محمود قلندری
زندگینامه شهید
شهید بزرگوار محمود قلندری در سال 1340 در روستای حسنلو در یک خانواده متوسط (از نظر مادی) و آکنده از معنویت و عاشق به اسلام چشم به جهان گشود. در شش سالگی وارد سنگر علم و فضیلت و تعلیم و تعلم شد که دوره ابتدایی را در همان محل به اتمام رساند. در وجود وی از همان اول کودکی شجاعت، جسارت و شهامت و همدردی با طبقه محروم، معلوم و زبانزد همه بود. بعد از اتمام دوره ابتدایی از آن جا که محرومیت و فقر فرهنگی حاکم بر روستائیان بود اقمار و نوکران کثیف خاندان پهلوی به دستور آمریکا هدفی جز تخریب روستاها نداشتند و به علت فقدان مدرسه راهنمایی جهت ادامه تحصیل به شهرستان نقده عزیمت نمود و از این دوران چون محتوای کتب درسی را برای انجام وظیفه و کسب کمال و شناخت، کافی نمی دانست لذا به مطالعات کتب مختلف پرداخت و سعی در هر چه بیش تر شناختن تشیع علوی و کتب اسلام و فرامین قرآن نمود. در کلاس های احادیث و قرآن در مجامع مذهبی و مساجد شرکت می کرد و یکی از برجستگان این جلسات به شمار می رفت. دوره دبیرستان را با علاقه ای که به فنون و مهارت های فنی داشت در هنرستان فنی شروع به تحصیل نمود که این دوران مصادف با شروع و پیروزی انقلاب اسلامی بود. عمده فعالیت های چشمگیر ایشان از این دوران شروع شد. از جمله تشکیل انجمن اسلامی در هنرستان، فعالیت های گوناگون مذهبی سیاسی و مقابله با توطئه گروهک ها در مدارس بود. از دیگر فعالیت ایشان، تشکیل کانون اسلامی حسنلو، پخش اعلامیه های حضرت امام و فعالیت های تبلیغاتی و فرهنگی و جذب جوانان به تشکل های مذهبی بود و به طوری که منزل ایشان به عنوان یک پایگاه و محل حرکت و تجمع جوانان مسلمان بود. گذشته از این فعالیت ها در اوایل تشکیل سپاه نقده به طور نیمه وقت شروع به فعالیت نمود و اوقات فراغت و بیکاری را در این سنگر می گذراند و خود را در اختیار سپاه گذاشته بود. شرکت دسته جمعی در کارهای مختلف روستائیان با جوانان مسلمان مثل شن ریزی، کانال کشی، آبادانی روستا و کمک به کارهای کشاورزی از دیگر تلاش های ایشان بود. علاقه زیادی به هماهنگی و وحدت بین نیروهای مؤمن و انقلابی داشت. وی نقش زیادی در تشکیل کلاس های قرآن و نهج البلاغه و فلسفه و منطق داشت. با شروع جنگ تحمیلی با همراه عده زیادی از رزمندگان عازم جبهه شده و برای اثبات و همراه نمودن علم و عمل به تحصیلات خود ادامه داد و بعد از اتمام دوره متوسطه هنرستان در کاردانی رشته راه و ساختمان وارد انستیتوی تبریز شد. وی در دوران خدمت در سپاه و بسیج مسئولیت پذیرش و فرماندهی نیروهای طرح لبیک را عهده دار بود و در سازماندهی این نیروها نقش اول را داشت و همچنین فرماندهی گردان های طارق و قائم را در زمان های مختلف به عهده داشت. وی ضمن تحصیل در دانشگاه و فعالیت های یاد شده همیشه حضوری فعال در جبهه ها داشت و در عملیات های مختلف در رسته های رزمی مختلف شرکت کرده که جبهه های غرب و جنوب فداکاری و حضور ایشان را از یاد نخواهند برد. شهید محمود قلندری در سال 64 به همراه کاروان کربلای 3 برای حراست و حفظ دستاوردهای عملیات والفجر 8 به جبهه جنوب و منطقه فاو رهسپار شد و بعد از مدت زیادی مقاومت در این منطقه از ناحیه پهلو به طور سطحی مجروح شد. بعد از آن برای استراحت و دیدار با خانواده به شهرستان نقده بازگشت که پس از دو روز و مشاهده شرارت های دشمن بعثی در منطقه حاج عمران با عجله به همراه یک گردان از نقده به منطقه فوق عزیمت نمود و با حضور دیگر دلاوران طرح لبیک شهرستان نقده شروع به نبرد با دشمن کرده و با جوانان غیور این سامان حماسه ها به یادگار گذاشتند و تا این که در صبحگاه 65/3/1 مصادف با 12 رمضان پنج شنبه پس از این که تا اذان صبح نبرد کرده و جنگیده بود بعد از حلالیت خواهی از همرزمانش برای ملاقات با خدا آماده تر شد. وی که گویی عجله بر این امر داشت سعی داشت که خیلی ظریف و کاملاً خالصانه و مثل یک دوست واقعی با معبود خود ملاقات کند. لذا بعد از خداحافظی با دوستان با اذان سحرخیزان رزمنده نماز صبح را اقامه نمود و بعد از خواندن قرآن جهت سرکوب فراریان دشمن در واقع برای لبیک گفتن و قبول دعوت حق به همراه بی سیم چی خود از سنگر خارج می شود که بعد از چند لحظه تیراندازی به طرف دشمن با غرش خمپاره دژخیمان بعثی پرپر می شود که بعد از اصابت ترکش از چند نقطه، بدن خود را رو به قبله کرده و در حالت نشسته در سنگر خود در کنار شهید قاسم حمامی جان به جهان آفرین تسلیم می کند.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمود قلندری
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید