محسن باقرفراش
زندگینامه شهید
برادر شهید محسن باقر فراش فرزند علی اکبر در اصفهان چشم به جهان گشود تحصیلات ابتدایی را سپری نمود و وارد مدرسه راهنمائی شد پس در دبیرستان هراتی اصفهان در رشته فرهنگ و ادب مشغول به تحصیل شد و با پشتکار و اراده ای که داشت در کنکور دانشگاه در رشته علوم تربیتی قبول شد و مشغول به تحصیل گشت اما درآن سال انقلاب فرهنگی در دانشگاه شروع شده بود و بخاطر آن دانشگاه تعطیل شد از فرضی که بدست آورد به نحو احسن استفاده نمود و وارد سپاه پاسداران شد و سرانجام در ندامتگاه اصفهان مشغول بکار شد تا اینکه نیروهای مزدور عراق به کشور ایران تجاوز نمودند و در این هنگام بود که با سایر برادران سپاه به فکر دفاع از سرزمین مقدس جمهوری اسلامی ایران بر آمد و چندین نوبت به جبهه اعزام شد پس از آن دانشگاه باز شد و سایر دانشجویان به کلاس های درس خود بازگشتند ولی او برنگشت. خلاصه پس از چند ماه که چندین بار در جبهه حضور یافته بود سرانجام در عملیات بیت المقدس شرکت نمود و او که دیگر انسانی متقّی شده بود از دنیا بریده و به معشوق رسیده در این دنیای خاکی احساس دلتنگی می نمود و درست حدیث دنیا زندان مؤمنین است در وجودش پیدا بود. در این عملیات به شهادت رسید و به لقاءالله پیوست زندگی او سراسر کوشش و مبارزه و تهذیب اخلاق و کسب علم و تقوا سپری شد با پولی که از سپاه می گرفت به تشکیل واحد فرهنگی ندامتگاه اصفهان پرداخت و چندین صد جلد کتاب برای آنجا خریداری نمود وآن واحد فرهنگی را رونق بخشید او آرزو داشت که روزی قلم ها جای مسلسل ها را بگیرد و علم ارزش و بهاء خود را بازیابد اخلاق بسیار خوب داشت دردانشگاه عضو انجمن اسلامی دانشجویان بود و در ایجاد راهپیمائی ها فعالانه شرکت می نمود و درتظاهرات سر از پا نمی شناخت چندین ماه جزء پاسدارانی بود که مراقبت از امام را برعهده داشتند و با افتخار این کار را پذیرفته بود و بعضی از وقت ها که او را می دیدم سخنان بسیار جالب از خاطرات خود بر ایمان تعریف می کرد زندگی برای افرادی مثل او فقط خوردن و خوابیدن و به فکر منافع مادی بودن و غوطه ور شدن ودر مادیات نبود بلکه او مشغول ساختن خود و تهذیب نفس خود وسپس به فکر ساختن جامعه بود لباس های ساده و تمیز می پوشید و از دبیرستان که به منزل بر می گشت اکثر اوقات به کمک پدرش که مغازه خشک شویی در خیابان فیض داشت می رفت و حتی موقعی که در دانشگاه پذیرفته شده بود تکبّر و غرور او را فرانگرفتو درهمان زمان بیشتر در مغازه به پدر خود کمک می نمود برای آن که هزینه تحصیلات دوره دبیرستان خود را فراهم کند و زیاد به خانواده اش فشار اقتصادی وارد نیاورد به ساختن اشیاء زیبا با چوب یا به عبارت دیگر به منبّت کاری می پرداخت. از وقت خود به نیکو استفاده می نمود و در تعطیلات تابستانی به جای اینکه مثل بعضی از بچه ها به فکر سینما وتفریح باشد به فکر کار و تلاش بود افرادی مثل او که در خانواده مذهبی متولد شده بودند در اثر تعلیمات مذهبی که در عمق وجودشان رسوخ نموده بود هرکس را در اولین برخوردها به سوی آن ها جذب می کرد
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محسن باقرفراش
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید