معلم شهید کوچری خوی
مقطع: کارشناسی
رشته: تربیت معلم
تولد: روستای چورس - چایپاره
تاریخ تولد: 1343/12/20
تاریخ شهادت: 1366/10/30
محل شهادت: ماووت عراق — ماووت، عراق
عملیات: بیت المقدس 2
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید دانشجوی معلم بسیجی شجاع و مخلص و با صفا و مهربان،‌ اسماعیل شهبازی در سال 1343 در خانواده مؤمن و پاک و با صفا در روستای چورس از توابع بخش چایپاره دیده به جهان هستی باز کرد. در آغوش و در دامان پاک پدری مهربان و صمیمی و مادری دلسوز و رنج دیده بالیده شد و با یاد و نام و عشق امام حسین(ع) بزرگ شد. با تلاش و جدیت هر چه بیش تر تحصیلات خود را در زادگاهش و شهرستان خوی با موفقیت به پایان رساند و وارد مرکز تربیت معلم شهید کوچری گردید و دانشجو معلم شد. اسماعیل، شیرین سخن و مایه سرور و خوشحالی دل دوستان و بسیجیان و سلحشوران بود. گشاده رو و خندان و مهربان و باصفا و خونگرم بود. ضمیر و اندرونی پاک و معنوی داشت. وقتی که خدا را می خواند گویی تمام وجودش با خدا مناجات و راز و نیاز می کند. مؤدب و فروتن بود. به همه اخلاص می ورزید و همه را دوست می داشت و خود محبوب دل دوستان و رزمندگان مؤمن بود. اخلاق نیکو و پسندیده‌ای داشت. بزرگوار بود و نگاه مهربانانه‌ای داشت. با دست پرمهرش با یاران مصافحه می کرد. از صمیم دل به دوستان،‌ دوستی و عشق می ورزید. زنده نام اسماعیل، مجاهد پاک، جوان مؤمن و معتقد و مذهبی،‌ پیرو خط امام و ولایت و رهبری فقیه بود. واجبات را به پای می داشت و امر به معروف و نهی از منکر می کرد و نماز شب می خواند. در مناجات ها و دعای کمیل و توسل شرکت می کرد. دوستدار و دلباخته اسلام و انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) بود. مهر سیدالشهدا(ع) را دل داشت و در بزرگداشت ماه محرم و ماه خون ماه پیروزی حق‌، عزادار بود و به عشق امام حسین(ع) شیفته فرزند صالح او، امام خمینی بود. در پایگاه مقاومت عضو بود و نقش فعالی داشت و در راستای لبیک گویی به ندای هل من ناصر ینصرنی حضرت روح الله لباس بسیجی بر تن کرد و به صف مجاهدان و پیکارگران راه حقیقت پیوست. نامش با نام بسیجی مجاهد و شجاع در جریده عاشقان حق و پیروان ولی امر زنده و مزین شد. عازم جبهه ها شد و در راه حفظ میهن اسلامی و دین و شرف و حیثیت مدت ها در میادین نبرد و پیکار با خصم و دشمن زبون و کافر بعثی به جانبازی و ایثارگری پرداخت. وجودش را مأمن و جایگاه انس و دوستی برای رزمندگان ساخت و پس از مدت ها رشادت و مجاهدت و نبرد در تاریخ1366/11/2 در سرزمین ماووت در عملیات بیت المقدس 2 به شرف والای جاویدالاثری نائل شد و به جاودانگاه تاریخ و دفتر زرین دفاع از میهن و شرف پیوست و نامش را جاودانه ساخت.

وصیت‌نامه شهید

اینجانب اسماعیل شهبازی ، که چند بار توفیق همراهی رزمندگان را داشتم و ترکیب کلمات و جملات را از آنان یاد گرفته ام ، اکنون که عازم عملیاتی دیگر هستم و می رویم که بار دیگر در کنار حماسه آفرینان عبور اسلام شاهد فتحی دیگر باشیم

خاطرات و روایات

محمد رحیمی دوست دوران دانشگاه و همرزم او می گفت: شهید شهبازی بسیار مودب و خویشتن دار بودند به یاد دارم یکبار در غذا خوری دانشگاه برای دلخوشی خود و سرکار گذاشتن اسماعیل در نمکدان را عمدا باز کردم و روی میز گذاشتم زمانی که اسماعیل خواست به غذایش نمک بریزد تمام نمک در ظرف غذاییش خالی شد من که منتظر پرخاش و دعوای اسماعیل بودم با تعجب ناظر تبسمش گشتم اسماعیل با لهجه شیرینش گفت :برادر رحیمی من که خود با نمک هستم چرا بچه ها اینگونه با من شوخی می‌کنند . من که متحیر از این رفتار اسماعیل بودم برای بار دوم این شوخی را تکرار کردم تا ببینم اسماعیل تا چه اندازه خود دار است این بار نیز اسماعیل نه تنها پرخاش نکرد بلکه با رفتارش مرا شرمنده کرد اسماعیل نگاه معصومی به من انداخت و میز غذا را ترک کرد ، من ماندم و آن نگاه